چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

جولانی در دوراهی یمن؛ جنگیدن برای عربستان به چه قیمتی؟

جولانی در دوراهی یمن؛ جنگیدن برای عربستان به چه قیمتی؟
عصر قم - گزارش‌ها درباره درخواست احتمالی عربستان از حکومت جولانی برای اعزام هزاران نیرو به جنگ یمن، پرسش‌های جدی درباره توان نظامی حکومت جولانی و هزینه‌های سیاسی این تصمیم برانگیخته است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - گزارش‌ها درباره درخواست احتمالی عربستان از حکومت جولانی برای اعزام هزاران نیرو به جنگ یمن، پرسش‌های جدی درباره توان نظامی حکومت جولانی و هزینه‌های سیاسی این تصمیم برانگیخته است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در روزهای اخیر، افشاگری‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای درباره احتمال ورود نظامی حکومت جولانی به جنگ یمن افزایش یافته است. مشارکتی که ممکن است در قالب حمایت دفاعی از عربستان سعودی یا جنگیدن در کنار نیروهای مورد حمایت ریاض در داخل خاک یمن صورت بگیرد.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، سفر هفته گذشته «احمد الشرع» ملقب به «ابومحمد جولانی» به ریاض و دیدار او با «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان و برادرش «خالد بن سلمان» وزیر دفاع این کشور به این گمانه‌زنی‌ها دامن زد. پس از این سفر، پایگاه خبری «آکسیوس» و خبرگزاری «رویترز» به نقل از چند منبع گزارش دادند که عربستان از حکومت جولانی خواسته است بین ۱۰ تا ۲۰ هزار سرباز سوری را برای مشارکت در جنگ علیه نیروهای مسلح یمن اعزام کند.
چند روز پیش از آن نیز گزارش‌های منتشرشده در روزنامه الکترونیکی قطری «المدن» بر این گمانه‌زنی‌ها افزود. این رسانه با قاطعیت مدعی شد که جولانی عملاً حدود ۱۵۰۰ نفر از نیروهای خود را به عربستان اعزام کرده است.
«احمد موفق زیدان» مشاور جولانی، درخواست عربستان برای مداخله نظامی را تکذیب کرد. وزارت اطلاع‌رسانی حکومت جولانی نیز در بیانیه‌ای تأکید کرد: اولویت کنونی دمشق، بهبود شرایط داخلی و بازسازی کشور است و هرگونه همکاری نظامی صرفاً از طریق مجاری رسمی و توافق‌نامه‌های دوجانبه صورت می‌گیرد، نه از طریق گشودن جبهه‌های جدید.
با این حال، اگرچه حکومت جولانی به‌سرعت این گزارش‌ها را تکذیب کرد، بدیهی است که ممکن است حمایت از عربستان و مداخله نظامی به نفع این کشور را با وجود تمام خطراتش، فرصتی برای کسب دستاوردهای مادی و معنوی بداند. به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد سوریه تقریباً در آستانه فروپاشی قرار دارد و کسری بودجه آن ممکن است از سه میلیارد دلار فراتر برود. افزون بر این، حکومت جولانی با محدودیت شدید چشم‌اندازها و گزینه‌های پیش روی خود مواجه است. آن هم در شرایطی که عربستان و قطر هم‌زمان با تشدید درگیری‌ها در منطقه خلیج فارس، پرداخت کمک‌های ماهانه خود به حکومت جولانی را متوقف کرده‌اند.
تجربه سودان؛ وعده‌های مالی و هزینه‌های سنگین جنگ
اگر جولانی واقعاً به امید دستیابی به منافع احتمالی تصمیم بگیرد وارد این نبرد شود، پرسش‌ها و مقایسه‌های متعددی درباره توانایی حکومت جولانی و نیروهای نظامی او برای ایفای نقشی مؤثر در جنگ یمن مطرح خواهد شد. آن هم در شرایطی که حکومت جولانی در داخل و خارج با مشکلات فراوانی روبه‌روست، وضعیت خود این حکومت شکننده است و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی نیز می‌تواند بر موقعیت آن در قلب سوریه تأثیر بگذارد.
