عصر قم - عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به جایگاه رهبر شهید به عنوان راهبر حکیمانه جامعه بر اساس مبانی علمی متخذ از دین گفت: ایشان با آیندهنگری راهبردی، انقلاب اسلامی را نه یک پروژه مقطعی، بلکه فرآیندی مستمر تا ظهور منجی ترسیم کردند.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست علمی هم اندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید(ره)، با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، با موضوع مردمسالاری دینی با تمجید از جایگاه علمی و راهبردی رهبر شهید اظهار داشت: برخی افراد اندیشهپرداز هستند و میتوان از اندیشه آنها یاد کرد، اما برخی دیگر «راهور فکر» و «اندیشه ساز» هستند؛ فارغ از اقتضائات زمانه، عمدتاً آیندهساز و آیندهنگرند. امام شهید ما را میتوان به عنوان «راهبر یک دانش»، «راهبر جامعه بر اساس دانش» و «ایجادکننده مسیر تمدنی انقلاب اسلامی بر اساس بنیادهای دینی» یاد کرد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تفکیک میان اندیشهورزی معمولی و راهبری حکیمانه جامعه گفت: بعضی از اندیشمندان در کنج خانهها، مدرسهها و دانشگاهها به اندیشهورزی میپردازند که این خوب است، اما اگر رهبری که ظاهراً باید کار اجرایی انجام دهد، جامعه را بر اساس دانش، فرهنگ و علم راهبری کند و آیندهای برای آن جامعه رقم بزند، به گونهای که اگر این اندیشهورزی نبود، مسیر جامعه به چالش میخورد، این جایگاهی فراتر دارد.
وی تأکید کرد: اگر ایشان برخی حوزهها را مورد اهتمام قرار نمیدادند، شاید مسیر انقلاب به گونه مطلوب طی نمیشد. وقتی نظم سلطه بر این منطق قرار گرفته بود که انقلاب چهلسالگی خود را نبیند، ایشان گفتند «ما تازه گام اولیم» و مسیری برای گام دوم تعیین کردند. اگر جمهوری اسلامی امتداد اجتماعی، نفوذ منطقهای، عمق استراتژیک و بنیادهای فکری و راهبری علمی نداشت، در سالهای پس از امام، در تحول دانش و فناوری قافیه را میباخت و در محدوده مرزهای خود محدود میماند.
انقلاب اسلامی؛ فرآیندی تا ظهور، نه پروژهای مقطعی
حجتالاسلام ایزدهی با اشاره به آیندهنگری رهبر شهید تصریح کرد: از ایشان تعبیر شده است که «آیندهنگرترین فردی که میشناسم»؛ کسی که آینده را از الآن برای آیندهای طراحی میکند که سرش خراب نشود، بلکه بر سر آینده خراب شود.
وی افزود: اندیشکدههای مختلفی در جهان آیندهنگری میکنند و آیندهها را برای ملتها تثبیت میکنند. اگر انقلاب اسلامی نمیآمد برای خود فرآیندی از نظامسازی، دولتسازی، جامعهسازی تا تمدنسازی تعریف کند و انقلاب را نه یک پروژه که در سال 57 اتفاق افتاد و تمام شد، بلکه فرآیندی مستمر تا ظهور منجی مطلق ببیند، امروز در این جایگاه نبود.
حجتالاسلام ایزدهی در بخش اصلی صحبتهای خود به تبیین مفهوم «مردمسالاری دینی» از منظر رهبر شهید پرداخت و گفت: مرحوم امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی را بر محوریت ولایت فقیه و با تعبیر «جمهوری اسلامی» ترتیب داد. برخی در اوایل کار تصور میکردند که امام دوگانهای از «جمهوریت» (مبتنی بر منطق غربی) و «اسلامیت» (مبتنی بر محتوای دینی) را رقم زدهاند، اما امام در سالهای بعد توضیح دادند که مقصود از جمهوری اسلامی این نبود که جمهوریت را از تمدن غربی گرفته باشیم.
وی تأکید کرد: امام شهید در تحلیل و تعمیق واژه «جمهوری اسلامی» تلاش کردند. تعبیر «مردمسالاری دینی» را میتوان بازخوانی شده از همان مفهوم دانست. مردمسالاری دینی دو مقوله مجزای «مردمسالاری» و «دینی» نیست که با سنجاقی به هم وصل شده باشند؛ یکی از یک جا و دیگری از جای دیگر گرفته شده باشد. بلکه مردمسالاری دینی مقولهای متخذ از مبانی خود ماست؛ چیزی که غرب هیچ حضوری در آن نداشته است.
ریشههای مردمسالاری دینی در سیره نبوی و علوی
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به پیشینه مردمسالاری دینی در تاریخ اسلام گفت: در جامعه مدینه النبی، تا وقتی مردم پای کار نیامدند، حمایت نکردند، تایید نکردند و بیعت نکردند، عملاً حاکمیتی به فعلیت نمیرسید. امیرالمومنین(ع) و امام حسن(ع) نیز به همین صورت بودند، هرچند در دوره معاویه به بعد، این مردمسالاری دینی مصادره و در قالب سکولاریسم تخریب شد.
وی افزود: در زمان پیامبر(ص) و آن ارتدوکسی اسلام ناب اولیه، منطق همین بود و اهل بیت(ع) همواره بر این مقوله تأکید داشتند. لذا اگر امروز جمهوریت را در جمهوری اسلامی مطرح میکنیم، جمهوریت به معنای دموکراسی غربی نیست، بلکه به معنای حضور همهجانبه مردم بر اساس معیارهای اسلامی است.
حجتالاسلام ایزدهی در پایان با مقایسه مردمسالاری دینی با دموکراسی غربی اظهار داشت: در مدل دموکراسی غربی، انسان خودبنیاد محور قرار گرفته و خدا از فرمول حذف میشود؛ انسان جایگزین خدا میشود و به جای خداآنگاری، خداانکاری رخ میدهد. نتیجه آن تمدنی است که در آن خدا وجود ندارد؛ ماده محوریت دارد، آسایش بر آرامانی، جسم بر روح، و دنیا بر آخرت ترجیح داده میشود.
وی در مقابل تأکید کرد: اما در مدل مردمسالاری دینی، حاکمیت از آنِ خداست؛ نه حاکمیتی به بهانه خدا همچنان که در فراعنه و امپراتورها وجود داشت، بلکه حاکمیتی مبتنی بر شورا، بیعت، مشورت و رجوع به خبره که همه اینها به مبانی اسلامی ارجاع داده میشود.
حجتالاسلام ایزدهی در پایان با اشاره به حضور پرشور مردم در شبهای اخیر در خیابانها گفت: این حضور، تصادفی نیست؛ حاصل آیندهنگری و تربیت رهبر شهید است که مردم را به مقاومت تربیت کرد؛ اینکه هزینه مقاومت از هزینه تسلیم کمتر است، اینکه ما میتوانیم، اینکه در مقابل سلاح دشمن، «اِنَّ مَعِیَ رَبّی» داریم.