- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
عصر قم - در قیامت، «نامه اعمال» بدکاران به دست چپ و نیکوکاران به دست راستشان سپرده می شود. منظور از «دست راست» و «دست چپ» یا اشاره به همان عضو مخصوص بدن است یا کنایه از خیر و شرّ می باشد. در برخی دیگر از آیات، سخن از دادن نامه اعمال بدکاران از پشت سر دارد و این، به خاطر آن است که مجرمان هنگام دادن نامه اعمال به دست چپ از شدت شرمساری دست خود را پشت سر می گیرند تا مردم این سند رسوائی را کمتر ببینند! و یا به خاطر آن است که صورت آنها به پشت سر باز می گردد و آنها برای دیدن نامه اعمالشان، آن را به دست چپ در طرف پشت سر می گیرند.
عصر قم - در قیامت، «نامه اعمال» بدکاران به دست چپ و نیکوکاران به دست راستشان سپرده می شود. منظور از «دست راست» و «دست چپ» یا اشاره به همان عضو مخصوص بدن است یا کنایه از خیر و شرّ می باشد. در برخی دیگر از آیات، سخن از دادن نامه اعمال بدکاران از پشت سر دارد و این، به خاطر آن است که مجرمان هنگام دادن نامه اعمال به دست چپ از شدت شرمساری دست خود را پشت سر می گیرند تا مردم این سند رسوائی را کمتر ببینند! و یا به خاطر آن است که صورت آنها به پشت سر باز می گردد و آنها برای دیدن نامه اعمالشان، آن را به دست چپ در طرف پشت سر می گیرند.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: یکی از حوادث «روز قیامت»، «قرار دادن نامه اعمال در دست انسان ها» است که بدکاران، نامه اعمالشان به «دست چپ» و نیکوکاران به «دست راستشان» سپرده می شود و این، خود یکی از نشانه های روشن برای مشخص ساختن وضع خوبان و بدان در دادگاه محشر است.
آیاتی از سوره «حاقّه» اشاره به این مطلب دارد و می فرماید: (اما کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شده [با یک دنیا افتخار] فریاد می زند که ای اهل محشر! نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید! * من می دانستم قیامتی در کار است و به حساب اعمالم می رسند!)؛ «فَاَمَّا مَنْ اُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا کِتابِیَه * اِنِّی ظَنَنْتُ اَنِّی مُلَاقٍ حِسَابِیَه».(۱)
و به عکس (کسی که نامه اعمالش به دست چپش داده شده فریاد می زند: ای کاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمی شد! * ای کاش هرگز نمی دانستم حساب من چیست؟ * و ای کاش مرگم فرا می رسید!)؛ «وَ اَمّا مَنْ اُوتِیَ کِتابَهُ بِشمِالِهِ فَیَقُولُ یا لَیْتَنِی لَمْ اُوتَ کِتَابِیَه * وَ لَمْ اَدْرِ مَا حِسَابِیَه * یَا لَیْتَهَا کانَتِ الْقَاضِیَهُ».(۲)
آیا دست راست و چپ اشاره به همان عضو مخصوص بدن است؟ یا کنایه از خیر و شر؟ چراکه دست راست را کنایه از خیر می دانند و چپ را کنایه از انحراف و شرّ.
این معنا به صورت احتمال در تفسیر «فی ظلال القرآن» آمده است؛ ولی نیاز یا ضرورتی به این تأویل نیست؛ بلکه به راستی نیکوکاران نامه عمل را در دست راست دارند و بدکاران در دست چپ و این نشانه ای است برای شناسایی آنها در آن روز.
کلمه «هاؤُمْ» به گفته بسیاری از مفسّران و ارباب لغت، مرکّب از «هاء» که اسم فعل و به معنای «خُذْ»؛ (بگیر) است و (میم) که ضمیر جمع مذکر مخاطب است و این واژه مانند فعل امر صرف می شود گفته می شود: «هاءَ، هاءِ، هائُما، هاؤُم هائُنَّ» (برای مفرد مذکر، مفرد مؤنث، تثنیه جمع مذکر و جمع مؤنث) و گاه همزه تبدیل به کاف می شود و گفته می شود: «هاکَ، هاکِ، هاکُما، هاکُمْ، هاکُنَّ».