اگر تجربه سودان در مشارکت در جنگ یمن در کنار نیروهای عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ میلادی را ملاک قرار دهیم، می‌بینیم که خارطوم در ازای ایفای این نقش، وعده‌های متعددی دریافت کرد. نقشی که در اوج بسیج نیروها، مستلزم اعزام ۴۰ هزار سرباز سودانی بود.
عربستان در آن زمان به دولت عمر البشیر وعده سپرده‌گذاری یک میلیارد دلاری داده بود. همچنین ریاض تعهد کرده بود کمک نظامی سه میلیارد دلاری‌ای را که پیش‌تر برای تجهیز ارتش لبنان اعلام کرده، اما سپس آن را متوقف کرده بود، به ارتش سودان اختصاص دهد. علاوه بر این، وعده‌هایی نیز برای ارائه بسته‌های اقتصادی و توسعه‌ای مطرح شده بود.
با این حال، سرنوشت این وعده‌ها مبهم باقی ماند هرچند وضعیت مالی عربستان در آن دوره به‌مراتب بهتر از امروز بود. در عمل، تنها مبالغی که پرداخت شد، حقوق نظامیان سودانی بود که حداکثر به ۵۳۰ دلار برای هر نیروی نظامی باتجربه سودانی می‌رسید.
به این ترتیب، پول‌های وعده‌داده‌شده به‌عنوان کمک مالی به سودان نرسید. درحالی‌که عمر البشیر بخش بزرگی از نیروهای خود را از دست داد و روابط بین‌المللی کشورش بیش از پیش تیره شد بی‌آنکه دستاوردی به دست آورد.
پس از سقوط عمر البشیر در آوریل سال ۲۰۱۹ میلادی، دولت انتقالی سوریه به رهبری «عبدالله حمدوک» به‌سرعت شمار نیروهای سودانی حاضر در یمن را کاهش داد. به‌گونه‌ای که این تعداد در دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی به پنج هزار نفر و سپس در ژانویه سال ۲۰۲۰ میلادی به ۶۵۷ نفر رسید. مأموریت این نیروها شامل پشتیبانی مستقیم رزمی نمی‌شد.
این تغییر در چارچوب تلاش سودان برای گسترش روابط بین‌المللی صورت گرفت. آن هم در شرایطی که فضای بین‌المللی در آن زمان با ادامه جنگ یمن مخالفت می‌کرد.
عربستان به نیروی زمینی کارآمد نیاز دارد، نه صرفاً نیروی بیشتر
در عمل، با وجود شمار بالای نیروهای سودانی و مشارکت رسمی و زودهنگام این کشور در جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ میلادی ــ ابتدا از طریق عملیات هوایی و سپس از اکتبر همان سال از طریق عملیات زمینی ــ نیروهای سودانی نتوانستند هیچ دستاورد راهبردی به دست آورند. دلایل این ناکامی متعدد بود که مهم‌ترین آن‌ها، کمبود آموزش، مهارت و تسلیحات در میان نیروهای سودانی بود.
امروز نیز مشکل عربستان، کمبود نیروهای زمینی بی‌انضباط نیست. بلکه این کشور به نیروهای زمینی آموزش‌دیده و کارآمدی نیاز دارد که مهارت‌هایشان از نیروهای یمنی مزدور عربستان بیشتر باشد و بتوانند با تکیه بر شمار زیادی از نیروها، قدرت هوایی و توپخانه‌ای عربستان را همراهی کنند. به‌گونه‌ای که واقعاً مسیر نبرد با نیروهای مسلح یمن را تغییر دهند.
در چنین شرایطی، حکومت جولانی باید دست‌کم ۳۰ هزار نفر یا حتی بیشتر از نیروهای گروه هیئت تحریرالشام را برای جنگیدن در بیابان‌های یمن اعزام کند. نیروهایی از گروه‌های مختلف پیشین و یگان‌های کنونی که رزمندگان خارجی را نیز در بر می‌گیرند.
این مسئله به آن معناست که اگر گروه‌های مسلح وفادار به جولانی، انتقال به یمن را بپذیرند، او تنها نیروی رزمی مؤثر خود را از دست خواهد داد. در عین حال، خارج کردن نیروهای خارجی از سوریه نیز با موانع فراوانی روبه‌روست.
