عصر قم - آذربایجان شرقی- بررسیهای میدانی و شواهد راهبردی حاکی از آن است که دولت الهام علیاف با عبور از منافع ملی و هویتی دومین کشور شیعی جهان، باکو را به حیاطخلوت امنیتی و پایگاه عملیاتی رژیم موقت صهیونیستی در قفقاز تبدیل کرده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، روابط حاکمیت جمهوری آذربایجان با رژیم غاصب صهیونیستی طی سالهای اخیر روندی شتابان و نگرانکننده به خود گرفته است؛ مناسباتی که فراتر از چارچوبهای متعارف دیپلماتیک یا دادوستدهای اقتصادی، اکنون به پیوندی امنیتی، اطلاعاتی و تقابلمحور با آرمانهای امت اسلام و باورهای اصیل ملتهای منطقه مبدل شده است.
بررسی ابعاد و زوایای این ارتباط در گزارش ویژه خبرگزاری رسا نشان میدهد که باکو عملاً در دامی گرفتار آمده که اتاقفکرهای عبری–غربی برای بیثباتسازی منطقه قفقاز و ایجاد پایگاهی امن در جوار مرزهای جهان اسلام طراحی کردهاند:
۱. جولان سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی در مرزهای قفقاز
بر اساس دادهها و تحلیلهای متقن امنیتی، تلآویو با استقرار سامانههای راداری، ایجاد پایگاههای بهظاهر فناورانه و کشاورزی در مناطق مرزی و گسیل نیروهای اطلاعاتی تحت پوششهای گوناگون، تلاش دارد خاک آذربایجان را به سکوی جمعآوری داده و شنود الکترونیک تبدیل کند.
واگذاری هدایت بخشهای مهمی از تجهیزات نظامی و سامانههای پهپادی به مستشاران و پیمانکاران صهیونیست، استقلال امنیتی دولت باکو را با چالش مواجه ساخته و این کشور را تا سطح مجری پروژههای خرابکارانه موساد تقلیل داده است.
۲. اسلامزدایی و دینستیزی؛ نسخه صادرشده از تلآویو
شواهد متقن نشان میدهد هجمههای زنجیرهای اخیر علیه نمادها و باورهای شیعیان در آذربایجان از جمله محرومسازی دختران محجبه از ورود به مدارس و دانشگاهها، اعمال محدودیتهای شدید بر مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و بازداشتهای خودسرانه روحانیون و فعالان مذهبی نتیجه مهندسی فرهنگی و القائات سفارت و اندیشکدههای وابسته به رژیم صهیونیستی است.
مأموریت اصلی صهیونیستها در باکو، «استحاله هویتی»، قطع ریشههای عمیق مکتب تشیع و دور ساختن نسل جوان این دیار از پیوند تاریخی با فرهنگ مقاومت و اهلبیت(ع) است.
۳. غارت انرژی مسلمانان و معادله پوشالی «نفت در برابر سلاح»
حاکمیت باکو با تأمین بخش عمدهای از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی از طریق خط لوله باکو–تفلیس–جیهان، شریان حیات اقتصادی ماشین جنگی این رژیم کودککش را فعال نگه داشته است.
در مقابل، تلآویو با فروش تسلیحات و نرمافزارهای تجسس و سرکوب، تلاش دارد سران باکو را در توهم قدرت کاذب و تکیه بر ابزارهای نظامی فروببرد؛ این در حالی است که تکیه بر رژیمی که خود در بحران فروپاشی درونی و شکستهای تاریخی دستوپا میزند، مصداق بارز خانهسازی بر روی آب است.
۴. هشدار مراجع دینی و خشم تودههای مؤمن در جمهوری آذربایجان
اکثریت قاطع جامعه متدین و غیرتمند جمهوری آذربایجان هرگز پذیرای پیوند حاکمان خود با قاتلان کودکان غزه و دشمنان قسمخورده قرآن نبودهاند. علمای حوزه، مبلغان و تودههای مردم شیعه، تبدیل سرزمین پاک و تاریخی آذربایجان به کانون دسیسههای صهیونیستی را خیانت به اسلام و تاریخ کشورشان میدانند.
