عصر قم - «سقط جنین بوتههای شالی»؛ این تعبیر تکاندهندهای است که این روزها از زبان شالیکاران مازندران شنیده میشود.
هنوز آفتاب بهطور کامل از پشت جنگلهای هیرکانی سر برنیاورده است. مه صبحگاهی، آرام روی شالیزارهای سبز میاندرود نشسته است و نسیم ملایمی سطح آب مزارع را موجدار میکند. در نگاه نخست همه چیز رنگ زندگی دارد؛ ردیفهای منظم بوتههای برنج، صدای پرندگان، انعکاس آسمان در آب و کشاورزانی که از نخستین ساعات صبح در دل زمینهایشان مشغول کارند، اما پشت این تصویر آرام، نگرانی بزرگی پنهان شده است؛ نگرانی که این روزها نقل هر محفل کشاورزی در مازندران شده است و اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، میتواند نهتنها معیشت هزاران خانواده شالیکار، بلکه امنیت غذایی میلیونها ایرانی را نیز تحتتأثیر قرار دهد.

امسال شالیزارهای مازندران بیش از کمبود آب، تشنه کود هستند؛ کودهای شیمیایی، بهویژه اوره، پتاس و فسفات که در این مقطع حساس از رشد گیاه، نقش خون در رگهای شالی را ایفا میکنند، یا بهسختی پیدا میشوند، یا با تأخیر به دست کشاورزان میرسند و یا آنقدر محدود توزیع میشوند که پاسخگوی نیاز واقعی مزارع نیستند، نتیجه این وضعیت، شکلگیری صفهای طولانی مقابل مراکز توزیع، افزایش مراجعه کشاورزان، رونق بازار آزاد و نگرانی روزافزون تولیدکنندگانی است که سرمایه یکسال زندگیشان را در دل همین زمینهای سبز کاشتهاند.
این نگرانی تنها یک دغدغه محلی نیست؛ مازندران قلب تپنده تولید برنج ایران است، استانی که سالانه حدود 40 درصد برنج کشور را تولید میکند و بخش مهمی از امنیت غذایی ایران بر دوش شالیزارهای آن است. هر اختلالی در فرآیند تولید این محصول راهبردی، زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی را بهدنبال خواهد داشت؛ از کاهش تولید داخلی گرفته تا افزایش قیمت برنج، فشار بر مصرفکنندگان و افزایش نیاز به واردات. امروز مسئله تنها کمبود چند کیسه کود نیست؛ سخن از آینده تولید محصولی است که غذای اصلی میلیونها ایرانی بهشمار میرود.
روایتی از زمینهایی که چشمانتظار غذا ماندهاند
در شهرستان میاندرود، یکی از مهمترین قطبهای شالیکاری مازندران، این روزها کمتر کشاورزی را میتوان یافت که از کمبود نهادههای کشاورزی گلایه نداشته باشد.حاجعلی، کشاورز 55 ساله روستای ولوجا، کنار مزرعهاش ایستاده است. نگاهش میان بوتههای سبز برنج میچرخد؛ بوتههایی که باید در این روزها با تغذیه مناسب، خود را برای خوشهدهی آماده کنند.
او مشت کوچکی از خاک نرم شالیزار را در دست میگیرد و میگوید: کشاورزی زمان دارد. اگر امروز کود نرسد، فردا دیگر فایده ندارد. برنج مثل یک کودک است؛ اگر غذایش دیر برسد، رشدش عقب میافتد و دیگر جبران نمیشود.
این جمله را بسیاری از کشاورزان میاندرود این روزها تکرار میکنند؛ از نگاه آنان، مشکل اصلی فقط کمبود کود نیست؛ بلکه از دست رفتن "زمان طلایی تغذیه گیاه" است؛ زمانی که اگر سپری شود، حتی تأمین چند برابری کود نیز نمیتواند عملکرد مزرعه را به وضعیت مطلوب بازگرداند.
حاجعلی میگوید تاکنون چندین مرتبه برای دریافت سهمیه کود به مرکز خدمات جهاد کشاورزی مراجعه کرده اما هر بار پاسخ مشابهی شنیده است.میگویند هنوز سهمیه نیامده... میگویند صبر کنید... میگویند بار در راه است... اما شالی منتظر هیچکس نمیماند.
او با اشاره به افزایش هزینههای تولید ادامه میدهد: امسال هزینه کارگر، سوخت، ماشینآلات، نشاکاری و سم چند برابر شده است. حالا اگر کود هم نباشد، یعنی تمام این هزینهها در خطر است. کشاورز مگر چقدر توان دارد؟
صفهایی که هر روز طولانیتر میشوند

