- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵
عصر قم - خواهر شهید عباس اسدی با روایت آخرین لحظات زندگی برادرش گفت: عباس برای جلوگیری از ورود آشوبگران به بیمارستان فرقانی با دست خالی به میان آنها رفت و تلاش کرد با گفتوگو مشکلاتشان را پیگیری کند، اما در ادامه مورد حمله بیش از ۵۰ نفر قرار گرفت و طبق گزارش پزشکی قانونی با ۵۸ ضربه چاقو به شهادت رسید.
عصر قم - خواهر شهید عباس اسدی با روایت آخرین لحظات زندگی برادرش گفت: عباس برای جلوگیری از ورود آشوبگران به بیمارستان فرقانی با دست خالی به میان آنها رفت و تلاش کرد با گفتوگو مشکلاتشان را پیگیری کند، اما در ادامه مورد حمله بیش از ۵۰ نفر قرار گرفت و طبق گزارش پزشکی قانونی با ۵۸ ضربه چاقو به شهادت رسید.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در دیدار مدیرعامل، مسئولان و کارکنان خبرگزاری رسا با خانواده شهید عباس اسدی به مناسبت هفته نیروی انتظامی، خواهر این شهید با اشاره به روحیه خانواده پس از شهادت برادرش، به بیان جزئیاتی از نحوه شهادت وی پرداخت .
وی با اشاره به روحیه پدر خانواده پس از شهادت عباس اظهار داشت: پدرم به ما روحیه میداد و میگفت: «من الان اصلاً نگران نیستم که بچهام رفته؛ من دیشب نگران این نظام بودم که ما با هزار زحمت این سقف را بالای سرمان آوردهایم، اما حالا افتخار میکنم و خدا را شکر میکنم که بچه من رفته، ولی این نظام مانده است .»
عباس میان جمعیت رفت تا بیمارستان را حفظ کند
خواهر شهید اسدی با تشریح حوادث منتهی به شهادت برادرش گفت: آن شب پس از افطار، دوباره با عباس تماس گرفته شد و او خود را به بیمارستان فرقانی رساند؛ بیمارستانی که در آن زمان با جمعیتی بسیار زیاد، حدود دو تا سه هزار نفر، مواجه بود .
وی افزود: در میان جمعیت، افرادی مسلح به چاقو و شمشیر حضور داشتند و برخی نیز مواد آتشزا در اختیار داشتند و قصد ورود به بیمارستان را داشتند .
خواهر شهید اسدی ادامه داد: شرایط بهقدری خطرناک بود که سربازی که همراه عباس بود نسبت به حضور او در میان جمعیت هشدار داد، اما عباس گفت اینجا بیمارستان است و زنان باردار و نوزادان حضور دارند و نمیتواند آنها را رها کند .
وی تصریح کرد: عباس گفت بسیاری از این افراد او را میشناسند و خودش باید با آنها صحبت کند؛ بنابراین بدون سلاح و با دست خالی به میان جمعیت رفت .
اعتراض دارید، بنویسید؛ شخصاً پیگیری میکنم
خواهر شهید اسدی با اشاره به گفتوگوی عباس با معترضان اظهار داشت: عباس تلاش کرد با صحبت کردن، شرایط را آرام کند و به آنها گفت اگر اعتراضی دارند، آن را مطرح کنند .
وی افزود: عباس حتی به آنها گفت: «اگر باز هم اعتراضی هست، شما بنویسید و بیاورید و به من بدهید؛ من قول میدهم شخصاً پیگیری کنم .»
خواهر شهید ادامه داد: عباس در حالی مشغول صحبت بود که لیدر اصلی از پشت سر به او حمله کرد.
حمله بیش از ۵۰ نفر به یک مأمور
وی با اشاره به لحظات پس از زمین افتادن عباس گفت: پس از اینکه عباس روی زمین افتاد، بیش از ۵۰ نفر به او حمله کردند و هرکدام به شیوهای به او ضربه میزدند؛ با سنگ، لگد و وسایلی که در اختیار داشتند .
خواهر شهید اسدی افزود: همسایههای آن منطقه میگفتند در همان لحظات، هنگام «السلام علیک یا اباعبدالله»، صدای این ذکر را از شهید شنیدهاند .
وی با اشاره به حضور یکی از قاتلان در دادگاه اظهار داشت: یکی از قاتلان بعدها ماجرا را در دادگاه برای ما تعریف کرد و گفت فردی که کنارش بوده چاقو نداشته و از او خواستهاند که به شهید ضربه بزند .
۵۸ ضربه چاقو؛ پایان ایستادگی عباس
خواهر شهید اسدی با اشاره به گزارش پزشکی قانونی گفت: طبق گزارش پزشکی قانونی، عباس با ۵۸ ضربه چاقو به شهادت رسیده بود و علاوه بر این ضربات، آسیبهای دیگری نیز به بدن و سر او وارد شده بود .
وی ادامه داد: پس از شهادت عباس، پیکر او را برهنه کردند و وسایل شخصیاش از جمله کمربند، انگشتر و دیگر وسایل را از او جدا کردند .
خواهر شهید اسدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به پیراهن شهید گفت: فرد اصلی که در شهادت عباس نقش داشت، پیراهن او را با خود برده بود .
وی در پایان خاطر نشان کرد: بعدها به ما گفته شد که برخی از این افراد مستقیماً توسط موساد آموزش دیده بودند و در ازای این پیراهن دلار دریافت میکردند و بعداً نیز از طریق همین پیراهن، یکی دو نفر از این افراد شناسایی شدند .
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...