شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

زیست اجتماعی روحانیت؛ عنصر کلیدی و فراموش شده «تبلیغ»

زیست اجتماعی روحانیت؛ عنصر کلیدی و فراموش شده «تبلیغ»
عصر قم - در برخی نهادهای حوزوی، فعالیت تبلیغی عمدتاً در قالب شاخص‌های قابل اندازه‌گیری تعریف می‌شود؛ هرچند این نظام ارزیابی از منظر مدیریتی قابل فهم است، اما این رویکرد، ناخواسته موجب تقلیل «تبلیغ دینی» به یک فعالیت آموزشی-اداری شده است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - در برخی نهادهای حوزوی، فعالیت تبلیغی عمدتاً در قالب شاخص‌های قابل اندازه‌گیری تعریف می‌شود؛ هرچند این نظام ارزیابی از منظر مدیریتی قابل فهم است، اما این رویکرد، ناخواسته موجب تقلیل «تبلیغ دینی» به یک فعالیت آموزشی-اداری شده است.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، در سال‌های اخیر، یکی از بحث‌های جدی در حوزه تبلیغ دینی، فاصله گرفتن تدریجی برخی الگوهای تبلیغی از «زیست اجتماعی» و حرکت به سمت «حضور برنامه‌محور» در مسجد و هیأت است؛ روندی که می‌تواند اثرگذاری تبلیغ را از سطح «ارتباط زنده با جامعه» به سطح «ارائه محتوا در محیط‌های کنترل‌شده» تقلیل دهد.
در حالی که در سیره پیامبر اکرم(ص)، تبلیغ دینی نه یک فعالیت مقطعی در قالب منبر و جلسه، بلکه یک «زیست اجتماعی پیوسته» در متن زندگی مردم بوده است. پیامبر اسلام(ص) در بازار حضور داشت، در مسائل روزمره مردم دخالت اجتماعی داشت، در حل اختلافات داوری می‌کرد و با اقشار مختلف جامعه از فقیر تا ثروتمند، از کودک تا بزرگسال، در تماس مستقیم و بی‌واسطه قرار می‌گرفت. همین «هم‌زیستی اجتماعی» بود که به پیام دینی او اعتبار، نفوذ و ماندگاری می‌بخشید؛ به‌گونه‌ای که پیش از آنکه سخن او شنیده شود، سبک زندگی او دیده می‌شد.
با این حال امروزه می‌توان گفت که در بخش‌هایی از ساختار تبلیغی امروز، به‌تدریج میان «ابلاغ دینی» و «زیست اجتماعی» فاصله ایجاد شده است. در این الگو، مبلغ عمدتاً در چارچوب مسجد، حسینیه یا کلاس‌های آموزشی تعریف می‌شود و نقش او بیشتر به «واعظ» یا «مدرس» محدود می‌گردد؛ نقشی که اگرچه همچنان ضروری است، اما به تنهایی نمی‌تواند بار ارتباط عمیق اجتماعی با نسل جدید را بر دوش بکشد.

عصر قم


تقلیل تبلیغ به برنامه‌های قابل سنجش
در برخی نهادهای حوزوی، فعالیت تبلیغی عمدتاً در قالب شاخص‌های قابل اندازه‌گیری تعریف می‌شود؛ از جمله تعداد جلسات، کلاس‌های احکام و تفسیر، حلقه‌های معرفتی و گزارش‌های آماری. هرچند این نظام ارزیابی از منظر مدیریتی قابل فهم است، اما این رویکرد، ناخواسته موجب تقلیل «تبلیغ دینی» به یک فعالیت آموزشی-اداری شده است.
در چنین چارچوبی، مبلغ اغلب در «فضای امن نهادی» فعالیت می‌کند؛ فضایی که اگرچه نظم دارد، اما لزوماً با پیچیدگی‌های واقعی زندگی اجتماعی و زیست روزمره مردم هم‌پوشانی ندارد. از همین‌جا شکافی شکل می‌گیرد که در آن، مخاطب به‌ویژه نسل نوجوان، مبلغ را نه به‌عنوان «همراه اجتماعی»، بلکه به‌عنوان «معلم یا ناظر بیرونی» درک می‌کند.
این در حالی است که برخی گزارش‌های میدانی نیز نشان می‌دهد که حتی حضور طولانی‌مدت یک روحانی در یک محیط آموزشی یا تربیتی، اگر با الگوی ارتباطی عمودی و رسمی همراه باشد، لزوماً به ایجاد اعتماد اجتماعی منجر نمی‌شود. در این نگاه، مسئله صرف «حضور فیزیکی» نیست، بلکه کیفیت رابطه و نوع مواجهه اجتماعی تعیین‌کننده است.

عصر قم


تمایز کلیدی: حضور یا هم‌زیستی؟
یکی از نکات محوری در تحلیل‌های جدید، تمایز میان «حضور اجتماعی» و «هم‌زیستی اجتماعی» است. حضور به معنای بودن در یک فضاست، اما هم‌زیستی به معنای مشارکت واقعی در زندگی، دغدغه‌ها و تجربه‌های روزمره مردم است.
در الگوی هم‌زیستی، مبلغ:
از موقعیت صرفاً آموزشی فاصله می‌گیرد وارد تعامل غیررسمی با مردم می‌شود نقش «قاضی اخلاق» را به «همراه گفت‌وگویی» تبدیل می‌کند و به جای تولید فاصله، به کاهش فاصله‌های اجتماعی کمک می‌کند در مقابل، هرجا مبلغ در جایگاه صرفاً رسمی و از بالا به پایین ظاهر شود، حتی با محتوای دقیق و علمی، امکان شکل‌گیری مقاومت ارتباطی افزایش می‌یابد.
نقد نگاه صرفاً نهادی به تبلیغ دینی
یکی از آسیب‌های مهم در نظام تبلیغی، خلط میان «کمیت‌پذیری» و «اثرگذاری اجتماعی» است. در حالی که شاخص‌هایی مانند تعداد جلسات یا ساعات تبلیغ قابل ثبت و گزارش هستند، اما مؤلفه‌های اصلی اثرگذاری مانند اعتماد، همدلی، شنیدن فعال و مشارکت اجتماعی در این نظام سنجش کمتر دیده می‌شوند.

عصر قم


در مقابل، تجربه‌های میدانی نشان می‌دهد که شکل‌گیری اعتماد اجتماعی در میان نوجوانان و جوانان، یک فرآیند تدریجی و زمان‌بر است که از ارتباطات غیررسمی، تعامل بدون قضاوت و مشارکت واقعی در زندگی روزمره آغاز می‌شود و به‌تدریج به گفت‌وگوهای عمیق‌تر دینی و هویتی می‌رسد.
در نهایت بر اساس این دیدگاه، زیست اجتماعی روحانیت نه یک فعالیت جانبی، بلکه یکی از ارکان اصلی اثرگذاری تبلیغ دینی است. تبلیغ زمانی از سطح «انتقال پیام» به سطح «تحقق پیام در جامعه» ارتقا می‌یابد که مبلغ در متن زندگی مردم حضور داشته باشد، نه صرفاً در چارچوب‌های رسمی.
به بیان دیگر، تجربه تاریخی اسلام نشان می‌دهد که هرجا «هم‌زیستی اجتماعی» جایگزین «حضور صرف نهادی» شده، اعتماد اجتماعی و اثرگذاری دینی نیز به‌صورت معنادار افزایش یافته است؛ و بالعکس، هرجا تبلیغ به ساختارهای رسمی و قابل گزارش محدود شده، فاصله میان پیام دینی و زندگی واقعی مردم بیشتر شده است.


نظرات شما