در یکی از مراکز توزیع کود در حاشیه ساری، از نخستین ساعات صبح، کشاورزان یکی پس از دیگری وارد محوطه میشوند. برخی دفترچههای کشاورزی را در دست گرفتهاند، بعضی شماره حوالههای خود را مرتب بررسی میکنند و عدهای دیگر تنها امیدوارند شاید امروز کامیون حامل کود برسد؛ فضای انتظار، بیش از آنکه شبیه یک مرکز توزیع نهاده باشد، به اتاق انتظار نگرانی شباهت دارد.
شعبانی، یکی دیگر از شالیکاران میاندرود، میگوید:برای یک هکتار زمین چند کیسه اوره و پتاس نیاز داریم، اما یا اصلاً کود نیست یا مقدار خیلی کمی تحویل میدهند. اگر بخواهیم از بازار آزاد بخریم، قیمتها چند برابر شده و دیگر صرفه اقتصادی ندارد.
او معتقد است ادامه این وضعیت، مستقیماً بر میزان برداشت محصول اثر خواهد گذاشت.برنج اگر تغذیه مناسب نداشته باشد، خوشه کامل تشکیل نمیدهد. دانهها پوک میشوند، وزن محصول پایین میآید و درآمد کشاورز نصف میشود.
این تنها نگرانی کشاورزان نیست؛ برخی میگویند به دلیل کمبود کود، ناچار شدهاند مقدار مصرف را کاهش دهند یا تنها بخشی از زمین خود را کوددهی کنند؛ تصمیمی که شاید امروز هزینهها را کمتر کند اما چند ماه بعد، هنگام برداشت، خسارت واقعی آن آشکار خواهد شد.
وقتی امنیت غذایی از دل شالیزارها آغاز میشود

برنج برای مازندران تنها یک محصول کشاورزی نیست؛ ستون اصلی اقتصاد روستاهای این استان است.بیش از 210 هزار هکتار از اراضی کشاورزی مازندران زیر کشت برنج قرار دارد و صدها هزار نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم از این محصول ارتزاق میکنند.
از تولیدکنندگان بذر و نشا گرفته تا کارگران فصلی، کارخانههای شالیکوبی، ناوگان حملونقل، واحدهای بستهبندی، فروشندگان نهادههای کشاورزی و فعالان بازار برنج، همگی حلقههایی از زنجیرهای هستند که با کوچکترین اختلال در تولید، دچار آسیب میشود.به همین دلیل، کارشناسان معتقدند مسئله کمبود کود را نباید صرفاً یک مشکل صنفی یا استانی تلقی کرد؛ بلکه این موضوع به یکی از مؤلفههای امنیت غذایی کشور تبدیل شده است.
در شرایطی که سیاستهای کلان کشور بر افزایش تولید داخلی، کاهش وابستگی به واردات و حمایت از امنیت غذایی تأکید دارد، هر عاملی که تولید برنج را کاهش دهد، میتواند آثار گستردهای بر بازار مواد غذایی، قیمتها و حتی تراز تجاری کشور بر جای بگذارد.از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه تولید داخلی برنج کاهش یافته، بازار به سرعت با افزایش قیمت، رشد واردات و فشار مضاعف بر مصرفکنندگان مواجه شده است؛ موضوعی که اهمیت تأمین بهموقع نهادههای تولید را دوچندان میکند.
کود؛ حلقهای کوچک با اثری بزرگ بر سرنوشت محصول
کارشناسان علوم زراعت معتقدند گیاه برنج در مراحل مختلف رشد، به عناصر غذایی مشخصی نیاز دارد که مهمترین آنها نیتروژن، فسفر و پتاسیم است.اوره به افزایش رشد رویشی و سبزینگی گیاه کمک میکند، فسفات موجب توسعه ریشه و افزایش استحکام گیاه میشود و پتاس نیز نقش مهمی در پر شدن دانهها، افزایش کیفیت محصول و مقاومت گیاه در برابر تنشهای محیطی دارد.
به گفته متخصصان، اگر هر یک از این عناصر در زمان مناسب به گیاه نرسد، حتی بهترین شرایط آب، خاک و مدیریت مزرعه نیز نمیتواند افت عملکرد را جبران کند.از همین روست که کشاورزان میگویند: کمبود کود، یعنی کاهش محصول؛ و کاهش محصول، یعنی تهدید معیشت و امنیت غذایی.
فریادی که از گهرباران بلند شد

