چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

دکتر جمشیدی بررسی کرد؛

بررسی ریشه‌ها و زمینه‌های شهادت رهبر انقلاب

بررسی ریشه‌ها و زمینه‌های شهادت رهبر انقلاب
عصر قم - عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در تشریح زمینه‌های نظامی و محاسباتی دشمن گفت: دستگاه محاسباتی دشمن بر اساس منطق سود و هزینه مادی عمل می‌کند و هر زمان احساس کند هزینه یک اقدام بیش از منافع آن است، از انجام آن صرف‌نظر خواهد کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در تشریح زمینه‌های نظامی و محاسباتی دشمن گفت: دستگاه محاسباتی دشمن بر اساس منطق سود و هزینه مادی عمل می‌کند و هر زمان احساس کند هزینه یک اقدام بیش از منافع آن است، از انجام آن صرف‌نظر خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، دکتر مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در هم‌اندیشی علمی «میراث اجتماعی و تمدنی رهبر شهید(ره)» که امروز در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، با تأکید بر اینکه تحلیل این رخداد نیازمند بررسی هم‌زمان ابعاد نظامی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است، اظهار داشت: فرضیه نفوذ در این واقعه، فرضی بدبینانه یا دور از ذهن نیست؛ زیرا با دشمنی مواجه هستیم که به هیچ چارچوب، اخلاق و قاعده‌ای پایبند نیست و برای دستیابی به اهداف خود از هر ابزاری بهره می‌گیرد. با این حال، از آنجا که اطلاعات کافی درباره ابعاد امنیتی و اطلاعاتی حادثه در اختیار نیست، تمرکز بحث را بر زمینه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و محاسبات راهبردی دشمن قرار می‌دهم.
وی در تشریح زمینه‌های نظامی و محاسباتی دشمن گفت: دستگاه محاسباتی دشمن بر اساس منطق سود و هزینه مادی عمل می‌کند و هر زمان احساس کند هزینه یک اقدام بیش از منافع آن است، از انجام آن صرف‌نظر خواهد کرد. به اعتقاد من، دشمن در اسفند ۱۴۰۴ به این جمع‌بندی رسیده بود که اقدام علیه رهبر انقلاب دیگر هزینه حداکثری و بازدارنده‌ای برای آن ایجاد نخواهد کرد و همین تغییر در دستگاه محاسباتی، زمینه تصمیم‌گیری برای چنین اقدامی را فراهم ساخت.
دکتر جمشیدی با اشاره به راهبرد تدریجی دشمن افزود: این روند یک تصمیم دفعی نبود، بلکه بر اساس نظریه انتخاب عقلانی و به‌صورت گام‌به‌گام دنبال شد؛ از ترور دانشمندان هسته‌ای آغاز شد، سپس به ترور شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید سید حسن نصرالله رسید و در نهایت به این مرحله منتهی شد. دشمن در هر گام، میزان واکنش جمهوری اسلامی را سنجید و بر اساس همان ارزیابی، گام بعدی را طراحی کرد.
وی با انتقاد از نحوه پاسخ به اقدامات دشمن اظهار داشت: واکنش‌های گذشته، متناسب و هم‌سطح با اقدامات دشمن نبوده است. به جای آنکه جان عناصر راهبردی و تأثیرگذار دشمن هدف قرار گیرد، پاسخ‌ها عمدتاً به برخی تجهیزات و زیرساخت‌ها محدود شد و همین مسئله موجب شد بازدارندگی به صورت نسبی و محدود باقی بماند. به تعبیر وی، «به یک سیلی بسنده کردیم و انتقام سخت به تعویق افتاد» و همین امر، جرئت و امکان اقدام‌های بعدی را برای دشمن فراهم کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همچنین با اشاره به جنگ دوازده‌روزه تصریح کرد: در آن مقطع نیز به سمت تحمیل هزینه‌های سنگین و تعیین‌کننده به دشمن حرکت نشد، آتش‌بس پذیرفته شد و کشور وارد فضای مذاکره شد؛ روندی که از نگاه وی نه‌تنها زنجیره اقدامات تروریستی دشمن را متوقف نکرد، بلکه این تصور را در ذهن دشمن تقویت کرد که هزینه اقداماتش همچنان قابل مدیریت است.
