- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
عصر قم - خیانت فقط در عالمِ بیرون رخ نمیدهد. یک بیتوجهیِ چندروزه، یک «سردیِ حسابشده» یا نگاهِ یخزدهای که به جای «دوستت دارم» مژه بر هم میزند، شکلی از «خیانتِ عاطفیِ» پنهان است. تفاوت قهرِ زناشویی با قهرِ دو دوست در «تعلیقِ تعلق» است. دوست میتواند بگوید «فعلاً نمیبینمت»؛ اما زن و شوهر چارهای جز زیستن در کنار هم ندارند. این زیستنِ اجباری در سرما، زخمهایی میزند که بعدها حتی با پوزشِ عمیق هم خوب نمیشوند.
عصر قم - خیانت فقط در عالمِ بیرون رخ نمیدهد. یک بیتوجهیِ چندروزه، یک «سردیِ حسابشده» یا نگاهِ یخزدهای که به جای «دوستت دارم» مژه بر هم میزند، شکلی از «خیانتِ عاطفیِ» پنهان است. تفاوت قهرِ زناشویی با قهرِ دو دوست در «تعلیقِ تعلق» است. دوست میتواند بگوید «فعلاً نمیبینمت»؛ اما زن و شوهر چارهای جز زیستن در کنار هم ندارند. این زیستنِ اجباری در سرما، زخمهایی میزند که بعدها حتی با پوزشِ عمیق هم خوب نمیشوند.
خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع)_ ابنا: در تلاطم زندگی اجتماعی، بروز اختلاف امری اجتنابناپذیر است. اما آنچه مسیر زندگی را از تنش به آرامش تغییر میدهد، نه حذف اختلافات، بلکه مدیریت و اصلاح آنهاست. حضرت علی (ع) در واپسین لحظات حیات خویش، در وصیتنامهای ماندگار به فرزندانشان میفرمایند: «اصلاحِ ذاتالبین (رفع اختلاف و برقراری آشتی)، از تمامی نمازها و روزهها برتر است.» (نهجالبلاغه، وصیت ۴۷).
این جمله کوتاه، نگاه ما را به «عبادت» دگرگون میکند؛ عبادتی که صرفاً در خلوت با خدا معنا نمیشود، بلکه در دلِ روابط انسانی و در میدانِ سختِ گذشت و ترمیمِ پیوندها تجلی مییابد.
۱. گذشت؛ نه انفعال، بلکه کنشگری فعال
بسیاری از ما «عفو» را به معنای نادیده گرفتنِ حق خود یا نوعی انفعال و تسلیم میدانیم. اما در نگاه عمیقِ اخلاقی، عفو فرآیندی «کنشی» و هدفمند است. هدف از گذشت، پاک کردن صورت مسئله نیست؛ بلکه «بازسازی پیوندها» است.
عفوِ آگاهانه، مانند جراحیِ زخمهای کهنه رابطه است. این کار نیاز به شهامت دارد، چرا که فرد باید غرور کاذب را کنار بگذارد تا بنیانهای یک پیوندِ اصیل دوباره مستحکم شود. وقتی میبخشیم، در واقع فضای ذهنی خود و طرف مقابل را از بارِ سنگینِ خشم و کینه خالی میکنیم تا فرصتی برای گفتوگوی دوباره فراهم شود.
۲. چرا نماز و روزه در برابرِ اصلاح رابطه قرار میگیرد؟
این پرسش ممکن است پیش بیاید که چگونه امری اخلاقی میتواند بر عبادات فردی برتری یابد؟ پاسخ در «تأثیرگذاری» نهفته است. نماز و روزه، «تمرینِ خودسازی» و تقویت رابطه با مبدأ هستی است. اما اصلاح رابطه، «تجلیِ آن خودسازی» در ساحتِ عمل است.
- نماز، نمازگزار را میسازد.
- اصلاح رابطه، جامعهای را که فرد در آن زیست میکند، نجات میدهد.
وقتی ما تواناییِ فرو بردن خشم و باز کردن گرههایِ میانِ خود و دیگری را داریم، نشان دادهایم که جانمایهیِ دینداری (که همان رحمت و کرامت انسانی است) در ما نهادینه شده است.
