عصر قم - مدیر مؤسسه نسل سلمان با ارزیابی عملکرد صدا و سیما و رسانههای داخلی در جنگ رمضان، با تأکید بر اینکه رسانه ملی در مجموع توانست نمره قبولی کسب کند، گفت: رسانه ملی در حوزه روایتگری خبری و تحلیلی عملکرد قابل قبولی داشت.
حجتالاسلام عبدالله رضایی، مدیر مؤسسه نسل سلمان، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا ، با اشاره به عملکرد رسانهها در ایام جنگ رمضان ، اظهار داشت: برای ارزیابی دقیق عملکرد رسانه ملی باید میان دو سطح از روایتگری تفکیک قائل شد؛ نخست روایتگری ساده و خبری که ناظر به بیان اصل حادثه و پاسخ به پرسشهایی همچون اینکه چه اتفاقی رخ داده، در کجا و چه زمانی اتفاق افتاده و چه کسانی در آن نقش داشتهاند و دوم روایتگری تحلیلی و تبیینی که به چرایی حوادث، اهداف دشمن، پیامدهای رخدادها و وظایف جامعه در قبال آن میپردازد.
وی افزود: در حوزه روایتگری خبری، رسانه ملی با محدودیتهایی مواجه بود که بخش مهمی از آن به اقتضائات شرایط جنگی بازمیگشت. در بسیاری از موارد، اطلاعات موجود در زمره مسائل امنیتی و نظامی قرار داشت و انتشار جزئیات آنها میتوانست به نفع دشمن تمام شود. از این رو نمیتوان انتظار داشت که رسانه ملی همانند شرایط عادی تمامی اطلاعات را به صورت کامل و بدون ملاحظه منتشر کند.
مدیر مؤسسه نسل سلمان ادامه داد: گاهی حتی در شرایطی که بخشی از اطلاعات در شبکههای اجتماعی یا رسانههای خارجی منتشر شده بود، باز هم امکان بازتاب رسمی آن وجود نداشت؛ زیرا انتشار رسمی برخی اخبار میتوانست در تحلیلهای دشمن مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین رسانه ملی حتی در سطح روایتگری ساده نیز با موانع و محدودیتهایی روبهرو بود که باید در ارزیابی عملکرد آن مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به دشواریهای روایتگری تحلیلی خاطرنشان کرد: در حوزه تحلیل، پیچیدگیها دوچندان میشود. رسانه باید به مخاطب توضیح دهد که چرا یک حادثه رخ داده، اهداف دشمن از اقدام انجامشده چیست، این رخداد چه تأثیری بر آینده جنگ خواهد داشت و مردم در برابر آن چه وظایفی بر عهده دارند. پاسخ به این پرسشها در شرایط جنگی نیازمند دقت و ظرافت فراوان است.
حجتالاسلام رضایی تصریح کرد: اگر رسانه در تحلیل خود به گونهای عمل کند که مخاطب احساس کند کشور با تهدیدهای گستردهتر و بحرانهای بزرگتری مواجه است، ممکن است ناخواسته نگرانی عمومی را افزایش دهد. از سوی دیگر اگر از تبیین واقعیتها و آموزش عمومی غفلت کند، به دلیل کمکاری مورد انتقاد قرار خواهد گرفت. از این رو رسانه ملی ناچار است میان اطلاعرسانی، آموزش، حفظ آرامش عمومی و ملاحظات امنیتی توازن برقرار کند.
وی با بیان اینکه در مجموع عملکرد رسانه ملی در هر دو حوزه قابل قبول بوده است، اظهار داشت: به اعتقاد بنده صدا و سیما در جنگ رمضان نه در روایتگری خبری و نه در روایتگری تحلیلی دچار شکست نشد و میتوان گفت نمره قبولی کسب کرد. البته نمره قبولی به معنای نبود ضعف و اشکال نیست، بلکه به این معناست که در مجموع توانست وظایف خود را تا حد قابل قبولی انجام دهد.
مدیر مؤسسه نسل سلمان یکی از مهمترین چالشهای رسانهای این دوره را مسئله ساخت معنا و تبدیل رخدادهای جنگی به یک تجربه مشترک ملی دانست و گفت: رسانه ملی باید بتواند مجموعه اخبار و حوادث پراکنده را در قالب یک روایت منسجم به جامعه ارائه کند؛ روایتی که به انسجام اجتماعی، مقاومت ملی و همبستگی عمومی منجر شود. تحقق این هدف نیازمند برخورداری از منابع معتبر و روایتهای متقن است.
وی افزود: در برخی موارد، منابعی که در اختیار رسانه قرار میگرفت یا از استحکام کافی برخوردار نبودند و یا گاهی با نگاههای سیاسی و جناحی به مسائل مینگریستند. این در حالی است که مسئله جنگ، موضوعی ملی است و نباید تحت تأثیر رقابتهای سیاسی قرار گیرد.
حجتالاسلام رضایی ادامه داد: هرچند در مجموع رسانه ملی توانست نقش وحدتبخش خود را ایفا کند، اما در برخی موارد میشد نشانههایی از غلبه برخی سلایق سیاسی را در نحوه پرداخت به موضوعات مشاهده کرد؛ مسئلهای که طبیعتاً کار یک رسانه فراگیر و ملی را دشوار میکند.
وی در پاسخ به این پرسش که رسانه ملی در رقابت با رسانههای معاند تا چه اندازه موفق عمل کرده است، گفت: باید توجه داشت که رسانههای مخالف جمهوری اسلامی از امکانات گسترده، بودجههای کلان و شبکه وسیعی از نیروهای رسانهای برخوردار هستند. بنابراین مقایسه امکانات دو طرف چندان منصفانه نیست، اما با وجود این شرایط، رسانه ملی توانست در میدان جنگ روایتها حضور مؤثر داشته باشد و از عرصه رقابت کنار نرود.