ضمناً (هاء) در آخر «کِتابِیَه وَ حِسابِیَه» به اصطلاح هاء «سَکْت» است و ضمیر نیست و به این ترتیب فقط برای استراحت در کلام است و مفهوم خاصی ندارد.
در حدیثی از عبدالله پسر «حنظله» معروف به «غسیل الملائکه» - که از شهدای احد می باشد - آمده است که می گوید: «روز قیامت، خداوند بنده خویش را نگه می دارد و سیئاتش را در پشت نامه اعمالش ظاهر می سازد و به او می گوید: تو این عمل را انجام دادی؟ می گوید: آری ای پروردگار! سپس به او می فرماید: من تو را به خاطر آن رسوا نکردم [لذا دستور دادم پشت نامه اعمال تو بنویسند تا کسی آن را نبیند!] و من آن سیئات را برای تو [به خاطر حسناتت] بخشیدم».
اینجاست که مؤمن [با نهایت شادی و سرور] فریاد می زند: «هاؤُمُ اقْرَؤُوا کِتابِیَه» (۳)؛ (بگیرید و نامه اعمال مرا بخوانید ای اهل محشر!)
همین معنا ([یعنی] قرار دادن نامه اعمال نیکان در دست راست و بدان در دست چپ) در سوره «انشقاق»، در آیات ۷ تا ۱۲ با مقداری تفاوت آمده است، می فرماید: (اما کسی که نامه عملش به دست راستش داده شده * به زودی و به آسانی به حسابش رسیدگی می شود * و خوشحال به سوی خانواده اش باز می گردد * و اما کسی که نامه عملش را به پشت سرش داده اند * به زودی فریادش بلند می شود که ای وای بر من که هلاک شدم! * و در شعله های سوزان آتش دوزخ وارد می شود!)؛ «فَاَمّا مَنْ اُوتِیَ کِتابَه بِیَمینِهِ * فَسَوْفَ یُحاسَبُ حِسَاباً یَسیراً * وَ یَنْقَلِبُ اِلی اَهْلِهِ مَسْرُوراً * وَ اَمّا مَنْ اُوتِیَ کِتابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ * فَسَوفَ یَدْعُو ثُبُوراً * وَ یَصْلَی سَعیراً».(۴)
در آیات قبل، سخن از بودن نامه اعمال بدکاران به دست چپ آنها بود و در این آیات از پشت سر است، این به خاطر آن است که مجرمان هنگامی که نامه اعمالشان را به دست چپشان می دهند از شدت شرمساری دست خود را پشت سر می گیرند تا مردم این سند جرم و رسوائی را کمتر ببینند! و یا به خاطر آن است که دست چپ آنها به پشت سرشان بسته شده و همان گونه که آنها «کتاب خدا» را در دنیا پشت سر انداختند، در آنجا نامه اعمالشان پشت سرشان قرار می گیرد! و یا به خاطر آن است که صورت آنها به پشت سر باز می گردد و آنها برای دیدن نامه اعمالشان آن را به دست چپ در طرف پشت سر می گیرند.
هر یک از این معانی سه گانه که باشد با آیات قبل که می گوید نامه اعمال بدکاران در دست چپ آنها است منافاتی ندارد.
در اینکه منظور از «اهل»؛ (خانواده) در اینجا چه کسانی هستند؟ بعضی گفته اند: زنان و فرزندان و بستگان نزدیک اهل ایمان و اهل نجات است که پیش از آنها وارد بهشت شده اند و بعضی دیگر آن را اشاره به همسران بهشتی می دانند، بعضی دیگر نیز آن را به معنای سایر مؤمنان پیشگام در بهشت دانسته اند؛ زیرا مؤمنان همگی اهل یکدیگرند و در حقیقت جزء یک خانواده اند؛ ولی تفسیر اوّل مناسب تر است بخصوص اینکه همین تعبیر «اهل» در آیه ۱۳ همین سوره به معنای خانواده و زن و فرزندان و بستگان نزدیک آمده است و اتّحاد سیاق ایجاب می کند که هر دو به یک معنا باشد.
