شنبه ۶ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

دکتر بابایی‌مجرد‌:

عاملیت انسان ایرانی باید در همه مراحل جنگ و صلح مورد توجه حکمرانی قرار گیرد

عاملیت انسان ایرانی باید در همه مراحل جنگ و صلح مورد توجه حکمرانی قرار گیرد
عصر قم - عضو هیأت علمی پژوشگاه، تأکید کرد: جنگ را نباید صرفاً به نبرد نظامی تقلیل داد، بلکه جامعه در مراحل مختلف صلح، گذار به جنگ، دوران جنگ، گذار به صلح و آتش‌بس با اقتضائات متفاوتی مواجه است و در تمامی این مراحل، «عاملیت انسان ایرانی» می‌تواند به عنوان مهم‌
  بزرگنمايي:

عصر قم - عضو هیأت علمی پژوشگاه، تأکید کرد: جنگ را نباید صرفاً به نبرد نظامی تقلیل داد، بلکه جامعه در مراحل مختلف صلح، گذار به جنگ، دوران جنگ، گذار به صلح و آتش‌بس با اقتضائات متفاوتی مواجه است و در تمامی این مراحل، «عاملیت انسان ایرانی» می‌تواند به عنوان مهم‌

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر حسین بابایی‌مجرد‌‌، عضو هیأت علمی پژوشگاه، در نشست هم‌اندیشی «مواجهه با غرب؛ رستاخیز ایرانی در تقابل با راهبرد غربیِ مهار عاملیت جمعی» که روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه برگزار شد، با ارائه تحلیلی از نسبت جنگ، حکمرانی و عاملیت اجتماعی، تأکید کرد: جنگ را نباید صرفاً به نبرد نظامی تقلیل داد، بلکه جامعه در مراحل مختلف صلح، گذار به جنگ، دوران جنگ، گذار به صلح و آتش‌بس با اقتضائات متفاوتی مواجه است و در تمامی این مراحل، «عاملیت انسان ایرانی» می‌تواند به عنوان مهم‌ترین ظرفیت ملی ایفای نقش کند.
وی با بیان اینکه یکی از خلأهای جدی در سیاست‌گذاری، غفلت از دوره‌های گذار میان صلح و جنگ و بالعکس است، اظهار داشت: انسانی که سال‌ها در شرایط عادی زندگی کرده است، هنگام ورود به وضعیت جنگی ناچار به تغییر بسیاری از مناسبات فردی و اجتماعی خود می‌شود و این تغییر، هزینه‌های ذهنی و عملی فراوانی به همراه دارد. از این‌رو، وظیفه نظام حکمرانی تنها اداره دوران جنگ نیست، بلکه باید بتواند جامعه را برای ورود به شرایط بحرانی آماده کند و پس از پایان بحران نیز زمینه بازگشت به وضعیت جدید را فراهم آورد.
دکتر بابایی‌مجرد‌ با اشاره به تجربه پایان دفاع مقدس، نقش رهبری امام خمینی(ره) را در مدیریت این گذار تعیین‌کننده دانست و افزود: پذیرش پایان جنگ برای جامعه‌ای که سال‌ها با روحیه جهاد و مقاومت زیسته بود، فرآیندی دشوار به شمار می‌رفت و هدایت امام(ره) زمینه پذیرش این تحول را فراهم کرد.
وی در ادامه، رویکردهای رایج حکمرانی را مورد نقد قرار داد و گفت: در الگوهای سنتی، دولت از موضع بالا به پایین، جامعه را هدایت و کنترل می‌کند، اما نظریه‌های جدید حکمرانی بر این باورند که دولت باید از نقش فرمانده فاصله گرفته و به نهادی خدمت‌گزار و تسهیل‌گر برای مشارکت مردم تبدیل شود.
دکتر بابایی‌مجرد‌ سپس با نقد مبانی سیاست‌گذاری اقتصادی پس از جنگ تحمیلی، تصریح کرد: بخش مهمی از سیاست‌های اقتصادی جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته بر مبنای منطق تعادل و ثبات اقتصاد نئولیبرال شکل گرفته است؛ منطقی که ثبات نرخ ارز، قوانین، مقررات و کاهش تنش‌های سیاسی را پیش‌شرط توسعه و جذب سرمایه می‌داند.
