عصر قم - در گذشته، عرصه اصلی مبلّغ، منبر و مسجد و حوزه بود، امروز، «میدان» جهاد تبیین، همهجا هست. در چنین شرایطی، «تبلیغ» بهمعنای ابلاغ پیام، کافی نیست و «تبیین» به معنای تبدیل پیام به فهم مشترک، اقناع مخاطب و خنثیسازی روایتهای معارض است.
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، امام شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای در سالهای اخیر، بهویژه پس از فتنههای رسانهای و جنگ شناختی تمامعیار علیه نظام اسلامی، بر «فریضه قطعی و فوری جهاد تبیین» تأکید بسیار کردند. این تأکید، صرفاً یک توصیه اخلاقی یا یک اولویت موقت نیست؛ بلکه اعلام تغییر ماهوی در مأموریت حوزههای علمیه در عصر کنونی نسبت به دهههای گذشته است.
باید دید که این تغییر ماهوی چیست و چه الزاماتی دارد؟
از «تبلیغ سنتی» به «جهاد تبیین»؛ تغییر پارادایم
در دهههای نخست انقلاب، مأموریت اصلی روحانیت، «تبلیغ سنتی» بود. سخنرانی در منابر، برگزاری کلاسهای معارف، پاسخ به سؤالات شرعی و ایفای نقش در مناسک دینی، بهویژه در ماه محرم و رمضان. این الگو، هرچند ثمربخش بود، اما در برابر چهار پدیده جدید ناکارآمد شد.
اول: انفجار اطلاعات و فضای مجازی که روایتهای رقیب را بدون فیلتر به خانهها میآورد. دوم: جنگ شناختی و عملیات ادراکی دشمن که به جای تغییر باورها، به دنبال تغییر «ادراک مخاطب از واقعیت» است. سوم: سیالیت هویتی و ارزشی مخاطبان که دیگر با یک پیام ثابت اقناع نمیشوند. چهارم: شکاف نسلی و بحران اعتماد به نهادهای رسمی.
در چنین شرایطی، «تبلیغ» بهمعنای ابلاغ پیام، کافی نیست. «تبیین» به معنای تبدیل پیام به فهم مشترک، اقناع مخاطب و خنثیسازی روایتهای معارض است. جهاد تبیین، ماهیتاً «دفاعی» نیست، بلکه «تهاجمی» و «پیشدستانه» است.
از «پای منبر» تا «میدان»؛ تغییر عرصه عمل
در گذشته، عرصه اصلی مبلّغ، منبر و مسجد و حوزه بود. امروز، «میدان» جهاد تبیین، همهجا هست؛ بدون نیاز به زمان و مکان خاص؛ از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی گرفته تا دانشگاه، مدرسه، بازار، خانواده و حتی عرصه بینالملل.
این تغییر عرصه، چند الزام دارد:
مبلّغ امروز باید تولیدکننده محتوای چندرسانهای باشد، نه فقط سخنران و منبری. باید به زبانهای مختلف مسلط باشد و متناسب با نسل ها، رسانه ها و فرهنگ ها اقدام کند.
همچنین باید بهروز و میدانی عمل کند، نه صرفاً به نقل سنتهای گذشته. باید پرسشمحور باشد و پیش از پاسخ، بداند مخاطب چه میپرسد و چه شبههای دارد.
از «انتقال معلومات» به «تولید بینش» و تغییر محتوا
در الگوی سنتی، مبلّغ معلومات خود را به صورت یکسویه به مخاطب منتقل میکند؛ اما جهاد تبیین، به دنبال «تولید بینش» است؛ یعنی مخاطب باید خودش به فهم و باور برسد؛ نه اینکه صرفاً بشنود. در جهاد تبیین، تمرکز بر اصلاح و تغییر مبانی فکری مخاطبان است.
این تغییر مستلزم گذر از «نصیحت» به «اقناع عقلی و عاطفی»، گذر از «ترساندن» به «امیدآفرینی»، گذر از «تکرار» به «ابتکار در محتوا» و گذر از «خطابه» به «دیالوگ و گفتوگو» است که باید به این مسائل دقت شود.
از «نقش مستحب» به «فریضه قطعی و فوری»؛ تغییر اولویت
مهمترین تغییر ماهوی، جابجایی تبیین از یک «مستحب تبلیغی» به یک «فریضه قطعی و فوری» است. این یعنی هر طلبه و روحانی موظف به جهاد تبیین است، نه فقط گروه خاصی از مبلّغان. تأخیر در تبیین جایز نیست، چرا که دشمن در خلأ روایت، روایت خود را مستقر میکند و تبیین از همه واجبات مهمتر است، زیرا بستر بقای سایر واجبات را فراهم میکند.
از «نگاه درونحوزوی» به «مسئولیت اجتماعی»؛ تغییر دامنه
در گذشته، حوزه های علمیه عمدتاً به تربیت طلاب و پاسخ به نیازهای دینی متدینان و مخاطبان حاضر در اطراف خود و محل های تبلیغی میپرداختند؛ اما امروز، حوزه علمیه مسئولیت تبیینی در قبال کل جامعه و حتی جهان اسلام دارد. از این رو نمیتوان نسبت به تحریف تاریخ انقلاب و مقاومت سکوت کرد. نمیتوان در برابر جریانهای انحرافی و شبهات روز صرفاً به پاسخهای کلیشهای اکتفا کرد. نمیتوان در مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی وارد نشد و دین را به عبادات فردی محدود کرد.
نویسنده: سعید چراغی