عصر قم - خراسان - رئیس دانشگاه علوم اسلامی رضوی در نشست علمی با هدف بررسی مبانی کلامی و اصولی رهبر معظم انقلاب پیرامون «تفاوت نظام عبد و مولای عرفی با نظام الهی» و تأثیر این تفاوت در گزارههای کلیدی علم اصول نظیر «قبح تجری» و «قبح عقاب بلا بیان» سخن گفت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسین فرزانه، رئیس دانشگاه علوم اسلامی رضوی در نشست علمی بررسی مبانی کلامی و اصولی رهبر معظم انقلاب در افق فقاهت 2 از برنامه های علمی مدرس و مرکز فقهی امام علی بن موسی الرضا (ع) به ارائه علمی پیرامون «تفاوت نظام عبد و مولای عرفی با نظام الهی» و تأثیر این تفاوت در گزارههای کلیدی علم اصول نظیر «قبح تجری» و «قبح عقاب بلا بیان» پرداخت.
گزارش این نشست علمی از قرار زیر است:
چالش در گزارههای بدیهی اصول: در علم اصول فقه، گزارههایی وجود دارند (مانند قبح عقاب بلا بیان و قبح تجری) که گروهی از اصولیون آنها را کاملاً بدیهی، فطری و بینیاز از استدلال میدانند؛ اما در مقابل، فقهای برجسته دیگری همین بداهت را به چالش کشیده و منکر آن میشوند. ریشه این منازعاتِ عمیق را باید در «پیشفرضهای کلامی و اصولی» جستجو کرد.
تفکیک نظام عرفی از نظام الهی (مبنای رهبری): پیشفرض بسیاری از اصولیون این است که نظامات حاکم بر موالی و عبید عرفی (ارباب و رعیت) عیناً در رابطه خداوند و بندگان نیز صادق است. اما مبنای رهبر معظم انقلاب و برخی نوآوران اصولی (نظیر شهید صدر در نظریه حقالطاعه) این است که نمیتوان قواعد حاکم بر نظام عبد و مولای عرفی را عیناً بر ساحت الهی منطبق کرد؛ چرا که خداوند «مولای حقیقی» با احاطه کامل تکوینی و تشریعی است.
تحلیل «قبح تجری» بر اساس این مبنا: در نظام عرفی، فرد متجری (کسی که صرفاً نیت قانونشکنی دارد اما در عمل جرمی مرتکب نمیشود) مجازات نمیگردد؛ زیرا موالی عرفی ابزاری برای «نیتسنجی» ندارند. به همین دلیل شیخ انصاری (ره) تجری را مستحق عقاب نمیداند. اما در نظام الهی، نیتِ انسان خود یک «عمل جوانحی» است و خداوند قابلیت سنجش آن را دارد. لذا در ساحت الهی، تجری (نیتِ عصیان) دارای قبح فعلی بوده و مستحق عقاب است (مطابق نظر آخوند خراسانی).
چالش بداهت «قبح عقاب بلا بیان»: در نظامات عرفی، مجازات بدون بیانِ قانون، ظالمانه و قبیح است. اما در ساحت الهی، زمانی که مسئله به سعادت و شقاوت ابدی انسان گره میخورد، عقل به راحتی حکم به قبح عقاب بلا بیان نمیدهد. همانطور که در امور دنیویِ پُرخطر (مانند احتمال وجود سم در آب یا خطرات بهداشتی کلان)، انسانها با وجود درصدهای پایینِ احتمال نیز احتیاط میکنند (امید ریاضی)، در دستگاه الهی نیز نمیتوان در مواجهه با مسائل خطیر (مانند مسائل مستحدثه بیوتکنولوژی) به صرف فقدان بیان، فوراً اصالهالبرائه جاری کرد.
تأثیر مبنا در استنباط فقهی: ارجاع تمامی قواعد به عقل و بررسی اقتضائاتِ خاصِ نظام الهی، نشان میدهد که گزارههایی چون «قبح عقاب بلا بیان» همواره بدیهی و مطلق نیستند، بلکه جریان آنها بستگی به نوع مسئله، گستره مولویت، و ارزش محتمل دارد. این رویکرد، مجتهد را از اجرای زودهنگام و بیرویه اصول عملیه (نظیر برائت) در مسائل پیچیده و کلان باز میدارد.
نویسنده: جواد رستمی