۳. وقتی رابطه پیچیده میشود: قدرتِ «واسطهگری»
گاهی عمقِ رنجها چنان زیاد است که «من»ِِ درگیر در اختلاف، تواناییِ دیدنِ حقیقت و ترمیم رابطه را ندارد. در اینجا، غرورِ کاذب بزرگترین مانع است. حضرت علی (ع) در همان روایت، بر اهمیتِ «اصلاح ذاتالبین» تأکید میکنند؛ این به معنای آن است که اگر خودمان به بنبست رسیدیم، نباید در تنهاییِ خود غرق شویم.
کمک گرفتن از یک فردِ واسطه، مشاور، یا میانجیگری که دلسوز، عادل و خردمند باشد، نشانه ضعف نیست؛ بلکه اوجِ خردورزی است. واسطه، مانند آینهای عمل میکند که بخشهای ناپیدایِ اختلاف را برای طرفین روشن میسازد. او به ما کمک میکند تا از پیلهیِ «حقبهجانبی» خارج شویم و روایتِ طرف مقابل را نیز بشنویم.
اصلاح روابط، تمرینِ «بزرگمنشی» است. هر بار که ما برای بازسازیِ پیوندی میکوشیم، در واقع در حالِ صیقل دادنِ روحِ خود هستیم. فراموش نکنیم که هیچ پیوندی بدون اصطکاک نیست؛ اما هنرِ زیستن در این است که چگونه از این اصطکاکها، گرمایِ مهر و تفاهم تولید کنیم.
بیایید در روابط خود، به جایِ «برنده شدن در بحث»، به دنبالِ «برنده شدنِ رابطه» باشیم. چرا که در پایانِ مسیر، آنچه از ما باقی میماند، نه جدلها و پیروزیهایِ کلامی، بلکه پیوندهایِ پایداری است که با کلماتِ شفابخش و گذشتِ آگاهانه ساختهایم.
۴. قهر؛ زنگارِ آهستهی عشق
در روابط عمومی، اختلافات معمولاً با فاصلهای طبیعی حل میشوند. اما در زندگی زناشویی، «قهر» حکمِ نفسگیری در اتاقی بسته را دارد. وقتی دو نفر زیر یک سقف، پشت به پشت یکدیگر میخوابند یا با لبخندی مصنوعی از کنار هم عبور میکنند، انرژیِ ویرانگری آزاد میشود که از یک دعوای تمامعیار بدتر است. چرا؟ چون قهر، جریان «شفقتِ روزمره» را میبندد. همان نگاهِ کوتاهِ صبحگاهی، همان لیوان چایی که بدونِ کلام سرِ میز گذاشته میشود – اینها مویرگهای حیات یک رابطهاند. قهر، یکباره تمام این مویرگها را مسدود میکند.
حضرت علی (ع) در آن وصیت، نمیگوید «با هر کسی آشتی کن»؛ میگوید «اصلاح ذاتالبین» – یعنی میان دو دل. و چه دلی نزدیکتر از دلِ همسر؟ در حقیقت، وقتی در خانهای قهر حاکم میشود، عبادتهای فردیِ هر دو طرف، نمازهای شبشان، روزههای مستحبیشان – همه آینهی یک ناهماهنگیِ درونمانده میشوند. نه اینکه عبادت بیارزش شود؛ اما گویی باغبانی دارد از گلهای گلدانش مراقبت میکند در حالی که ریشهی درختِ مرکزی حیاط پوسیده است
۵. چرا قهرِ طولانی، خیانتِ آرام است؟
خیانت فقط در عالمِ بیرون رخ نمیدهد. یک بیتوجهیِ چندروزه، یک «سردیِ حسابشده» یا نگاهِ یخزدهای که به جای «دوستت دارم» مژه بر هم میزند، شکلی از «خیانتِ عاطفیِ» پنهان است. تفاوت قهرِ زناشویی با قهرِ دو دوست در «تعلیقِ تعلق» است. دوست میتواند بگوید «فعلاً نمیبینمت»؛ اما زن و شوهر چارهای جز زیستن در کنار هم ندارند. این زیستنِ اجباری در سرما، زخمهایی میزند که بعدها حتی با پوزشِ عمیق هم خوب نمیشوند.