انباشت این خشم عمومی و پیوند آن با مطالبات سرکوبشده مدنی، زمینهساز گسست عمیق دولت–ملت و وقوع یک «انفجار هویتی» اجتنابناپذیر در باکو خواهد بود.
۵. پیامدهای امنیتی نادیده گرفتن هشدارهای محور مقاومت
جمهوری اسلامی ایران و نیروهای وفادار به جبهه مقاومت بارها با صراحت تأکید کردهاند که حضور و جولان عناصر صهیونیستی در جوار مرزهای جهان اسلام هرگز تحمل نخواهد شد. هرگونه اقدام خرابکارانه یا تحرک اطلاعاتی از خاک جمهوری آذربایجان، بیتردید تبعات سنگینی برای مسببان آن در پی خواهد داشت.
دولتمردان باکو اگر واقعبین باشند، به یاد خواهند آورد که رژیم صهیونیستی در سختترین برههها، هیچیک از متحدانش را نجات نداده و صرفاً از آنان بهعنوان مهرههایی مصرفی و قربانی منافع نامشروع خود استفاده کرده است.
دستگاه حاکمه جمهوری آذربایجان و شخص الهام علیاف در گرداب یک خطای محاسباتی بزرگ قرار گرفتهاند پیوند با صهیونیسم بینالملل، دهنکجی به اعتقادات اکثریت جامعه و همپیمانی با دشمنان اسلام، نهتنها متضمن بقای حکومت باکو نخواهد بود، بلکه این حاکمیت را در مسیر افول، انزوای جهان اسلام و سقوط قطعی قرار خواهد داد.
۶. بازخوانی پرونده جاسوسافزار پگاسوس؛ حاکمیت نظارت صهیونیستی بر ارکان باکو
ابعاد نفوذ تلآویو در لایههای حاکمیتی باکو به مرزهای جغرافیایی و نظامی محدود نمیشود؛ بلکه حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات این کشور را نیز در بر گرفته است. اسناد و افشاگریهای رسانهای بینالمللی نشان داد که دولت جمهوری آذربایجان با خرید و بهکارگیری بدافزار و جاسوسافزار صهیونیستی «پگاسوس»(متعلق به شرکت اسرائیلی NSO)، اقدام به رصد گسترده و هک تلفنهای همراه صدها تن از چهرههای مخالف، مبلغان اسلامی، روزنامهنگاران مستقل و حتی مقامات دیپلماتیک کرده است.
کارشناسان امنیتی تأکید دارند که با واگذاری زیرساختهای تجسس الکترونیک به شرکتهای تحت نظارت موساد، عملاً دادههای حیاتی و سرّی دولت و شهروندان آذربایجان پیش از هر کجا در سرورهای تلآویو بارگذاری و تحلیل میشود؛ امری که استقلال ملی این کشور را بهطور کامل مسلوب ساخته است.
۷. سرمایهگذاری تحت پوشش «شهرکهای هوشمند» در مناطق مرزی
یکی از شگردهای نوین صهیونیستها برای تثبیت حضور نظامی–اطلاعاتی در حوزه قفقاز، ورود به پروژههای عمرانی با عناوینی فریبنده نظیر «روستاهای هوشمند»(Smart Villages) و طرحهای کشاورزی نوین در اراضی آزادشده قراباغ و مناطق همجوار با مرزهای ایران است.
گزارشهای موثق میدانی حکایت از آن دارد که در لوای استقرار شرکتهای مهندسی و کشاورزی اسرائیلی، دکلهای مخابراتی پیشرفته با کاربری دوگانه و حسگرهای نظارتی دوربرد در این نقاط نصب شده است. این رخدادها گواهی است بر اینکه باکو اراضی آزادشده خود را که با خون جوانان این کشور به دست آمد، به جای خدمت به منافع ملی، به بارانداز پایگاههای پنهان صهیونیستها مبدل ساخته است.