این نیروها پس از تکرار درگیری‌هایشان با حکومت جولانی، اعتماد خود را به این حکومت از دست داده‌اند. آن‌ها احساس می‌کنند که مقام‌های حکومت جولانی برای اجرای وعده‌های خود به طرف‌های خارجی، تصمیم گرفته‌اند از شرّ آنان خلاص شوند.
جبهه‌ای در فاصله ۲۵۰۰ کیلومتری دمشق
در مجموع، روشن نیست که جولانی بتواند فرماندهان ارتش حکومت جولانی و فرماندهان سوری هیئت تحریرالشام را قانع کند که ورود به این جنگ تصمیم درستی است و شانس موفقیت دارد. جنگی که مستلزم ترک سوریه و رفتن به جبهه‌ای در فاصله ۲۵۰۰ کیلومتری دمشق آن هم در ازای مبالغی ناچیز، خواهد بود.
این در حالی است که رژیم صهیونیستی در جنوب سوریه پیشروی می‌کند، داعش آشکارا در مناطق مختلف این کشور فعالیت دارد و تنش‌ها و حوادث امنیتی نیز بی‌شمارند.
برخلاف دولت البشیر، ورود جولانی به این جنگ ممکن است فشارهای بین‌المللی تازه‌ای را متوجه او کند. فشارهایی که اساساً نیازی به تحمل آن‌ها ندارد.
همچنین نمی‌توان احتمال مشارکت حکومت جولانی در جنگ یمن را با تجربه سوریه در مشارکت در عملیات «طوفان صحرا» علیه حکومت صدام حسین پس از حمله عراق به کویت مقایسه کرد.
سوریه در آن زمان با عنوان دفاع از کویت وارد عملیات شد و مشارکتش از پوشش قطعنامه ۶۷۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد در نوامبر سال ۱۹۹۰ میلادی برخوردار بود. قطعنامه‌ای که استفاده از تمام گزینه‌های ضروری برای وادار کردن عراق به عقب‌نشینی از خاک کویت را مجاز می‌دانست.
افزون بر این، سوریه تنها با یک لشکر و یک تیپ نیروهای ویژه از مجموع ۱۵ لشکر ارتش خود یعنی کمتر از پنج درصد کل نیروهای ارتش این کشور در آن زمان در عملیات شرکت کرد.
بر اساس گزارش‌های بیش از یک منبع، نیروهای سوری هرگز با نیروهای عراقی درگیر نشدند. بلکه در خاک عربستان باقی ماندند و برخی از آن‌ها تنها پس از خروج نیروهای عراقی وارد کویت شدند.
نکته دیگر آن است که سوریه در آن زمان نقش میانجی‌گرانه‌ای برای متقاعد کردن صدام حسین به عقب‌نشینی ایفا کرد. تلاشی که تا آخرین ساعات پیش از حمله ائتلاف بین‌المللی به بغداد ادامه یافت.
در واقع، آنچه آمریکا از سوریه می‌خواست، بیش از مشارکت مستقیم در جنگ، فراهم کردن پوشش سیاسی عربی برای عملیات بود. موضوعی که با وضعیت کنونی جولانی تفاوت دارد، زیرا اکنون از نیروهای او انتظار می‌رود مستقیماً در عملیات زمینی شرکت کنند.
سوریه پس از جنگ کویت دستاوردهای سیاسی بزرگی به دست آورد. از جمله، توانست پرونده لبنان را به سود خود تعیین تکلیف کند و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از شدت رویکرد خصمانه غرب علیه خود بکاهد. افزون بر این، آمریکا از روند مذاکرات سوریه با رژیم صهیونیستی به‌ویژه در چارچوب کنفرانس مادرید، حمایت کرد.
در مقابل، دونالد ترامپ امروز درحالی‌که جولانی سکوت کرده است، با افتخار می‌گوید که تنها رئیس‌جمهور آمریکا بوده که حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان را به رسمیت شناخته است. آن هم در شرایطی که نتوانسته این رژیم را متقاعد کند به پیشروی‌های خود در جنوب سوریه پایان دهد.
پیامدهای منطقه‌ای؛ آیا ایران و متحدانش موضع خود را تغییر می‌دهند؟
در سطح منطقه‌ای، این پرسش مطرح است که آیا ورود جولانی به جنگ یمن، ایران و متحدانش را وادار خواهد کرد موضع خود را در قبال او تغییر دهند یا خیر.
