عصر قم - ورزش 3 /مدافع راست استقلال میگوید طی چهار سال اخیر همواره چشم انتظار لیست تیم ملی بوده تا بتواند مسافر جام جهانی شود.
صالح حردانی در گفتوگویی متفاوت با برنامه «بازیساز» که پیش از آغاز جام جهانی ضبط شده، از اولین درآمد فوتبالیاش، علاقهاش به احسان حاجصفی، خاطره بازی مقابل کریستیانو رونالدو، حس پوشیدن پیراهن تیم ملی و امیدش برای صعود ایران در جام جهانی صحبت کرد.
مدافع راست تیم ملی در این گفتوگو از نقش برادرش در مسیر فوتبالی خود گفت، از علاقهاش به خانواده و وطن حرف زد، صعود به مرحله بعدی جام جهانی را تصویری دانست که دوست دارد در ذهن مردم بماند و ایران را «وطن، اقتدار و ابرملت» توصیف کرد.
* اولین درآمد فوتبالیات را با آن چه کار کردی؟
بازار

اولین درآمد فوتبالیام خیلی پایین بود. قراردادم حدود ۴۰ میلیون تومان بود و همان را هم برای خانوادهام هزینه کردم.
* یک بازیکن ایرانی که همیشه دوستش داشتهای و تحسینش کردهای، چه کسی است؟
من شخصیت آقا احسان حاجصفی را خیلی دوست دارم. هم از نظر فوتبالی و هم بیرون از فوتبال برایم قابل احترام است و همیشه او را دوست داشتهام. بین بازیکنان خارجی هم دنی کارواخال.
* بامزهترین اتفاق فوتبالی زندگیات چه بوده است؟
بازی کردن مقابل النصر و کریستیانو رونالدو. این اتفاق برایم خیلی خاص و جالب بود.
* اگر بتوانی قبل از بازی، در حلقه اتحاد تیم ملی یک جمله به بازیکنان بگویی، چه میگویی؟
میگویم برای خوشحالی مردم بجنگیم.
* دوست داری مردم ایران بعد از جام جهانی درباره این تیم ملی چه بگویند؟
حسم نسبت به جام جهانی خیلی خوب است. فکر میکنم میتوانیم عملکرد خیلی خوبی داشته باشیم. مردم همیشه از تیم کشورشان حمایت میکنند و قطعاً ما را هم مورد حمایت قرار میدهند.
* باحالترین اتفاقی که دوست داری در جام جهانی برای خودت رخ بدهد چیست؟
من خیلی به مسائل شخصی فکر نمیکنم. همیشه دوست دارم تیم موفق شود، چه تیم باشگاهی باشد و چه تیم ملی کشورم. البته اگر بخواهم از نظر شخصی بگویم، دوست دارم در جام جهانی گل بزنم.

* اگر گل بزنی، شادی پس از گلت چه خواهد بود؟
شادی خاصی ندارم، اما گلم را به خانوادهام تقدیم میکنم.
حرکت خاصی نمیزنی؟
حرکت خاصی هم اگر باشد به تو نمیگویم (با خنده).
* اولین باری که لباس تیم ملی را پوشیدی به یاد داری؟ پررنگترین خاطرهات از آن روز چیست؟
بعد از یکی از بازیهای لیگ برتر به شمال رفته بودم و همراه دوستانم بودم. آقای خراطی با من تماس گرفت و گفت به تیم ملی دعوت شدهام. از همانجا مستقیم به اردو رفتم. اگر اشتباه نکنم بازیمان مقابل سوریه بود. بین دو نیمه وارد زمین شدم و آن بازی را یک بر صفر بردیم. از دعوت به تیم ملی خیلی خوشحال شدم و آن روز برایم فراموشنشدنی است.
* جملهای از مادرت که همیشه در گوش تو مانده چیست؟
همیشه میگوید مراقب خودت باش.