۸. بایکوت جنایات غزه در رسانههای دولتی آذربایجان؛ رسوایی اخلاقی دستگاه تبلیغاتی
در حالی که افکار عمومی جهان و حتی ملتهای غیرمسلمان به خیابانها آمده و جنایات رژیم صهیونیستی در نوار غزه و لبنان را محکوم میکنند، دستگاه رسانهای رسمی وابسته به دولت الهام علیاف موظف به سانسور شدید اخبار نسلکشی فلسطینیان شده است.
رصد محتوای رسانههای باکو آشکار میسازد که هرگونه همبستگی عمومی با قدس شریف و فلسطین جرمانگاری شده و همزمان تریبونهای وابسته به دربار حاکم، به تبلیغ روابط به اصطلاح «استراتژیک و برادرانه» با رژیم آپارتاید تلآویو میپردازند. این دوگانگیِ عیان و بیتفاوتی محض نسبت به رنج مسلمانان، خشم دینداران جمهوری آذربایجان را دوچندان کرده و پرده از خیانت دستگاه رسانهای باکو به جهان اسلام برداشته است.
۹. بنبست راهبردی باکو؛ کارت سوخته تلآویو در دستان علیاف
تحلیلگران ارشد مسائل قفقاز در گفتوگو با خبرگزاری رسا تصریح میکنند که الهام علیاف در بدترین برهه زمانی ممکن به دامن صهیونیستها پناه برده است.
رژیم صهیونیستی که پس از تحولات اخیر و ضربات سهمگین جبهه مقاومت، از درون دچار فروپاشی امنیتی، اقتصادی و سیاسی شده و حتی در حفظ موجودیت متزلزل خود در اراضی اشغالی ناتوان است، هرگز تکیهگاه مطمئنی برای امنیت حاکمان باکو نخواهد بود.
دولت آذربایجان با این پیوند نامیمون، هزینههای شکستهای تلآویو را بر گرده ملت خود تحمیل کرده و کارت سوختهای را به دست گرفته که سرانجامی جز خاکستر شدن به همراه ندارد.
سخن پایانی و پیام آشکار جهان اسلام به باکو
جمهوری اسلامی ایران بارها به صراحت و بر اساس منطق حسن همجواری، به دولتمردان جمهوری آذربایجان گوشزد کرده است که امنیت عاریهای و صهیونیستمحور، توهمی بیش نیست و رژیم غاصب صهیونیستی هر جا پا گذاشته، جز تخریب، تفرقه و بیچارگی برای آن کشور بر جای نگذاشته است.
اگر سردمداران باکو مسیر اصلاح، استقلالبخشی به تصمیمات و بازگشت به آغوش جهان اسلام و خواست ملت مسلمان خویش را انتخاب نکنند، چارهای جز پرداخت هزینههای سنگین همپیمانی با جنایتکاران جنگی قرن نخواهند داشت؛ هزینهای که با قیام غیرت دینی مردم آذربایجان و قهر قاطع تاریخ، پایان حکومت وابسته به بیگانگان را رقم خواهد زد.
۱۰. نقش کانونهای لابیگری و سازمانهای صهیونیستی در واشنگتن بر تصمیمات باکو
یکی دیگر از ابعاد پنهان اما محوری پیوند نامبارک حاکمیت آذربایجان با تلآویو، بهرهگیری ساختار سیاسی باکو از بازوهای لابیگری رژیم صهیونیستی در کنگره و کاخ سفید بهویژه سازمانهایی نظیر «آیپک»(AIPAC) و «کمیته یهودیان آمریکا»(AJC)است.
گزارشهای مستند نشان میدهد که دولت الهام علیاف برای لاپوشانی کارنامه سیاه خود در حوزه سرکوب آزادیهای مذهبی، خاموش کردن صدای منتقدان و فرار از فشارهای بینالمللی حقوق بشری، دلارهای نفتی حاصل از غارت سرمایههای ملت مسلمان آذربایجان را به جیب این کانونهای لابیگری سرازیر میکند.
