- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵
عصر قم - استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تبیین مفهوم انتشار فرهنگی در جغرافیای انسانی، بر ضرورت بررسی منشأ، مسیر انتقال و تحولات پدیدههای فرهنگی تأکید کرد و گفت: شناخت این فرایند، امکان تحلیل میزان تأثیرپذیری جوامع از فرهنگهای دیگر و چگونگی سازگاری عناصر وارداتی با هویت فرهنگی جامعه مقصد را فراهم میکند.
عصر قم - استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تبیین مفهوم انتشار فرهنگی در جغرافیای انسانی، بر ضرورت بررسی منشأ، مسیر انتقال و تحولات پدیدههای فرهنگی تأکید کرد و گفت: شناخت این فرایند، امکان تحلیل میزان تأثیرپذیری جوامع از فرهنگهای دیگر و چگونگی سازگاری عناصر وارداتی با هویت فرهنگی جامعه مقصد را فراهم میکند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر راضیه مهرابی کوشکی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در تبیین مفهوم انتشار فرهنگی در جغرافیای فرهنگی، اظهار داشت: جغرافیای فرهنگی بخشی از جغرافیای انسانی است که به بررسی فضای شکلگیری و تحول پدیدههای فرهنگی میپردازد. این پدیدهها میتوانند گستره وسیعی از موضوعات، از جمله دین، زبان، غذا، شیوه معیشت و معماری را دربرگیرند .
وی با اشاره به اهمیت موضوع انتشار فرهنگی افزود: در این حوزه، الگوهای مختلفی از انتشار فرهنگی، از جمله انتشار سرایتی و سلسلهمراتبی، مورد بررسی قرار میگیرد. مطالعه این الگوها به ما کمک میکند دریابیم که عناصر فرهنگی چگونه از یک جامعه به جامعه دیگر منتقل میشوند و در جریان این انتقال، چه تغییراتی پیدا میکنند .
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: یکی از پرسشهای مهم در این زمینه آن است که یک فرهنگ تا چه اندازه از فرهنگهای دیگر تأثیر پذیرفته و عناصر فرهنگی آنها را اقتباس کرده است؛ همچنین باید بررسی کرد که جامعه مقصد، عناصر واردشده را بدون تغییر پذیرفته یا آنها را با هویت و ساختار فرهنگی خود سازگار کرده است .
شباهتهای فرهنگی لزوماً به معنای تقلید نیست
مهرابی کوشکی با اشاره به نمونههای معماری تمدنهای باستانی خاطرنشان کرد: وجود سازههای هرمیشکل در تمدنهایی مانند مصر و تمدنهای آمریکای مرکزی، این پرسش را مطرح میکند که آیا این شباهتها حاصل انتقال فرهنگی بودهاند یا جوامع مختلف بهصورت مستقل به الگوهای مشابهی رسیدهاند .
وی تصریح کرد: صرف مشاهده شباهت میان دو پدیده فرهنگی برای اثبات اقتباس مستقیم کافی نیست؛ بلکه برای شناسایی منشأ یک الگو و مسیر انتقال آن، باید شواهد تاریخی و باستانشناختی را بررسی کرد. در واقع، باید میان منشأ اولیه یک پدیده، چگونگی انتقال آن و تغییراتی که در جامعه مقصد پیدا میکند، تفاوت قائل شد .
این استاد دانشگاه با تعمیم این بحث به حوزه غذا و موسیقی بیان کرد: درباره غذاهایی مانند پیتزا، همبرگر و شیوههای مختلف مصرف چای، همچنین درباره موسیقی کیپاپ و دیگر گونههای موسیقایی، میتوان پرسید که کدام عناصر از فرهنگهای دیگر گرفته شدهاند و چه بخشهایی حاصل نوآوری و بازآفرینی در جامعه مقصد هستند .
وی افزود: برای مثال، رواج موسیقی پاپ در غرب به این معنا نیست که هر گونه موسیقی پاپ در کشورهای دیگر، صرفاً بازتولید الگوی غربی است. باید بررسی کرد که جامعه مقصد چه عناصری را اقتباس کرده و چگونه آنها را با شرایط و ویژگیهای فرهنگی خود ترکیب کرده است .