وی افزود: بر همین اساس، برخی اقتصاددانان هرگونه تقابل جمهوری اسلامی با نظم سلطه جهانی را مغایر منافع ملی ارزیابی کردند، در حالی که ماهیت انقلاب اسلامی، مقابله با نظام سلطه است و نمی‌توان انتظار داشت جمهوری اسلامی برای دستیابی به ثبات اقتصادی، از هویت انقلابی خود فاصله بگیرد.
دکتر بابایی‌مجرد‌ با اشاره به جنگ اخیر، عملکرد ساختار اداری جمهوری اسلامی را یکی از نقاط قوت این دوره توصیف کرد و گفت: با وجود وقوع جنگ، عملیات نفوذ و تلاش برای ایجاد بی‌ثباتی، نظام بروکراتیک کشور دچار فروپاشی نشد و توانست به فعالیت خود ادامه دهد.
وی این موضوع را نتیجه وجود «افزونگی» در ساختارهای مدیریتی دانست و اظهار کرد: اگرچه از منظر اقتصاد سرمایه‌داری، انجام یک مأموریت توسط چند مجموعه ممکن است ناکارآمد تلقی شود، اما در شرایط بحران همین ویژگی به یکی از عوامل استحکام و تداوم عملکرد نظام تبدیل می‌شود.
عضو هیأت علمی پژوشگاه، همچنین تنوع در الگوهای کنش اجتماعی را از دیگر مؤلفه‌های استحکام نظام‌های پیچیده برشمرد و گفت: اگر همه رفتارهای اجتماعی به سمت یکنواختی سوق داده شوند، ظرفیت جامعه کاهش خواهد یافت، در حالی که پذیرش تنوع و تکثر در عاملیت مردم، قدرت و پایداری نظام را افزایش می‌دهد.
دکتر بابایی‌مجرد‌ در بخش دیگری از سخنان خود با تشریح تفاوت میان دو مفهوم «تاب‌آوری» و «ضدشکنندگی»، توضیح داد: در الگوی تاب‌آوری، سیستم پس از تحمل ضربه به وضعیت پیشین بازمی‌گردد، اما در الگوی ضدشکنندگی، بحران و فشار موجب رشد و تقویت سیستم می‌شود؛ همان‌گونه که عضلات انسان در اثر فشار و تمرین، قوی‌تر می‌شوند.
وی این مفهوم را با سنت‌های الهی در قرآن کریم مرتبط دانست و خاطرنشان کرد: بسیاری از ابتلائات الهی برای غربال جامعه، خالص‌سازی نیروها و تفکیک صفوف مؤمنان از غیرمؤمنان است و از این منظر، بحران صرفاً تهدید نیست، بلکه فرصتی برای رشد و تعمیق ظرفیت‌های امت اسلامی محسوب می‌شود.
دکتر بابایی‌مجرد‌ در ادامه، گرایش برخی جریان‌های سیاسی به حکمرانی تکنوکراتیک را نیز مورد نقد قرار داد و اظهار داشت: در سال‌های اخیر، چه در میان برخی اصلاح‌طلبان و چه در بخشی از جریان‌های اصولگرا، نوعی تمایل به تصمیم‌گیری نخبگانی و کاهش نقش مردم در اداره کشور مشاهده می‌شود؛ رویکردی که ظرفیت عاملیت اجتماعی را نادیده می‌گیرد.
وی همچنین نسبت به برچسب‌زنی به حرکت‌های مردمی هشدار داد و گفت: توصیف برخی اجتماعات و آیین‌های مردمی با عناوینی همچون «مناسک هیجانی» یا «رفتارهای زودگذر»، در واقع تلاشی برای تقلیل و بی‌اعتبار کردن نقش مردم در تحولات اجتماعی است، در حالی که بسیاری از این کنش‌ها ریشه در باورها، فرهنگ و خلاقیت اجتماعی دارند.
دکتر بابایی‌مجرد‌ در پایان با اشاره به نسبت توسعه و بحران تأکید کرد: برخلاف دیدگاهی که توسعه را صرفاً در سایه ثبات امکان‌پذیر می‌داند، تجربه جمهوری اسلامی و همچنین آموزه‌های قرآنی نشان می‌دهد که بحران‌ها و تنش‌ها، در صورت برخورداری از حکمرانی صحیح و اتکا به عاملیت مردم، می‌توانند به فرصتی برای رشد، پالایش، افزایش انسجام اجتماعی و تقویت ظرفیت‌های ملی تبدیل شوند.


نظرات شما