وی در ادامه، ساختار تصمیم‌گیری در حوزه امنیت ملی را مورد نقد قرار داد و گفت: مسئله اصلی در این بخش متوجه نیروهای نظامی نیست، بلکه به ساختار سیاست‌گذاری بازمی‌گردد. شورای عالی امنیت ملی و حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌شدت دولت‌زده هستند و با تغییر دولت‌ها، جهت‌گیری‌ها، اولویت‌ها و ملاک‌های تصمیم‌گیری نیز دستخوش تغییر می‌شود.
دکتر جمشیدی با استناد به سخنان شهید آیت‌الله بهشتی تأکید کرد: نظام جمهوری اسلامی، نظام «امام و امت» است و اصالت در آن با ولایت و رهبری است، نه با رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس دولت؛ از این رو، نباید تصمیمات راهبردی کشور تابع تغییر دولت‌ها و سلایق سیاسی باشد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سپس به بررسی زمینه‌های غیرنظامی این رخداد پرداخت و سه تصویر نادرست را که به باور او پیام ضعف به دشمن منتقل کرده است، برشمرد.
دکتر جمشیدی نخستین عامل را شکل‌گیری تصویر «دولت ضعیف» دانست و گفت: هنگامی که از سوی بخشی از حاکمیت، پیام‌هایی مانند «نمی‌توانیم»، «راهی جز مذاکره نداریم»، «کشور در بن‌بست قرار گرفته است» یا «فشارها غیرقابل تحمل است» مخابره می‌شود، دشمن این پیام را دریافت می‌کند که با دولتی مقتدر و دارای اراده مقاومت مواجه نیست و فشارهای سیاسی و اقتصادی توانسته است بر تصمیم‌گیری‌ها اثر بگذارد.
وی دومین عامل را ایجاد شکاف در قدرت سیاسی عنوان کرد و افزود: دوگانه میان «گرایش به مذاکره» و «تداوم مقاومت» تصویری از چنددستگی در حاکمیت به دشمن منتقل کرد. به اعتقاد وی، حتی مواضع بعدی مسئولان نیز نتوانست این تصویر را به‌طور کامل اصلاح کند و همین برداشت، در محاسبات راهبردی دشمن اثرگذار بود و این تصور را ایجاد کرد که در داخل کشور درباره نحوه مواجهه با دشمن اجماع وجود ندارد.
دکتر جمشیدی سومین عامل را فاصله گرفتن بخشی از جامعه از گفتمان رسمی نظام دانست و با اشاره به حوادث سال‌های ۱۳۸۸، ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ اظهار داشت: این رخدادها، به‌ویژه زمانی که در جنگ روایت‌ها به‌عنوان نشانه‌ای از شکاف میان مردم و نظام بازنمایی شدند، به دشمن این تصور را القا کردند که زمینه برای اقدامات براندازانه و حتی تروریستی فراهم شده است. به گفته وی، دشمن بیش از آنکه بر واقعیت‌های میدانی تکیه کند، بر اساس تصویرسازی‌های رسانه‌ای و روایت‌هایی که از وضعیت داخلی ایران دریافت می‌کند، تصمیم‌گیری می‌کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، افزود: هرچه این تصویر از انسجام ملی و اقتدار نظام فاصله بگیرد و به سمت نمایش ضعف، اختلاف یا کاهش بازدارندگی سوق داده شود، احتمال خطای محاسباتی دشمن و افزایش سطح تهدیدها نیز بیشتر خواهد شد.
دکتر جمشیدی در پایان تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین درس‌های این حادثه، ضرورت بازسازی بازدارندگی در همه ابعاد نظامی، سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای است؛ چرا که دشمن بر پایه محاسبات خود عمل می‌کند و هر عاملی که هزینه اقدامات خصمانه را کاهش دهد یا تصویری از ضعف و شکاف داخلی ارائه کند، می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های راهبردی او نقش تعیین‌کننده داشته باشد.


نظرات شما