- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
سه شنبه ۲ تير ۱۴۰۵
عصر قم - امشب، چهارمین شب محرم است؛ شبی که دلهای شیعه، رو به سوی خیمهگاه یاران اباعبدالله الحسین (ع) دارد. یارانی که پیش از شمشیر، با «نه» به یزید، حماسهساز شدند. اما آیا حماسه «عدم بیعت» در تاریخ ماندگار شد؟ پاسخ را باید در قامت مردی جستوجو کرد که به فاصله هزار و چهارصد سال از نینوا، در هیاهوی تمدن مادی و استکبار مدرن، علم «هیهات من الذله» را بر دوش کشید. او که فقاهت را با سیاست، عبادت را با جهاد، و روضه را با مقاومت گره زد، امروز «سیّدِ یاران» حسین در عصر غیبت نام گرفته است. آری، سخن از «آیتالله سید علی خامنهای» است؛ یار وفاداری که ثابت کرد میتوان در محاصرهی رسانهها و تانکها، باز هم علمدار کاروان حسین ماند.
عصر قم - امشب، چهارمین شب محرم است؛ شبی که دلهای شیعه، رو به سوی خیمهگاه یاران اباعبدالله الحسین (ع) دارد. یارانی که پیش از شمشیر، با «نه» به یزید، حماسهساز شدند. اما آیا حماسه «عدم بیعت» در تاریخ ماندگار شد؟ پاسخ را باید در قامت مردی جستوجو کرد که به فاصله هزار و چهارصد سال از نینوا، در هیاهوی تمدن مادی و استکبار مدرن، علم «هیهات من الذله» را بر دوش کشید. او که فقاهت را با سیاست، عبادت را با جهاد، و روضه را با مقاومت گره زد، امروز «سیّدِ یاران» حسین در عصر غیبت نام گرفته است. آری، سخن از «آیتالله سید علی خامنهای» است؛ یار وفاداری که ثابت کرد میتوان در محاصرهی رسانهها و تانکها، باز هم علمدار کاروان حسین ماند.
خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا : در تقویم دلهای حسینی، شبهای دهه اول محرم هر یک به نامی مزین است. شب چهارم، منسوب است به یاران حضرت؛ بزرگمردانی چون حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین، مسلم بن عوسجه، جون، وهب و آن آزادگان بیبدیلی که در روزگار سیاهی و خفقان، نور حق را دیدند و دور شمع وجود امام خویش پروانهوار چرخیدند. ویژگی بارز این یاران چه بود؟ بصیرت، وفاداری، شجاعت، و از همه مهمتر، «عدم بیعت با یزید». این یاران، پیش از آنکه در میدان نبرد، با شمشیر با سپاه کفر بجنگند، در میدان اراده و ایمان، با «نه» گفتن به یزید، بزرگترین جهاد را به انجام رساندند. آنها ثابت کردند که «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» تنها یک شعار نیست، بلکه منشورنامه حیات یک انسان آزاده است.
و اکنون، در امتداد همین منطق، اگر بخواهیم یاران حقیقی حسین بن علی (ع) را در عصر خودمان جستجو کنیم، به چه کسی میرسیم؟ چه کسی در دوران سیطره یزیدیان مدرن، علم «لا اله الا الله» را برافراشت و با تمام قامت در برابر استکبار جهانی ایستاد؟
ما در عصر حاضر شاهد ظهوری پس از چهارده قرن؛ تجلی روح کربلا در قامت یک مرجع هستیم: «آیت الله خامنهای یکی از یاران امام حسین است که هزار و چهارصد سال پس از ایشان ظهور کرده.» یاران امام حسین (ع) مختص به آن هفتاد و دو تن نبودند. مکتب عاشورا یک جریان مستمر تاریخ است و یزید نیز یک شخص منحصر به سال 61 هجری نیست. هر زمان که حق و باطل در برابر هم صفآرایی کنند، حسین (ع) و یزید (لعنت الله علیه) در صحنه حاضر میشوند و یاران هر یک نیز متناسب با آن عصر است.