رژیم تلآویو نیز در این دادوستد منفعتطلبانه، نقش «وکیلمدافع» حاکمیت باکو را در پایتختهای غربی ایفا کرده و در ازای آن، امتیازهای ژئوپلیتیک، امنیتی و اقتصادی کلان در مرزهای همجوار با جهان اسلام دریافت میکند؛ معادلهای خفتبار که استقلال سیاسی جمهوری آذربایجان را بیش از پیش مخدوش ساخته است.
۱۱. سرکوب هدفمند نهادها و علمای مستقل حوزه علمیه و مساجد
از مهمترین پیامدهای نفوذ اتاقفکرهای ضداسلامی در بدنه امنیتی جمهوری آذربایجان، پروژه حذف و منزویسازی چهرههای برجسته دینی و روحانیت مستقل است. رصد دقیق روند وقایع در باکو، گنجه، لنکران و سایر مناطق نشان میدهد که نهادهای حاکمیتی با مدیریت و راهبری القائات خارجی، اقدامات زیر را بهصورت سیستماتیک به اجرا گذاشتهاند:
بازداشتهای فلهای و اتهامزنیهای واهی: دستگیری دهها تن از فضلا، مبلغان و متدینین به اتهامات ساختگی نظیر نگهداری سلاح یا مواد مخدر؛ سناریویی تکراری و رسوا که تنها هدف آن خفهکردن ندای حقطلبی است.
تعطیلی و تخریب مساجد تاریخی: کنترل شدید و در مواردی بستن و تخریب حسینیهها و کانونهای مذهبی با بهانههای عمرانی و واهی، جهت ممانعت از تشکیل هستههای مقاومت فرهنگی.
ایجاد نهادهای فرمایشی دینی: مصادره امور مذهبی از طریق تشکلهای دستنشانده حاکمیتی با هدف ترویج نسخهای بیخاصیت، سکولارزده و بیتفاوت نسبت به مظالم صهیونیسم بینالملل علیه مقدسات مسلمین.
۱۲. تحریف کتابهای درسی و تاریخسازی جعلی علیه تمدن اسلامی
در حوزه آموزش و پرورش، سیاستگذاران باکو تحت نظارت بنیادها و مشاوران غربی–صهیونیستی، دست به بازنویسی و تحریف تاریخ، ادبیات و هویت بومی مردم آذربایجان زدهاند:
حذف مفاخر و متون شیعی: پاکسازی تدریجی نمادهای عاشورایی، میراث آلالله(ع) و معارف علوی از متون درسی مدارس و دانشگاهها.
دشمنتراشی موهوم و تفرقهافکنی قومی: تزریق ادبیات کینهتوزانه علیه همسایگان مسلمان و امت اسلام، با هدف ایجاد گسلهای هویتی و فاصله انداختن میان برادران ایمانی در دو سوی ارس.
ترویج تساهل دروغین با اشغالگران قدس: گنجاندن متونی در ستایش روابط با صهیونیستها و در عین حال القای بیتفاوتی نسبت به قبله اول مسلمین و جنایات اشغالگران در اراضی فلسطین، به عنوان بخشی از پروژه استحاله تدریجی نسل نوپا.
۱۳. چشمانداز محتوم: بیداری تودهها و شکست پروژههای استعماری
تاریخ ثابت کرده است که هیچ حکومتی نمیتواند با تکیه بر سرنیزه بیگانگان و جنگ با مقدسات و ایمان مردم خود پایدار بماند. سرنوشت دیکتاتورهای وابسته به بلوک غرب و رژیم صهیونیستی در منطقه از رژیم پهلوی در ایران گرفته تا بنعلی در تونس و حسنی مبارک در مصر درس عبرت روشنی برای زمامداران باکو است.
