پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

از بی‌وفایی کوفیان تا اطاعت شامیان؛ واقعیت یک تفاوت تاریخی

از بی‌وفایی کوفیان تا اطاعت شامیان؛ واقعیت یک تفاوت تاریخی
عصر قم - مردم آن زمان عراق و مخصوصاً کوفه، از گروه‌های مختلف با فرهنگ‌های متفاوت تشکیل شده بودند و سیاست‌های زمان عثمان، آنان را به سوی زَرْق و برق دنیا کشیده بود و لذا بسیاری از سران قبایل و شخصیت‌های آنان را معاویه با پول‌های کلان خرید؛ اما مردم شام از این موج نسبتاً دور بودند. شامیان بیشتر اهل عمل بودند و عراقی‌ها اهل سخن. شامی‌ها انضباط اجتماعی را بهتر پذیرا می‌شدند ولی عراقی‌ها به آن تن نمی‌دادند. روح وفاداری در شامیان بیشتر بود در حالی که بی‌وفایی و پیمان‌شکنی، از ویژگی‌های مردم عراق و کوفه بود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - مردم آن زمان عراق و مخصوصاً کوفه، از گروه‌های مختلف با فرهنگ‌های متفاوت تشکیل شده بودند و سیاست‌های زمان عثمان، آنان را به سوی زَرْق و برق دنیا کشیده بود و لذا بسیاری از سران قبایل و شخصیت‌های آنان را معاویه با پول‌های کلان خرید؛ اما مردم شام از این موج نسبتاً دور بودند. شامیان بیشتر اهل عمل بودند و عراقی‌ها اهل سخن. شامی‌ها انضباط اجتماعی را بهتر پذیرا می‌شدند ولی عراقی‌ها به آن تن نمی‌دادند. روح وفاداری در شامیان بیشتر بود در حالی که بی‌وفایی و پیمان‌شکنی، از ویژگی‌های مردم عراق و کوفه بود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: یکی از مشکلات حکومت امیرالمؤمنین(ع)، مردم عراق و به‌ویژه اهل کوفه بودند که روحیه سرکشی و تمرّد داشتند. امام علی(ع) بارها در خطبه‌های نهج‌البلاغه از این وضعیت اظهار ناراحتی و شکایت کرده است؛ در حالی که یکی از عوامل مهم موفقیت معاویه در اقداماتش، برخورداری از همراهی مردم شام و روحیه فرمان‌برداری آنان بود.
برخی از مورّخان، این تفاوت را به صورت مثبت ارزیابی کرده و معتقدند علت عصیان اهل عراق و اطاعت اهل شام این بود که عراقی‌ها، صاحب‌نظر و زیرک بودند و در عیوب اُمرا و رؤسای خود تفحّص می‌کردند و عملکرد آنان را به نقد می‌کشیدند؛ برخلاف شامیان که افرادی کم‌هوش و جامد بودند و در بررسی مسائل، از جریان‌های پشت پرده پرس‌وجو نمی‌کردند. (۱)
اما به گفته مرحوم مغنیه، این سخن چیزی جز یک پندار بی‌اساس نیست. اهل عراق چه ایرادی می‌توانستند بر حکومت عادلانه امیرالمؤمنین(ع) وارد کنند که آن‌همه کارشکنی و نفاق به خرج دادند؟! آیا این هوش و کیاست است که انسان را به اختلاف و عصیان وادارد و نتیجه آن، ذلّت و زبونی در برابر دشمن و سلطه آنان باشد؟! سخن صحیح همان است که تاریخ‌نگاران قدیم و جدید غالباً نوشته‌اند.
از جمله، طه حسین در کتاب «عَلیٌّ وَ بَنُوه» می‌گوید دستگاه معاویه با مکر و حیله عمل می‌کرد و دین و فکر مردم را با پول می‌خرید و برای حفظ موقعیت خویش، هر کاری را روا می‌دانست؛ در حالی که امیرالمؤمنین(ع) اهل این‌گونه زدوبندهای سیاسی نبود و حق و عدالت و دین را بر همه چیز ترجیح می‌داد. بی‌جهت چیزی به کسی نمی‌بخشید و اطاعت مردم را با مال خریداری نمی‌کرد.
شاهد گویای این سخن، گفتار خود امیرالمؤمنین(ع) است که در برابر پیشنهادهای برخی از اطرافیان می‌فرمود: «أَتَأمُرُونی أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَورِ فیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیهِ!؟ وَاللهِ لا أَطُورُ بِهِ ما سَمَرَ سَمَیرٌ وَ ما أَمَّ نَجْمٌ فِیْ السَّماءِ نَجْماً»؛ (آیا به من توصیه می‌کنید که برای پیروزی خود، از جور و ستم در حق کسانی که بر آنها حکومت می‌کنم، استمداد جویم [و اموال بیت‌المال را بناحق به این و آن بدهم؟] به خدا سوگند! تا جان در تن دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان آسمان در پی یکدیگر طلوع و غروب می‌کنند، هرگز دست به چنین کاری نمی‌زنم). (۲)