ایران، حزب‌الله لبنان و گروه‌های مسلح عراقی تاکنون اقدام خصمانه‌ای علیه حکومت جولانی انجام نداده‌اند. برعکس، آن‌ها برای توسعه روابط با حکومت او به میانجی‌گری ترکیه امید بسته‌اند. از همین رو، از هیچ‌گونه تحرک امنیتی یا نظامی علیه حکومت جوبلانی چه از خاک لبنان و چه از عراق، حمایت نمی‌کنند.
گروه‌های مسلح عراقی همچنین انتقال نفت عراق به داخل سوریه را تسهیل می‌کنند و نهادهای امنیتی وابسته به دولت عراق نیز با حکومت جولانی، همکاری دارند.
با این حال، اگر جولانی در یمن مداخله کند، ممکن است تمام این شرایط تغییر کند و ایران و متحدانش موضع خود را در قبال حکومت جولانی، دگرگون سازند.
پرسش دیگری نیز در این میان مطرح می‌شود که آیا ایران انتقال نفت عراق از مسیر سوریه را تلاشی برای تضعیف کنترل خود بر تنگه هرمز تلقی خواهد کرد؟ آیا در چنین شرایطی، دیگر دلیلی برای سکوت در برابر این اقدام باقی خواهد ماند؟
چنین تحولی ممکن است حکومت جولانی را از درآمدی در حدود چند ده میلیون دلار در ماه محروم کند. درآمدی که این حکومت امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
ترکیه چه می‌خواهد؟ تقویت صادرات تسلیحاتی یا ورود به جنگ؟
پرسش‌ها درباره موضع واقعی ترکیه در قبال مشارکت جولانی در جنگ یمن نیز همچنان مطرح است. از جمله اینکه آنکارا توافق موسوم به ائتلاف مکه را چگونه تفسیر می‌کند.
با وجود گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر اینکه ترکیه ترجیح می‌دهد به‌جای مداخله مستقیم به نفع عربستان، جولانی را وارد میدان کند، آنکارا به‌خوبی از وضعیت حکومت جولانی و میزان توانایی آن برای پذیرش مأموریت‌هایی از این دست آگاه است.
ترکیه اساساً هیچ اشتیاقی برای ارائه حمایت مستقیم به ریاض در نبرد با نیروهای مسلح یمن نشان نداده است. آن هم با وجود امضای توافق مکه که کارآمدی آن در مطبوعات غربی با انتقاد و تردید روبه‌رو شده است.
محتمل‌تر آن است که ترکیه این جنگ را در درجه نخست فرصتی برای تقویت صادرات صنایع دفاعی خود و نه میدانی برای فرسوده کردن نیروهایش در عملیات زمینی، بداند. 
به‌ویژه آنکه تجربه مداخله نظامی محدود ترکیه در شمال سوریه علیه حکومت بشار اسد، نشان داد که افکار عمومی ترکیه حاضر نیست تلفات جانی نیروهای این کشور در سوریه را به‌راحتی بپذیرد. چه رسد به اینکه بخواهد تلفات نیروهایش را در نزدیکی تنگه باب‌المندب تحمل کند.
از سوی دیگر، ترکیه که در شاخ آفریقا به‌ویژه در جیبوتی و سومالی، نفوذ دارد، در مخالفت با جدایی‌طلبان سومالی‌لند که از حمایت رژیم صهیونیستی برخوردارند، با دولت یمن هم‌پوشانی منافع دارد.
در واقع، ترجیح راهبردی آنکارا گفت‌وگوی مستقیم با یمنی‌ها یا مذاکره با میانجی‌گری ایران یا عمان برای کاهش تنش‌ها و نه تشدید درگیری از طریق اعزام نیروهای سوری به یمن است. 
اسرائیل؛ تنها طرفی که از ورود الشرع به جنگ سود می‌برد؟
در نهایت، به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی تنها طرفی باشد که با ورود جولانی به جنگ یمن مخالفتی ندارد. بلکه ممکن است چنین تحولی را فرصتی مهم برای ادامه پیشروی به سوی دمشق و بهره‌برداری از افزایش تنش‌های مذهبی در منطقه از دریای مدیترانه تا خلیج فارس، بداند.
پس آیا این ماجراجویی ارزشش را دارد؟
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸


نظرات شما