چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

با خصم بگو پرچم ایران کفن ماست

با خصم بگو پرچم ایران کفن ماست
عصر قم - حالا وقتی آن پرچم ترمیم‌شده را بر سر دست می‌گیرم و با افتخار و غرور تکان می‌دهم و به یاد آقای شهیدمان «ای ایران» می‌خوانم، کمی آرام می‌شوم.
  بزرگنمايي:

عصر قم - حالا وقتی آن پرچم ترمیم‌شده را بر سر دست می‌گیرم و با افتخار و غرور تکان می‌دهم و به یاد آقای شهیدمان «ای ایران» می‌خوانم، کمی آرام می‌شوم.

به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، روزی که خبر آتش‌زدن پرچم کشورمان در دانشگاه را شنیدم، خیلی ناراحت شدم، نفسم بند آمد. دلم می‌خواست کاری کنم، قدمی بردارم. آن روزها تصاویر پرچم ایران را بازنشر می‌کردم. کلیپ ساختم، منتشر کردم. روی دستم پرچم ایران کشیدم، استوری کردم. دستبند پرچم ایران بستم و... اما آرام نمی‌شدم. یک پرچم هم به دیوار خانه زدم، ولی باز دل آرامی نداشتم. می‌خواستم یک جوری عشقم به پرچم را نشان بدهم، جار بزنم. احساس دین می‌کردم. احساس می‌کردم تا به حال کم‌کاری کرده‌ام. قدر ندانسته‌ام.
جنگ شد. در راهپیمایی و تجمع‌های شبانه، پرچم‌های زیادی دست مردم می‌دیدم. جالب اینکه هر شب تعداد پرچم‌ها بیشتر می‌شد و متنوع‌تر. روسری طرح پرچم ایران، پرچم‌های عریض دونفره، پرچم‌های روی دوش، پرچم‌های روی سربند، پرچم‌های کهنه و نو، نقاشی پرچم روی صورت و دست و دیگر موارد. مردم با هزینه شخصی برای تجمع‌ها، منازل، ماشین‌ها و در و دیوار شهر، پرچم ایران تهیه و نصب می‌کردند. به جرأت می‌گویم من در هیچ راهپیمایی ۲۲ بهمن یا هر مناسبت ملی دیگری، این حجم پرچم یکجا ندیده بودم. ندیده بودم پرچم چنین نقش پررنگی داشته باشد. این همه توجه و عشق به پرچم را یکجا تجربه نکرده بودم. این همه احترام و محوری بودن پرچم برایم تازگی داشت.
یک شب تمام خانه را زیر و رو کردم. ما سه تا پرچم داشتیم؛ یکی پاره بود، نشستم و دوختمش، دستی به سر و رویش کشیدم. یکی دسته نداشت، با نی و کاغذ برایش دسته درست کردم و یکی را با سجاق قفلی به کالسکه متصل کردم.
حالا وقتی آن پرچم ترمیم‌شده را بر سر دست می‌گیرم و با افتخار و غرور تکان می‌دهم و به یاد آقای شهیدمان «ای ایران» می‌خوانم، کمی آرام می‌شوم.
نویسنده: اعظم مؤمنیان


نظرات شما