تودههای مؤمن و غیرتمند جمهوری آذربایجان که در دوران سیاه حاکمیت هفتادساله کمونیسم شوروی با پنهان کردن قرآنها و برپایی مخفیانه مجالس سیدالشهدا(ع) شعلههای ایمان را زنده نگه داشتند، امروز نیز در برابر امواج اسلامستیزی صهیونیستی سر تسلیم فرود نخواهند آورد.
پیوند قلبی ناگسستنی مردم این سرزمین با مکتب عاشورا، ذخیرهای پایانناپذیر است که در لحظه موعود، معادلات ساختگی مستکبران را در هم خواهد شکست و خاک پاک قفقاز را از لوث پایگاهها و عناصر متجاوز صهیونیستی پاکسازی خواهد کرد.
۱۴. پشتپرده فتنه «دالان موهوم زنگزور»؛ پیوند منافع ژئوپلیتیک باکو با پازل ناتو و تلآویو
یکی از خطرناکترین پروندههای مشترک باکو و اتاقهای فکر صهیونیستی–غربی، تلاش برای تغییر ژئوپلیتیک تاریخی قفقاز جنوبی از طریق تحمیل طرح موسوم به «دالان زنگزور» است. بررسیهای فنی خبرگزاری رسا نشان میدهد که اصرار حاکمیت باکو بر انسداد مرزهای تاریخی و قطع شریانهای ارتباطی اصیل منطقه، خواستهای بومی نیست؛ بلکه پازلی تعریفشده از سوی تلآویو و بلوک ناتو برای موارد زیر است:
قطع دسترسی ژئواستراتژیک ایران به اروپا و حوزه قفقاز: تلاشی نافرجام برای محاصره ترانزیتی و تضعیف موقعیت ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران.
تثبیت دالان نفوذ تروریستی و ناتوی ترکی–صهیونیستی: ایجاد معبری نامشروع جهت جابهجایی عناصر تکفیری، مستشاران ناتو و ایستگاههای تجسس الکترونیک رژیم اشغالگر قدس تا اعماق آسیای میانه و حیاطخلوت روسیه و جهان اسلام.
هشدارهای صریح تهران و خطوط قرمز تغییرناپذیر: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و دستگاه دیپلماسی کشورمان بارها به شفافترین شکل ممکن تأکید کردهاند که تغییر مرزهای شناختهشده بینالمللی و انسداد راههای مواصلاتی تاریخی، «خط قرمز قطعی» است و ایران هیچگونه تغییر در مرزهای بینالمللی شمال غرب را نخواهد پذیرفت و با هرگونه توطئه صهیونیستی با قاطعیت تمام برخورد خواهد کرد.
۱۵. گسیل هدفمند عناصر تکفیری به قراباغ؛ سناریوی مشترک موساد و میت
اسناد و شواهد برجامانده از جنگ دوم قراباغ و تحرکات پس از آن فاش میسازد که دستگاههای اطلاعاتی بیگانه با چراغ سبز باکو، پای تروریستهای تکفیری شناسنامهدار را از شمال سوریه به مرزهای قفقاز باز کردند. حضور این عناصر تندرو و ضدشیعه در مجاورت مرزهای ایران با هدایت مستقیم اتاقهای فرمان مشترک صهیونیستی صورت گرفت تا:
هویت شیعی قفقاز مخدوش شود: با جایگزینسازی تفکرات سلفی و ضدتقریب، بافت یکپارچه شیعی این منطقه که قرنها پاسدار مکتب اهلبیت (ع) بوده را دچار انشقاق و فتنه مذهبی کنند.
منطقه حائل تروریستی ایجاد شود: مرزهای امن شمالغرب ایران به کانون بالقوه تنشآفرینیهای نیابتی مبدل گردد؛ سناریویی که با هوشیاری کامل پاسداران امنیت و رصد اشراف اطلاعاتی محور مقاومت در نطفه زمینگیر شده است.