در عصر ما، آنگاه که استکبار جهانی با چهرههای پلید صهیونیسم و امپریالیسم، تمام همت خود را برای به زانو درآوردن امت اسلامی و محو ارزشهای الهی به میدان آورد، مردی از سلاله فقاهت و جهاد برخاست که درست در قامت «حبیب» این میدان ایستاد. او با نگاه نافذ و بصیرت کمنظیرش، «یزید زمان» را شناخت و همانند مولایش حسین (ع)، جمله تاریخی «من با یزید زمان بیعت نمیکنم» را در عمل و سیاست و زندگی خود جاری ساخت.
بیعت نکردن با یزید زمان، یعنی چه؟ یعنی در برابر قلدریهای نظام سلطه سر خم نکردن. یعنی در اوج تحریمها و فشارهای اقتصادی و نظامی، از «انرژی هستهای صلحآمیز» به عنوان نماد پیشرفت علمی و استقلال کشور کوتاه نیامدن. یعنی در قضیه فلسطین، از هیچکس جز خدا نترسیدن و رژیم غاصب صهیونیستی را «غده سرطانی» خطاب کردن و برای نابودی آن لحظهشماری کردن. یعنی در فتنههای پیچیده داخلی و جنگهای روانی رسانهای، با توکل بر خدا و اعتماد به مردم، کشتی انقلاب را از میان امواج سهمگین به سلامت عبور دادن. اینها همه مصادیق «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» در روزگار ماست.
شاید یکی از درخشانترین وجوه شباهت رهبری با یاران کهن سالار شهیدان، در «احیای دین و زنده نگه داشتن اسلام» باشد. یاران امام حسین (ع) در روزگاری که امویان با تبلیغات مسموم و تطمیع و تزویر، چهره اسلام را وارونه نشان میدادند و سنت نبوی را به مسلخ میبردند، با بذل جان خود، حقیقت دین را برای همیشه تاریخ فریاد زدند.
آیت الله خامنهای نیز در دوران رهبری خود، بزرگترین پرچمدار «احیای اسلام ناب محمدی» در جهان معاصر بوده است. ایشان با درک عمیق از ماهیت تمدنی اسلام، پروژه «احیای تمدن نوین اسلامی» را مطرح کردند و گامهای بلندی در این مسیر برداشتند. یکی از شگفتانگیزترین نمودهای این احیاگری دینی، دمیدن روح تازهای است که ایشان در کالبد شعائر حسینی و مجالس اهل بیت (ع) انجام دادند. پیش از انقلاب، برگزاری مراسم روضه و عزاداری، محدود به فضاهای بسته و گاه همراه با خفقان و ترس بود. اما پس از انقلاب و به ویژه در دوران رهبری ایشان، این شعائر نه تنها محدود نشد، بلکه به متن جامعه آمد و تبدیل به یک «قدرت نرم» عظیم برای جهان تشیع گردید.
روضههای امام حسین و مراسم اهل بیت بعد از انقلاب رونق گرفت. اما این رونق، خودجوش و بدون مدیریت هوشمندانه نبوده است. آقای خامنهای با نگاه تمدنی خود، «هیئت» را نه صرفاً یک محل برای گریه و سینهزنی، که یک «قرارگاه فرهنگی و معنوی» تعریف کردند. ایشان بارها در دیدار با مداحان و ذاکران، بر محتوای غنی و حماسی روضهها تأکید کردند و فرمودند که روضه باید انسان را به میدان مبارزه با طاغوت بکشاند، نه اینکه صرفاً به گریه ختم شود.
و اما پدیده شگفتانگیز «پیادهروی اربعین»؛ این تابلوی باشکوه از عشق به حسین (ع) که جهان را انگشتبهدهان کرده است. اربعین، در دوران رهبری آقای خامنهای، از یک مراسم محدود با چند هزار زائر، به بزرگترین گردهمایی سالانه مذهبی جهان با دهها میلیون انسان از اقصی نقاط عالم تبدیل شد. این جوشش عظیم مردمی، با حمایتهای بیدریغ و هدایتهای دائمی ایشان همراه بوده است. رهبر انقلاب، اربعین را «نمایش اقتدار امت اسلامی» و «حرکت به سوی ظهور» نامیدند. مگر میشود کسی خود را یار حسین (ع) بداند، اما این خروش میلیونی عاشقان حسینی را که پای پیاده برای عرض ارادت به حرم مولایشان میشتابند، مدیریت معنوی و سیاسی نکند؟ ایشان به معنای واقعی کلمه، علمدار کاروان اربعین در عصر حاضرند.