امیرالمؤمنین(ع) همچنین در پاسخ به کسانی که سیاست آن حضرت را با سیاست معاویه مقایسه می‌کردند، می‌فرماید: «وَاللهِ! ما مُعاویَهُ بِأدْهَی مِنّْی لکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْلا کِراهِیَهُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَی الْنّاسِ»؛ (به خدا سوگند! معاویه از من سیاستمدارتر نیست؛ امّا او [برای پیشبرد اهداف شخصی خود] نیرنگ می‌زند و مرتکب انواع گناه می‌شود و اگر از خدعه و نیرنگ بیزار نبودم، من از سیاستمدارترین مردم بودم). (۳)
این همان واقعیتی است که در روزگار ما نیز فراوان به چشم می‌خورد؛ برخی افراد در تحلیل‌های اجتماعی خود، انسان‌های نیرنگ‌باز، حیله‌گر و بی‌بندوباری را که برای پیشبرد اهداف شخصی و حفظ موقعیت خود به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوند، افرادی زیرک، باهوش، لایق و سیاستمدارانی کاردان می‌شمارند؛ در حالی که افراد آگاه، باایمان، مدیر و مدبّری را که می‌کوشند در چارچوب ضوابط و اصول و دستورهای شرع و وجدان گام بردارند، افرادی نالایق و فاقد مدیریت می‌پندارند.
این اشتباه بزرگ، متأسفانه همچنان وجود دارد و سرچشمه مفاسد عظیم اجتماعی و سیاسی است؛ چه خون‌های پاکی که به سبب همین اشتباه، در طول تاریخ بر زمین ریخته شده است!
با این حال، واقعیت درباره تفاوت رفتار مردم عراق و شام چیز دیگری است. مردم عراق و به‌ویژه بافت جمعیتی کوفه، از گروه‌های مختلف با فرهنگ‌های متفاوت تشکیل شده بودند. سیاست‌های دوران عثمان، آنان را به سوی زرق‌وبرق دنیا کشانده بود و سنت نادرست آن عصر، یعنی تقسیم بی‌دلیل بیت‌المال میان برخی افراد، به عادتی ناپسند تبدیل شده بود. بسیاری از سران قبایل نیز در انتظار دریافت سهم و امتیازات سیاسی و رشوه بودند. به همین دلیل، معاویه بسیاری از سران قبایل و شخصیت‌های عراق را با پول‌های کلان خرید و آنان یکی پس از دیگری به او پیوستند؛ در حالی که مردم شام نسبتاً از این موج فاسد و خطرناک دور بودند.
افزون بر این، روحیات مردم عراق و شام نیز متفاوت بود. شامیان بیشتر اهل عمل بودند؛ در حالی که عراقی‌ها بیشتر اهل سخن بودند. شامیان انضباط اجتماعی را بهتر می‌پذیرفتند؛ در حالی که عراقی‌ها کمتر به انضباط تن می‌دادند.
روح وفاداری در میان شامیان بیشتر بود؛ در حالی که بی‌وفایی و پیمان‌شکنی، از ویژگی‌های مردم عراق و به‌ویژه کوفه محسوب می‌شد.
البته این سخن درباره مردم عراق در روزگار ما و حتی درباره آنان در دوره‌های پس از امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) صدق نمی‌کند. به همین دلیل، در روایات معصومان(ع) ستایش‌های قابل‌ملاحظه‌ای از اهل عراق و کوفه دیده می‌شود. بنابراین، هیچ مانعی ندارد که مردم یک سرزمین در دوره‌ای از تاریخ خود دارای صفات منفی باشند و در دوره‌ای دیگر، اوصاف مثبت داشته باشند. (۴)
پی نوشت:
(۱). ابن ابی الحدید، این سخن را، از جاحظ نقل کرده است. (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد ۱، صفحه ۳۴۳).
(۲). نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.
(۳). نهج البلاغه، خطبه ۲۰۰.
(۴). گرد آوری از کتاب: پیام امام امیر المومنین علیه السلام، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۵ ه. ش، ج۲، ص ۸۳.


نظرات شما