۱۶. هشدار نهایی کارشناسان دینی و بینالمللی به نیروهای مسلح و ارتش آذربایجان
بدنه ارتش و نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان متشکل از فرزندان غیور و مسلمان همین آب و خاک است که در نبردهای آزادسازی اراضی خود ندای «یا حسین(ع)» و «یا ابوالفضل(ع)» سر میدادند خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز در گفتوگو با تحلیلگران حوزه امنیت و دین تصریح میکند:
پرهیز از قربانی شدن برای اهداف تلآویو: سربازان و افسران ارتش جمهوری آذربایجان نباید اجازه دهند سلاح و آبروی نظامی آنان به ابزار دست ژنرالهای شکستخورده صهیونیست تبدیل شود که هنوز از زیر ضربات طوفانالاقصی کمر راست نکردهاند.
هشدار نسبت به سرنوشت ارتشهای وابسته: تاریخ گواه است که هر ارتشی در منطقه در مقابل باورهای دینی مردم خود صفآرایی کرد و مأمور حفظ منافع اسرائیل و آمریکا شد مانند ارتش شاهنشاهی پهلوی یا ارتش لحد در جنوب لبنان در برابر امواج خروشان خشم ملت تارومار شد.
روابط امنیتی و راهبردی باکو با رژیم آپارتاید تلآویو نه مایه افتخار است و نه ضامن ثبات؛ بلکه لکه ننگی تاریخی بر پیشانی حاکمانی است که نام آذربایجانِ شیعه را یدک میکشند اما در صف نخست خدمترسانی به دشمنان قسمخورده قرآن و مسجدالاقصی قرار گرفتهاند.
مسیر کنونی رژیم باکو به رهبری الهام علیاف، بازی با آتشی است که در وهله اول دودمان کاخنشینان باکو را خواهد سوزاند. تکیه بر دیوارهای فروریخته رژیم صهیونیستی، سرکوب آزادی دختران محجبه و دهنکجی به مقدسات اسلام، بنبستی محتوم است که زنگهای زوال و سرنگونی این نظام وابسته را در سراسر قفقاز به صدا درآورده است.
۱۷. نفوذ در شریانهای مالی و اقتصادی؛ واگذاری حاکمیت ملی به کارتلهای صهیونیستی
یکی دیگر از ابعاد پرخطر و کمتر افشاشده روابط باکو با تلآویو، رخنه سیستماتیک شرکتها و تراستهای مالی وابسته به رژیم صهیونیستی در بخشهای بنیادین اقتصاد جمهوری آذربایجان است:
تسلط بر زیرساختهای مخابراتی و سایبری: عمده خطوط انتقال داده و شبکههای نوین ارتباطی باکو توسط شرکتهای اسرائیلی که سابقه مستقیم همکاری با یگانهای سایبری ارتش صهیونیستی دارند اداره میشود. این وابستگی، به تلآویو دسترسی بیواسطه به سامانههای بانکی، پولی و جریان اطلاعات اقتصادی کشور داده است.
واگذاری منابع خاک و معادن: در اراضی آزادشده و سایر نقاط مستعد، امتیاز استخراج معادن طلا، مس و منابع راهبردی تحت پوشش کنسرسیومهای خارجی به شرکتهای مرتبط با الیگارشهای صهیونیست واگذار شده است؛ غارتی آشکار که سود آن به ماشینهای سرکوب و خزانه جنگی دشمنان اسلام منتقل میشود.
انحصار در پروژههای نمکزدایی و مدیریت آب: با توجه به بحرانهای زیستمحیطی حوضه ارس و حوزه خزر، حضور شرکتهای اسرائیلی در مدیریت منابع آبی آذربایجان، زمینه را برای گروگانگیری اکولوژیک و تحمیل سیاستهای ناعادلانه در آینده فراهم ساخته است.