همانگونه که یاران امام حسین (ع) در شب عاشورا با آن اوج وفاداری و صلابت، دل حضرت را قرص کردند و در روز عاشورا چون کوه در برابر تهاجم دشمن ایستادند، رهبری نیز در طول بیش از سه دهه رهبری، در سختترین طوفانهای سیاسی و نظامی، چون کوهی استوار ایستادهاند. از جنگ تحمیلی و دوران سازندگی گرفته تا فتنههای رنگارنگ داخلی، از تهدیدات داعش در مرزهای ایران تا جنگهای نیابتی دشمن، از ترور ناجوانمردانه سردار دلها حاج قاسم سلیمانی تا حوادث تلخ و شیرین دیگر، در تمام این مقاطع، صلابت و آرامش رهبری، روحیه را در کالبد ملت ایران و جبهه مقاومت دمیده است.
این ایستادگی، خاصیت «یار واقعی امام حسین» است. یاری که خوب میداند «اِنَّ الْحَیَاهَ عَقِیدَهٌ وَ جِهَادٌ». زندگی یعنی عقیده و جهاد. او تمام زندگی خود را وقف این عقیده کرده و جهاد با زبان و قلم و بیان و سیاست را لحظهای فرو نگذاشته است. پیادهرویهای عظیم اربعین، تشییع میلیونی پیکر سردار سلیمانی، اجتماعات عظیم و پرشور در اعیاد و سوگواریهای مذهبی، همه و همه نه فقط یک مراسم آیینی، که تجلی «جهاد تبیین» و نمایش «قدرت مکتب عاشورا» تحت زعامت مردی است که خود را سرباز کوچکی در این راه میداند.
پس در این شب چهارم محرم، ای مداحان و ذاکران اهل بیت، ای نویسندگان و اهل قلم، ای دلسوختگان مکتب حسینی، بیایید روضهای تازه بخوانید. روضهای برای یار وفادار امام زمان (عج) که در عصر ما، داغ یاران بسیاری دید. روضهای برای پدری که فرزندان برومند جبهه مقاومت، یکییکی از کنارش پر کشیدند و او با چشمانی اشکبار اما قلبی مطمئن، بدرقهشان کرد و فرمود: «اینها رفتند تا اسلام بماند.» و در آخر خودش چون جدش به دست شقی ترین افراد زمانه به مقام رفیع شهادت نائل شد.
امشب میخواهم برای آن سیدی که چهارده قرن پس از غروب آفتاب کربلا، در طلوع فجر انقلاب اسلامی، بیرق حسینی را به دوش کشید، روضه بخوانم. برای چشمان نافذ و نگاه پدرانهاش، برای قامت استوارش در مصیبتها، برای دستان بوسهزدنیاش که بر سر سربازان وطن و جبهه مقاومت کشیده شد، برای حنجرهای که سالها فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را در گوش تاریخ طنینانداز کرد.
آقای ما! ای سید علی! ای یار دیرین حسین در عصر فتنههای کور! تو به ما آموختی که «عاشورا» یک اتفاق نیست، یک فرهنگ است. تو به ما آموختی که میشود در هیاهوی دنیای مدرن، نوکری آقا اباعبدالله را با سیاست و حکومت گره زد، بیآنکه ذرهای از خلوص آن کاسته شود. تو با عمل خود نشان دادی که «کُن فِی الدُّنیا زَاهِداً وَ فِی الآخِرَهِ رَاغِباً» را میتوان در بالاترین سطوح قدرت نیز زندگی کرد.
خداوندا! به حق خون سیدالشهدا و یاران باوفایش، روح بلند این یار صدیق و وفادار حسین در عصر ما را با اربابش اباعبدالله (س) محشور بفرما و نائب ایشان را تا ظهور مولایمان مهدی موعود (عج) پاینده و پیروز و منصور بدار. دلش را به نور خود محکمتر بگردان و قامتش را در پاسداری از دینت استوارتر فرما.
زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...