خبر خوب اینجاست: در همین رابطهی بسته، «امکانِ ترمیم» هم بینظیر است. چون اگر یک همسر قدم بردارد، آن قدم در اتاقی کوچک دیده میشود. نیازی به سخنرانی نیست؛ یک لیوان آب، کنار گذاشتنِ یک لجبازیِ بچگانه، یا شوخیِ بهجایی که یخ را میشکند. اصلاح رابطه در این بستر، «نمازِ عملیِ» عشق است.
۶. دستورالعملِ قهرزداییِ علوی (برای زوجین)
بر اساس همان نگاهِ «کنشگریِ فعال» که نوشتید، اجازه دهید چند گامِ عینی برای زوجهایی که در قهرِ سرد یا گرم به سر میبرند پیشنهاد کنم:
گام اول: قهر را «بازهدار» کنید، نه «بیپایان»
در روایت نیست که قهر مطلقاً حرام است. گاهی سکوتِ کوتاه برای فروکش کردنِ خشم اولیه لازم است. اما بگذارید این سکوت، مرز داشته باشد. توافق کنید: «تا سه روز حقِ قهر داری، اما بعدِ آن، باید یکی از دو نفر اولین قدم را بردارد.» این توافقِ پیشینی، قهر را از یک سلاحِ ویرانگر به یک «وقفهی تنفسی» تبدیل میکند.
گام دوم: واسطهگریِ «درونی» و «بیرونی»
گاهی خودتان میتوانید واسطه شوید: با نوشتنِ یک یادداشتِ کوتاه، با آوردنِ خاطرهای شیرین از گذشته، یا حتی با پرسیدنِ یک سؤالِ عملی مثل «برای شام چه دوست داری؟» این کارها ضعف نیست؛ قدرتِ بازسازیِ پیوند است. اگر دیدید بنبست عمیق است، از یک فرد آگاه و دلسوز (مشاور ازدواج، بزرگِ خانوادهای که جانبدار نیست) کمک بگیرید. حضرت علی (ع) که تأکید بر اصلاح ذاتالبین دارد، هرگز نگفته «خودت به تنهایی حل کن».
گام سوم: «برنده شدنِ رابطه» را جایگزین «برنده شدنِ بحث» کنید
این جملهی طلاییِ مقالهتان را باید در کادرِ اتاق خواب نصب کرد. در قهر، معمولاً هر دو طرف بر سرِ «کی اشتباه کرد» میجنگند. اما سؤال واقعی این است: «آخرِ این جنگ، آیا ما به هم نزدیکتر میشویم یا دورتر؟» اگر پاسخ «دورتر» است، حتی اگر حق با شماست، لجبازی بر سرِ حق، شما را از هدفِ بزرگتر محروم میکند. گذشتِ آگاهانه در اینجا، عینِ عبادت است.
۷. خانه، نخستین مسجدِ اصلاح
شاید بتوان گفت عبادتِ راستین از جایی آغاز میشود که فرشِ خانه با گامهایِ آشتیجویانه لمس شود. نماز، رابطه با خدا را سامان میدهد؛ روزه، اراده را قوی میکند؛ اما اصلاحِ دلِ رنجیدهی همسر، یعنی خدا را در متنِ زندگی آوردن. وقتی شوهری پس از قهر، بیآنکه منتظر عذرخواهی باشد، دست روی شانهی همسر میگذارد و میگوید «بیا حرف بزنیم»، در آن لحظه فرشتگانِ رحمت، ثوابِ هزاران رکعت نماز را برایش مینویسند. چون او داشت از یک سقف، از یک پیوندِ سوخته، بهشتِ کوچکی میساخت.
پ.ن: تجربه نشان داده است که سختترین قهرها، نه با منطق، که با یک حرکتِ نمادینِ کوچک شکسته میشوند: لبخندی، یک لیوان چایِ اضافه، یا حتی قبول کردنِ یک اشتباهِ کوچک از جانبِ خودتان – هرچند بدانید مقصر اصلی شما نیستید. این بزرگمنشی، هنرِ پیوند است. همان که امیرالمؤمنین(ع) از آن به «برترین عبادت» تعبیر فرمود.
نویسنده: فاطمه پورعباس
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...