۱۸. عملیات روانی و پروژههای رسانهای تفرقهافکن در فضای مجازی
اتاقفکرهای جنگ نرم مشترک باکو و موساد، شبکه گستردهای از صفحات مجازی، کانالهای خبری و رسانههای زرد را برای مهندسی افکار عمومی طراحی کردهاند. خطوط اصلی این عملیات روانی شامل موارد زیر است:
ایرانهراسی ساختگی: القای این گزاره جعلی که جمهوری اسلامی ایران مخالف توسعه یا تمامیت ارضی آذربایجان است؛ ترفندی فرسوده برای سرپوش گذاشتن بر خیانتهای حکومتی و همپیمانی با صهیونیسم.
ترویج پانترکیسم انحرافی در خدمت اهداف غربی: مصادره اشتراکات زبانی و فرهنگی مردم منطقه برای ایجاد تضاد با بافت اسلامی–تاریخی و سرگرم کردن جامعه با شعارهای پوچ نژادی جهت غفلت از مسئله نخست جهان اسلام، یعنی قدس شریف.
عادیسازی روابط با قاتلان کودکان غزه: تولید گزارشها و برنامههای سفارشی برای بزک کردن چهره منحوس سران رژیم صهیونیستی و نمایش چهرهای «خیرخواه و صلحدوست» از این رژیم اشغالگر نزد نسل جوان.
۱۹. دادگاههای نمایشی و احکام سنگین علیه جنبش «اتحاد مسلمانان» و فعالان دینمدار
سرکوب ساختاریافته مؤمنان در جمهوری آذربایجان در ماههای اخیر با برگزاری دادگاههای فرمایشی و فرمایشیترین رویههای قضایی شدت یافته است:
صدور احکام طولانیمدت حبس: احکام حبسهای سنگین، تبعید و شرایط سخت بازداشتگاهی برای رهبران و اعضای جنبش «اتحاد مسلمانان» (موسلمان بیرلیگی حرکاتی) و شخصیتهای برجستهای نظیر طالع باقرزاده و دیگر محبوسان عقیدتی، تنها به جرم روشنگری دینی و اعتراض به بدعتها.
شکنجه و نقض شأن انسانی: گزارشهای متعدد مجامع مستقل حقوقی حاکی از اعمال شکنجههای جسمی و روانی شدید علیه دینداران در بازداشتگاههای امنیتی باکو است؛ روشهایی که شباهت تام به متدهای بازجویی سازمان شاباک در زندانهای رژیم صهیونیستی دارد.
محرومیت از حداقل دادرسی عادلانه: محرومیت زندانیان مذهبی از حق دسترسی آزاد به وکیل، دادگاههای علنی و خدمات درمانی مناسب، گواه بارز خفقان سیستماتیک در ساختار قضایی باکو است.
۲۰. آیندهپژوهی بحران؛ پیامدهای راهبردی تداوم این خطای تاریخی
سناریوی نخست (اصرار بر وابستگی و تشدید سرکوب): تسریع روند گسست حاکمیت از ملت، شکلگیری کانونهای خشم انقلابی در شهرهای مختلف و سرانجام سقوط غیرقابل مهار حکومت از درون، همراه با انزوای مطلق در دنیای اسلام و طرد از سوی همسایگان دیرین.
سناریوی دوم (تغییر جهت و بازگشت به واقعیت منطقهای): اخراج مستشاران و کارشناسان صهیونیستی، پایان دادن به سرکوب نمادها و فعالان دینی، لغو ممنوعیتهای ظالمانه علیه حجاب و احترام به حقوق اکثریت شیعه؛ تنها گزینهای که میتواند ثبات، حاکمیت ملی و امنیت پایدار جمهوری آذربایجان را تضمین کند.
تاریخ اسلام و منطقه قفقاز شهادت میدهد که ایمان، ایثار و هویت دینی هرگز با فرمان سرکوب و مشورت موساد خاموش نخواهد شد؛ و زمین هرگز برای طغیانگران و همپیمانان ستمگران مأمن نخواهد ماند.
نویسنده: وحید نستوهی