چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت رسیده؛

گذار از قدرت سخت به جنگ روایت‌ها؛ ریشه‌های حل‌نشده بحران در معادلات پساجنگ

گذار از قدرت سخت به جنگ روایت‌ها؛ ریشه‌های حل‌نشده بحران در معادلات پساجنگ
عصر قم - در روزهای پایانی درگیری، وقتی دود ناشی از تنش در تنگه هرمز هنوز بر فراز آب‌های خلیج فارس معلق بود، دیپلمات‌ها در پایتخت‌های دور و نزدیک دور میز نشستند و چارچوبی ترسیم کردند که جنگ را متوقف کرد، اما پرسش‌های اساسی را بی‌پاسخ گذاشت.
  بزرگنمايي:

عصر قم - در روزهای پایانی درگیری، وقتی دود ناشی از تنش در تنگه هرمز هنوز بر فراز آب‌های خلیج فارس معلق بود، دیپلمات‌ها در پایتخت‌های دور و نزدیک دور میز نشستند و چارچوبی ترسیم کردند که جنگ را متوقف کرد، اما پرسش‌های اساسی را بی‌پاسخ گذاشت.

در روزهای پایانی درگیری، وقتی دود ناشی از تنش در تنگه هرمز هنوز بر فراز آب‌های خلیج فارس معلق بود، دیپلمات‌ها در پایتخت‌های دور و نزدیک دور میز نشستند و چارچوبی ترسیم کردند که جنگ را متوقف کرد، اما پرسش‌های اساسی را بی‌پاسخ گذاشت. 
«آب که از سر گذشت، چه تفاوت که یک وجب یا صد وجب»؛ توقف عملیات نظامی شاید تنفسی کوتاه باشد، اما وقتی علت اصلی طغیان حل نشود، طوفان بعدی در همان بستر خواهد خروشید. آنچه در ظاهر «پیروزی دیپلماسی» جلوه می‌کند، در باطن انتقال هوشمندانه میدان تقابل از حوزه‌ای است که ایران در آن بازدارندگی مؤثر نشان داد، به حوزه‌ای که غرب در آن ابزارهای نامتقارن و گفتمانی بیشتری در اختیار دارد.
انتقال میدان: چگونه توافق جاری، بحران را از جغرافیای جنگ به عمق ژئوپلیتیک مذاکره برد؟
اعلام چارچوب توافق، بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، نقطه عطفی در تغییر شکل آن است. جنگ تحمیلی سوم با همه هزینه‌ها و خسارت‌های انسانی و اقتصادی، نشان داد که بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار حداکثری، به سطحی رسیده که حتی حامیان جنگ در واشنگتن را به عقب‌نشینی تاکتیکی واداشت. مسائل محوری ابعاد منطقه‌ای نفوذ جمهوری اسلامی ایران و سرشت برنامه هسته‌ای ایران به سطحی منتقل شده‌اند که تشخیص پیروزی و شکست در آن دشوارتر است.
پیش از طوفان: زمینه‌های ساختاری درگیری
پیش از آغاز جنگ تحمیلی سوم، معادلات امنیتی خاورمیانه بر پایه دو ستون ناپایدار بنا شده بود: تلاش غرب برای مهار همزمان برنامه هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران از یک سو، و تقویت محور مقاومت و توسعه قابلیت‌های نامتقارن از سوی دیگر. واقع‌گرایان روابط بین‌الملل این وضعیت را «ناپایداری توازن تهدید» می‌نامند که هر طرف احساس می‌کرد زمان به ضرر او در حال گذر است. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر عمق استراتژیک منطقه‌ای و ابزارهای بازدارنده، و غرب با تکیه بر برتری تکنولوژیک و شبکه اتحادهای عربی-عبری، وارد فاز تقابل شدند. زمینه‌های شکل‌گیری جنگ، ریشه در انباشت ناامنی‌های ادراکی و واقعی داشت؛ ناامنی‌هایی که توافق چارچوبی آنها را مسکوت گذاشت نه معالجه کرد.
در دل درگیری: آزمون بازدارندگی و محدودیت‌های قدرت سخت
در جریان چهل روز درگیری مستقیم، جمهوری اسلامی ایران توانست با وجود فشار شدید، قابلیت‌های موشکی و پهپادی خود را به نمایش بگذارد و نشان دهد که هزینه تحمیل‌شده بر دشمن، بالاتر از فواید راهبردی آن است. بازگشایی تنگه هرمز به عنوان یکی از مواد توافق اولیه و موقت، همزمان کارت قدرتمندی را همچنان در اختیار تهران نگه داشت: بستن تنگه هرمز در صورت خلف وعده طرف مقابل. قدرت سخت بدون پشتیبانی از عمق ژئوپلیتیک و اقتصادی، ناکارآمد می‌ماند. غرب دریافت که جنگ تمام‌عیار علیه کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک ایران، به سرعت به بحران انرژی جهانی و تورم دامن می‌زند و مشروعیت بین‌المللی را فرسایش می‌دهد.
پس از آتش‌بس: انتقال بحران به جبهه مذاکره و جنگ روایت‌ها
حالا که عملیات نظامی متوقف شده، نبرد به حوزه‌ای منتقل شده که غرب در آن از منظر تاریخی برتری داشته: جنگ شناختی، نبرد روایت‌ها و دیپلماسی چندجانبه. منتقدان تندرو جمهوری‌خواه در آمریکا این توافق را «تسلیم» می‌دانند زیرا اهداف اعلام‌شده اولیه ـ تغییر اساسی در رفتار جمهوری اسلامی ایران یا تضعیف جدی برنامه هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای ـ محقق نشده است. 
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران آن را گواهی بر قدرت جهانی ایران، مقاومت هوشمند و توانایی اخذ امتیاز از طریق بازدارندگی توصیف می‌کند. این تقابل روایی، مصداق هژمونی گفتمانی است؛ هر طرف تلاش می‌کند روایت خود را به عنوان روایت غالب تثبیت کند و دیگری را به مثابه عامل بی‌ثباتی دگرسازی نماید.
ژئوپلیتیک پساجنگ: تنگه هرمز، انرژی و آرایش جدید منطقه‌ای
از منظر ژئوپلیتیک، وابستگی امنیت اقتصاد جهانی به ثبات تنگه هرمز، همچنان نقطه ضعف ساختاری غرب و فرصت راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران باقی مانده است. هرگونه فروپاشی توافق آینده، می‌تواند به سرعت زنجیره تأمین انرژی را مختل کند.
این وضعیت، موازنه قدرت را به نفع بازیگرانی تغییر داده که از ابزارهای نامتقارن بهره می‌برند. نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، که در طول درگیری تثبیت یا گسترش یافت، معادلات امنیت جمعی عربی-اسرائیلی را پیچیده‌تر کرده است. روند بلندمدت نشان می‌دهد که بدون توجه به مصالح عمومی منطقه و قاعده نفی سبیل، هر توافقی آتش‌بسی موقت خواهد بود.


نظرات شما