چهارشنبه ۳ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

دکتر محمدی‌نیا:

رستاخیز اجتماعی پس از جنگ، احیای عاملیت جمعی و فرصتی برای تقویت جمهوریت است

رستاخیز اجتماعی پس از جنگ، احیای عاملیت جمعی و فرصتی برای تقویت جمهوریت است
عصر قم - عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تبیین ماهیت تجمعات مردمی پس از جنگ، این حضور اجتماعی را یک «کنش سیاسی» و نشانه‌ای از احیای عاملیت جمعی در ایران دانست و تأکید کرد که این رخداد می‌تواند به تقویت ارکان جمهوریت در جمهوری اسلامی منجر شود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تبیین ماهیت تجمعات مردمی پس از جنگ، این حضور اجتماعی را یک «کنش سیاسی» و نشانه‌ای از احیای عاملیت جمعی در ایران دانست و تأکید کرد که این رخداد می‌تواند به تقویت ارکان جمهوریت در جمهوری اسلامی منجر شود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر محمدی‌نیا، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست هم‌اندیشی «مواجهه با غرب؛ رستاخیز ایرانی در تقابل با راهبرد غربیِ مهار عاملیت جمعی» که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه برگزار شد، با تبیین ماهیت تجمعات مردمی پس از جنگ، این حضور اجتماعی را یک «کنش سیاسی» و نشانه‌ای از احیای عاملیت جمعی در ایران دانست و تأکید کرد که این رخداد می‌تواند به تقویت ارکان جمهوریت در جمهوری اسلامی منجر شود.
وی در آغاز سخنان خود با بیان اینکه بحث خود را در سه محور شامل ماهیت تجمعات، تاریخ اجتماعی این حرکت و ارزیابی کارکردهای آن سامان داده است، اظهار داشت: آنچه پس از جنگ تحمیلی اخیر در جامعه ایران شکل گرفت، صرفاً یک تجمع خیابانی نیست، بلکه یک عمل سیاسی است که در اشکال مختلف خود را نشان می‌دهد و باید آن را در چارچوب بازگشت عاملیت جمعی جامعه ایرانی تحلیل کرد.
عضو هیئت علمی گروه غرب‌شناسی افزود: این حرکت را باید نوعی زنده شدن دوباره عاملیت اجتماعی پس از دوره‌ای از رکود و رخوت دانست؛ دوره‌ای که در آن برخی مناسبات داخلی به تدریج موجب تضعیف جمهوریت شده بود، اما جنگ به عنوان یک عامل بیرونی، زمینه تغییر این مناسبات و احیای امید به تقویت جمهوریت را فراهم کرد.
وی با تحلیل نسبت عاملیت اجتماعی و نظام سرمایه‌داری تصریح کرد: نظم مسلط سرمایه‌دارانه به طور ذاتی در پی مهار، کنترل و سرکوب عاملیت جمعی است و برای حفظ روابط سرمایه، راهبردهای متعددی را به کار می‌گیرد. سرمایه صرفاً یک مفهوم اقتصادی یا مالی نیست، بلکه نوعی رابطه اجتماعی است که بقای آن مستلزم محدود کردن نقش فعال جامعه در تعیین سرنوشت خود است.
دکتر محمدی‌نیا یکی از مهم‌ترین راهبردهای این نظم را تقویت فردگرایی دانست و گفت: نظام سرمایه با شکستن پیوندهای جمعی و تشدید رقابت میان افراد، تلاش می‌کند جامعه را از «ما» به مجموعه‌ای از «من»های منفرد تبدیل کند، در حالی که آنچه در روزهای اخیر در ایران رخ داد، حرکتی معکوس بود و توانست روح همبستگی و سرنوشت مشترک را در میان مردم احیا کند.
وی با اشاره به اینکه حضور مردم در خیابان‌ها تنها ظاهر این رخداد است، خاطرنشان کرد: در لایه عمیق‌تر، این حرکت بیانگر تلاش جامعه برای پیگیری سرنوشت جمعی خود است و همین احساس هم‌سرنوشتی، مهم‌ترین سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در این دوره به شمار می‌آید.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه با بیان اینکه آثار این رستاخیز اجتماعی نباید صرفاً به عرصه سیاست محدود شود، اظهار داشت: این همبستگی می‌تواند به حوزه‌های دیگر از جمله روابط کار، تولید و اقتصاد نیز تسری پیدا کند و زمینه شکل‌گیری الگوهایی مبتنی بر مشارکت، همکاری و همزیستی را به جای رقابت صرف فراهم آورد.