همچنین در سوره «واقعه» همین تقسیم دو گانه (تقسیم مردم به صاحبان نامه عمل در دست راست و دست چپ) به صورت دیگری آمده است، می فرماید: (اصحاب میمنه چه اصحاب میمنه ای [و چه سرنوشت پرافتخار و مسرّت بخشی؟])؛ «فَاَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ ما اَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ» (۵)؛ سپس می افزاید: (و اصحاب مشئمه چه اصحاب مشئمه ای؟ [با چه سرنوشت شوم و دردناکی])؛ «وَ اَصْحَابُ الْمَشْئَمَهِ مَا اَصْحَابُ الْمَشْئَمَهِ».(۶)
«میمنه» از مادّه «یمن» به معنای سعادت و خوشبختی است. بعضی نیز آن را از ماده «یمین» به معنای دست راست تفسیر کرده اند و می گویند اینها همان کسانی هستند که نامه اعمالشان به دست راستشان داده می شود (درست است که ماده «یمن» و «یمین» از یک ریشه است؛ ولی یکی به معنای برکت و سعادت و دیگری به معنی دست راست است که آن را مظهر برکت می دانستند).
راغب در «مفردات» معتقد است که ریشه اصلی، همان مفهوم دست راست را دارد و از آنجا که خیر و برکت را با کارهایی که به وسیله دست راست انجام می گرفت می دانستند این واژه به معنای خیر و برکت نیز آمده است.
نقطه مقابل آن «مشئمه» از ماده شوم است و به گفته «مقاییس اللّغه» معنای اصلی آن همان دست چپ است؛ ولی از آنجا که دست چپ و کارهایی که با آن انجام می شود را اشاره ای به تیره بختی و نامیمونی می دانستند کلمه شوم در این معنا به کار رفته است و به این ترتیب «اصحاب المیمنه» و «اصحاب المشئمه» در اصل به همان معنای صاحبان دست راست و دست چپ است که نامه اعمالشان به دست راست یا چپ آنها داده می شود و تفسیر آن به گروه (خوشبخت و سعادتمند) و گروه (بدبخت و تیره روز) معنای دوّم محسوب می شود.
فخر رازی در تفسیر خود «اصحاب المیمنه» را به اصحاب جنّت و بهشت تفسیر کرده می گوید: «این یا به خاطر آن است که نامه اعمالشان به دست راستشان است یا از جهت این است که از دست راست آنها در عرصه محشر نوری ساطع می شود همان گونه که «قرآن» می فرماید: «یَسْعی نُورُهُمْ بَیْنَ اَیْدیِهمْ و بِاَیْمانِهِمْ» (۷) و یا به خاطر آن است که دست راست دلیل بر خیر و نیکی است و عرب، مرغانی را که از طرف راست آنها حرکت می کردند به فال نیک و آنهایی را که از طرف چپ پرواز می کردند به فال بد می گرفتند».(۸)
جمله «ما اَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ وَ ما اَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ» - که به صورت «استفهامیه» آمده - اشاره به مقام بسیار بلند گروه اوّل و مقام بسیار پایین گروه دوّم است، گویی علوّ مقام و کثرت برکات گروه اوّل به قدری است که از دسترس فکر انسان بیرون است و این تعبیر کنایه لطیفی از همین معنا می باشد، به عکس تعبیر دوّم که کنایه از شدت انحطاط می باشد.
البته در این آیات سخنی از نامه عمل به میان نیامده؛ ولی با توجه به سایر آیات قرآن که این دو واژه را در مورد نامه های اعمال به کار برده تفسیر فوق مناسب به نظر می رسد. (۹)
پی نوشت:
(۱). سوره الحاقّه، آیات ۱۹ و ۲۰.
(۲). همان سوره، آیات ۲۵ الی ۲۷.
(۳). تفسیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطی، جلال الدین، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ قمری، ج ۶، ص ۲۶۱؛ فی ظلال القرآن، شاذلی، سید بن قطب بن ابراهیم، دارالشروق، بیروت، قاهره، ۱۴۱۲ قمری، چاپ: هفدهم، ج ۶، ص ۳۶۸۱ (گرچه این حدیث از خود عبدالله بن حنظله نقل شده ولی قاعدتاً آن را با واسطه از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) شنیده است).
(۴). سوره انشقاق، آیات ۷ الی ۱۲.
(۵). سوره واقعه، آیه ۸.
(۶). همان سوره، آیه ۹.
(۷). سوره حدید، آیه ۱۲.
(۸). مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ قمری، چاپ: سوم، ج ۲۹، ص ۳۸۷.
(۹). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ: نهم، ج ۶، ص ۷۵.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...