* اگر الان فقط ۱۰ ثانیه وقت داشته باشی با مردم ایران حرف بزنی، چه میگویی؟
به مردم عزیز کشورم میگویم دوست دارم از این تیم ملی حمایت کنند. ما حرفهای زیادی برای گفتن داریم و به حمایت آنها نیاز داریم. امیدوارم بتوانیم دل مردم را شاد کنیم.
* بهترین تشویقی که از طرف مردم برایت انجام شده چیست؟
وقتی هواداران من را صدا میزنند و میگویند «صالح، صالح، صالح... صالح حردانی»، خیلی دوست دارم. این تشویق به من انگیزه زیادی میدهد.
* یک نفر در زندگی که همیشه پشت تو بوده، چه کسی است؟
برادرم. از قبل از اینکه وارد فوتبال حرفهای شوم، همیشه حواسش به من بود و خیلی کمکم کرد.
* وقتی از ایران دور هستی، بیشتر دلت برای چه چیزی تنگ میشود؟
من همیشه حس خاصی به کشورم دارم. عرقی که به ایران دارم برای خودم هم عجیب است. همیشه دوست دارم در کشور خودم باشم، چه برای سفر، چه فوتبال و چه هر چیز دیگر. البته دوری از خانواده هم برایم خیلی سخت است.
* اگر قرار باشد فقط یک تصویر از جام جهانی در ذهن مردم بماند، دوست داری آن تصویر چه باشد؟
صعود تیم ملی ایران به مرحله بعدی.
* وقتی چمدانت را برای سفر میبستی، با خودت گفتی چه چیزی را حتماً باید ببری؟
انگیزه و تمرکز. در این چهار سال هر بار که فهرست تیم ملی را میدیدم، این حس همراه من بود. برای همین همیشه تلاش کردم این انگیزه را حفظ کنم و با خودم داشته باشم.
* سه چیزی که بدون آن نمیتوانی سفر بروی چیست؟
من خیلی سخت نمیگیرم و معمولاً همینطوری سفر میروم. خیلی به این چیزها اهمیت نمیدهم، اما گوشی و ارتباط با خانواده برایم مهم است.
* اگر فوتبالیست نمیشدی، چکاره میشدی؟
کارگری میکردم. از ۹ یا ۱۰ سالگی فوتبال را شروع کردم. گاهی برای تست میرفتم و خط میخوردم. حتی دو سه سال اول که برای تست فولاد میرفتم، انتخاب نمیشدم. بعد دوباره شانسم را امتحان کردم و این بار انتخاب شدم. دو سه سال در تیم امید بازی کردم، بعد به بزرگسالان رسیدم و بعد از آن پیشنهاد استقلال آمد.
* یک عادت عجیب اما واقعی از خودت بگو که شاید مردم با شنیدنش تعجب کنند.
ساده و مهربان بودن. شاید از بیرون بعضیها فکر کنند آدم پرانرژی، مغرور یا اهل گرفتن ژست هستم، اما من خیلی ساده و مهربانم.
* چه آهنگی زیاد گوش میدهی؟
آهنگهای شایع را زیاد گوش میدهم. یک آهنگ به نام «خدا» هم هست که اگر اشتباه نکنم آن را زیاد شنیدهام، اما الان حضور ذهن ندارم که بخشی از آن را بخوانم.
* چه چیزی خیلی سریع اعصابت را بههم میریزد؟
لجبازی. وقتی یک نفر لجباز باشد، خیلی سریع اعصابم بههم میریزد.
* معروفترین فرد خانواده شما چه کسی است؟
برادرم صابر که قبل از من وارد فوتبال شد، اما فکر نمیکنم کسی در خانواده از من معروفتر باشد.
* اگر قرار باشد از زندگی تو فیلم بسازند، اسم آن چه باشد؟
خوششانس.
* درباره صعود از گروه چه حسی داری؟
میدانم که از گروه صعود میکنیم و بالا میرویم. امیدوارم دل مردم عزیز کشورمان را شاد کنیم. برای این پرچم تلاش میکنیم و میجنگیم تا در فوتبال دل مردم را شاد کنیم.