تغییرات فرهنگی در آیینها و زندگی روزمره
مهرابی کوشکی با اشاره به مراسم و آیینهای اجتماعی گفت: پدیدههایی مانند هالووین و کریسمس نیز از منظر انتشار فرهنگی قابل بررسی هستند. برای مثال، هنگامی که عناصر یک مراسم با منشأ خارجی وارد جامعهای دیگر میشوند و با نمادها و مؤلفههای فرهنگی آن جامعه ترکیب میشوند، باید بررسی کرد که این فرایند تا چه اندازه به اقتباس، تغییر یا شکلگیری الگویی تازه منجر شده است .
وی ادامه داد: این مسئله در زندگی روزمره نیز مشاهده میشود. شیوه پوشش، آداب ازدواج، سبک برگزاری مراسم و حتی نحوه تهیه غذا ممکن است تحت تأثیر ارتباط افراد با فرهنگهای دیگر تغییر کند. برای نمونه، غذایی که در یک منطقه با شیوه خاصی تهیه میشود، ممکن است در خانوادهای دیگر متناسب با ذائقه و شرایط آن خانواده تغییر کند .
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) تأکید کرد: فرهنگ پدیدهای ثابت و بدون تحول نیست؛ بلکه در ارتباط میان افراد و گروهها، عناصر فرهنگی منتقل میشوند، تغییر میکنند و با شرایط جدید سازگار میشوند. البته در بررسی این تغییرات باید توجه داشت که هر شباهتی الزاماً حاصل انتقال فرهنگی نیست و گاهی جوامع مختلف به دلایل مشابه، الگوهای رفتاری یکسانی پیدا میکنند .
انتشار فرهنگی؛ فرایندی فراتر از تقلید
مهرابی کوشکی با طرح این پرسش که آیا انتشار فرهنگی پدیدهای مثبت یا منفی است، اظهار داشت: نمیتوان همه انواع انتشار فرهنگی را با یک معیار ارزیابی کرد؛ بلکه باید منشأ پدیده، چگونگی انتقال، میزان تغییر و پیامدهای آن برای جامعه مقصد را در نظر گرفت .
وی خاطرنشان کرد: گاهی یک جامعه عنصری را بدون تغییر میپذیرد، گاهی آن را با ارزشها و نیازهای خود سازگار میکند و گاهی نیز ورود عناصر جدید به تعارضهایی در ساختار فرهنگی جامعه منجر میشود. ازاینرو، در تحلیل انتشار فرهنگی باید میان اقتباس، تقلید، نوآوری و سازگاری فرهنگی تمایز قائل شد .
معماری ایران باستان و ضرورت بررسی شواهد تاریخی
این استاد دانشگاه با اشاره به معماری ایران باستان و بناهایی مانند تخت جمشید، به امکان بررسی تأثیرات متقابل میان تمدنها اشاره کرد و گفت: در مطالعه شباهتهای معماری ایران باستان با آثار تمدنهای دیگر، باید ارتباطات تاریخی، شرایط سیاسی و فرهنگی و نقش هنرمندان و معماران را بررسی کرد .
وی افزود: شباهت یک عنصر معماری به نمونهای در تمدنی دیگر، بهتنهایی اثبات نمیکند که تمام الگوی معماری از آن تمدن گرفته شده است. ممکن است یک اثر معماری، عناصر متعددی از سنتهای مختلف را در خود جای داده باشد؛ ازاینرو، شناسایی منشأ هر عنصر و مسیر انتقال آن به بررسی دقیق تاریخی و باستانشناختی نیاز دارد .
مهرابی کوشکی همچنین با اشاره به بحث تاریخنگاری ایران باستان، بر ضرورت تفکیک منابع تاریخی، یافتههای باستانشناختی و روایتهای اسطورهای تأکید کرد و گفت: برای ارزیابی روایتهای مربوط به سلسلههای تاریخی و شخصیتهایی مانند کوروش و داریوش، باید مجموعه شواهد موجود، از جمله کتیبهها، اسناد و آثار باستانشناختی را در کنار نوشتههای مورخان ایرانی و غیرایرانی بررسی کرد .
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...