وی در ادامه، «موقتی‌سازی روابط کار» را از دیگر ابزارهای نظام سرمایه برای تضعیف عاملیت اجتماعی برشمرد و گفت: گسترش قراردادهای موقت، ناامنی شغلی و بی‌ثباتی معیشتی، علاوه بر آسیب‌های اقتصادی، پیامدهای روانی و اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کرده است و جامعه باید از فرصت شکل‌گرفته برای بازاندیشی در این حوزه نیز استفاده کند.
دکتر محمدی‌نیا تأکید کرد: هرچند حضور خیابانی مردم دائمی نخواهد بود و طبیعتاً پایان خواهد یافت، اما دلالت‌های اجتماعی این حرکت تازه آغاز شده و اکنون زمان بهره‌گیری از ظرفیت‌های اجتماعی و فرهنگی آن فرا رسیده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی رویکردهای موجود در ساختار حکمرانی، اظهار داشت: در هر ساختار سیاسی، نمایندگانی از روابط اجتماعی سرمایه حضور دارند و طبیعی است که تقویت عاملیت جمعی را تهدیدی برای منافع خود تلقی کنند؛ از این رو تلاش می‌کنند با مفهوم‌سازی‌های مختلف، این حرکت را محدود یا کنترل کنند.
با این حال، وی تصریح کرد: مدیریت این ظرفیت اجتماعی نیز ضرورتی انکارناپذیر است و گفت: حفظ انسجام اجتماعی، وحدت ملی و جلوگیری از ایجاد تعارض‌های سیاسی، نیازمند مدیریت صحیح این ظرفیت مردمی است، اما این مدیریت نباید به معنای نفی یا سرکوب عاملیت جامعه تلقی شود.
دکتر محمدی‌نیا یکی از مشکلات موجود را فقدان تجربه تاریخی کافی در زمینه تمرین عاملیت جمعی در ایران دانست و افزود: چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، عاملیت اجتماعی غالباً در مناسبت‌های موسمی یا آیینی بروز یافته و هنوز سازوکارهای نهادینه برای پیگیری مطالبات اجتماعی، اعتراضات مدنی و مشارکت سازمان‌یافته به شکل مطلوب شکل نگرفته است.
وی خاطرنشان کرد: نبود چارچوب‌های حقوقی و نهادی مناسب برای اعتراضات اجتماعی موجب شده است که بسیاری از مطالبات صحیح نیز در فرآیند پیگیری با آسیب مواجه شوند و نگاه منفی نسبت به هرگونه تجمع اجتماعی، فرصت‌های مشارکت مدنی را محدود کند.
عضو هیئت علمی گروه غرب‌شناسی با تأکید بر ضرورت ارائه راه‌حل‌های ایجابی اظهار داشت: نخستین گام، فهم تاریخی و اجتماعی این رستاخیز مردمی است؛ زیرا بدون چنین درکی، امکان طراحی سیاست‌های صحیح برای آینده وجود ندارد.
وی ادامه داد: به باور من، این حرکت یک جای پای سیاسی در تاریخ اجتماعی ایران ایجاد کرده است؛ حرکتی که در برابر نظمی ایستاده که هم از طریق سلب عاملیت و هم از طریق سلب مالکیت، جامعه را تضعیف می‌کند و جنگ اخیر فرصتی برای شکستن این روند فراهم آورده است.
دکتر محمدی‌نیا مهم‌ترین راهبرد آینده را طراحی یک پروژه سیاسی برای تقویت جمهوریت دانست و گفت: تقویت جمهوریت به معنای تضعیف اسلامیت نیست، بلکه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، حفظ و تقویت اسلامیت نیز در گرو تقویت جمهوریت است و این دو از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند.
دکتر محمدی‌نیا در پایان، رستاخیز اجتماعی اخیر را روزنه‌ای برای نوسازی در عرصه حکمرانی توصیف کرد و گفت: کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به نو شدن در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فناورانه نیاز دارد و این نوسازی باید با محوریت تقویت جمهوریت، بازنگری در سیاست‌ها و قوانین، و اصلاح روابط اجتماعی کار دنبال شود.
وی تأکید کرد: پژوهش‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و اصلاحات تقنینی باید در مسیر تقویت جمهوریت و افزایش مشارکت مردم سامان یابد و در کنار آن، اصلاح ساختار روابط کار، کاهش بی‌ثباتی شغلی و رفع پیامدهای اجتماعی و روانی ناشی از ناامنی اقتصادی نیز به عنوان یکی از الزامات اساسی مورد توجه قرار گیرد.


نظرات شما