توجه بیش از حد به بازتاب رسانههای غربی
مدیر مؤسسه نسل سلمان با اشاره به یکی از نقاط ضعف عملکرد رسانهای کشور اظهار داشت: یکی از ایراداتی که در این دوره مشاهده میشد، توجه بیش از اندازه به بازتاب رسانههای غربی و خارجی بود. در بسیاری از برنامهها و بخشهای خبری، واکنش رسانههای غربی به تحولات ایران بازنشر میشد و گاه سهم قابل توجهی از محتوا را به خود اختصاص میداد.
وی افزود: این رویکرد از یک منظر میتواند برای اقناع مخاطب مفید باشد؛ زیرا وقتی رسانههای خارجی به موفقیتهای ایران یا ناکامیهای دشمن اذعان میکنند، تأثیر روانی مثبتی بر افکار عمومی دارد. اما در عین حال، تداوم این روند ممکن است به تدریج این تصور را ایجاد کند که مرجع اصلی خبر و تحلیل در خارج از کشور قرار دارد و رسانه داخلی صرفاً بازتابدهنده آن است.
حجتالاسلام رضایی خاطرنشان کرد: رسانه ملی باید بتواند خود تولیدکننده خبر و تحلیل دست اول باشد و جایگاه مرجعیت رسانهای را حفظ کند. هرچه اتکا به روایتهای خارجی بیشتر شود، احتمال آسیب دیدن این مرجعیت نیز افزایش خواهد یافت.
وی ادامه داد: حتی زمانی که برخی رسانههای غربی مطالبی را منتشر میکنند که در ظاهر به نفع جمهوری اسلامی است، نباید از این نکته غفلت کرد که هر رسانهای اهداف و راهبردهای خاص خود را دنبال میکند. از این رو بازنشر گسترده چنین محتواهایی بدون تحلیل و دروازهبانی دقیق رسانهای میتواند مخاطراتی را به همراه داشته باشد.
مدیر مؤسسه نسل سلمان با اشاره به موضوع سرعت اطلاعرسانی گفت: یکی دیگر از چالشهای مهم، تأخیر در روایتگری بود. در شرایط جنگی، سرعت انتشار اطلاعات اهمیت فراوانی دارد و هر میزان که رسانه رسمی دیرتر وارد میدان شود، فرصت بیشتری برای شکلگیری شایعات و روایتهای غیررسمی فراهم خواهد شد.
وی افزود: در برخی موارد، رسانه ملی به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات قطعی یا نبود موضع رسمی از سوی نهادهای مسئول، ناچار بود با احتیاط بیشتری عمل کند. اما نتیجه این وضعیت آن بود که روایت اولیه در فضای مجازی شکل میگرفت و پس از آن رسانه رسمی وارد میدان میشد.
روایت اول؛ برگ برنده جنگ رسانهای
حجتالاسلام رضایی تصریح کرد: در بسیاری از مواقع، نخستین روایت تأثیر عمیقی بر افکار عمومی میگذارد و حتی اگر بعداً روایت رسمی منتشر شود، جبران آثار روایت اولیه دشوار خواهد بود. از همین رو از دست رفتن روایت اول یکی از مهمترین آسیبهای رسانهای در شرایط بحران به شمار میرود.
وی با بیان اینکه بخشی از این مشکل ناشی از ضعف در تعامل میان نهادهای مسئول و رسانه ملی بود، اظهار داشت: بسیاری از مراکز رسمی در زمان مناسب اطلاعات مورد نیاز را در اختیار رسانه قرار نمیدادند. در نتیجه فضای رسانهای پیش از انتشار اخبار رسمی با انواع گمانهزنیها و اخبار تأییدنشده پر میشد و همین مسئله زمینه شکلگیری شکاف روایتی را فراهم میکرد.
مدیر مؤسسه نسل سلمان افزود: شکاف روایتی زمانی رخ میدهد که روایتهای منتشرشده در فضای مجازی با روایت رسمی فاصله پیدا کند. چنین وضعیتی هم اعتبار رسانه ملی را تحت تأثیر قرار میدهد و هم باعث کاهش اعتماد عمومی به روایتهای رسمی میشود.
وی جنگ رمضان را فرصتی مهم برای افزایش مرجعیت رسانه ملی دانست و گفت: در همه کشورهای جهان، هنگام وقوع بحرانها و جنگها، مردم بیش از گذشته به رسانههای رسمی مراجعه میکنند و سطح اعتماد به آنها افزایش مییابد. این مسئله یک ظرفیت مهم برای رسانههای ملی محسوب میشود تا جایگاه خود را در میان افکار عمومی تقویت کنند.
حجتالاسلام رضایی ادامه داد: رسانه ملی نیز میتوانست از این ظرفیت برای افزایش اعتماد عمومی و جذب مخاطبان بیشتر بهره ببرد، اما برخی تأخیرها در اطلاعرسانی و عقبماندن از روایتهای اولیه موجب شد بخشی از این فرصت به طور کامل محقق نشود.
وی در پایان تأکید کرد: در شرایط جنگی و بحرانی، مردم نیازمند یک مرجع رسمی، پاسخگو و مورد اعتماد هستند. رسانه ملی باید فراتر از گرایشهای سیاسی و جناحی عمل کند، ابهامات را برطرف سازد، اضطرابهای اجتماعی را کاهش دهد و خلأ اطلاعات معتبر را برای افکار عمومی پر کند. هر اندازه این نقش با سرعت، دقت و حرفهایگری بیشتری ایفا شود، اعتماد عمومی نیز تقویت خواهد شد و رسانه ملی میتواند جایگاه مرجعیت خود را بیش از پیش تثبیت کند.