در میان همه گلایههایی که این روزها از گوشه و کنار شالیزارهای مازندران شنیده میشود، شاید هیچ جملهای به اندازه تعبیر «سقط جنین بوتههای شالی» نتوانسته باشد عمق نگرانی کشاورزان را به تصویر بکشد.این تعبیر را رحمان اصغری، نماینده کشاورزان بخش گهرباران شهرستان میاندرود، در ویدئویی که طی روزهای اخیر در فضای مجازی بازتاب گستردهای پیدا کرد، به کار برد؛ ویدئویی که در آن نه از گرانی برنج سخن گفته میشود و نه از سود کشاورزی، بلکه از زنده ماندن محصولی که هنوز به مرحله خوشهدهی نرسیده است.
او در حالی که میان شالیزارهای سبز اما کمجان ایستاده بود، با اشاره به زرد شدن تدریجی بوتههای برنج گفت: این بوتهها امروز بیش از هر چیز به اوره نیاز دارند. اگر امروز تغذیه نشوند، فردا دیگر فرصتی برای جبران وجود ندارد. کشاورز میتواند بسیاری از خسارتها را تحمل کند، اما زمان از دسترفته قابل بازگشت نیست.
اصغری در ادامه، خطاب به مسئولان استانی، از شرایطی سخن گفت که به اعتقاد او، دیگر از مرحله هشدار عبور کرده و وارد وضعیت بحران شده است. به گفته وی، کشاورزان ماههاست وعده شنیدهاند؛ وعدههایی درباره تأمین نهاده، توزیع مناسب، افزایش سهمیه و حل مشکلات، اما آنچه امروز در میدان دیده میشود، با این وعدهها فاصله زیادی دارد.
او اظهار میکند: کشاورزان هیچگاه از کار فرار نکردهاند. همیشه در سختترین شرایط تولید را حفظ کردهاند، اما امروز انتظار دارند مسئولان نیز سهم خود را در حمایت از تولید انجام دهند. شالیزار را نمیتوان با وعده تغذیه کرد.
وقتی انبارها بسته میمانند و شالیزارها زرد میشوند

یکی از مهمترین مطالباتی که این روزها از سوی کشاورزان مطرح میشود، تعیین تکلیف موجودی کودهای شیمیایی در انبارهای استان است.برخی تولیدکنندگان معتقدند بخشی از کود مورد نیاز در چرخه اداری، حملونقل یا فرآیند توزیع متوقف مانده و همین مسئله موجب شده عرضه با نیاز واقعی مزارع همخوانی نداشته باشد.
اصغری در بخش دیگری از سخنان خود از استاندار مازندران خواست شخصاً وارد موضوع شود و با استفاده از اختیارات قانونی، روند توزیع کود را تسریع کند.او خطاب به مسئولان گفت: اگر کود در انبارها وجود دارد، امروز زمان توزیع آن است؛ نه هفته آینده و نه ماه آینده. کشاورزی با تقویم طبیعت پیش میرود، نه با تقویم اداری.
این سخنان بازتاب گستردهای میان کشاورزان داشت؛ زیرا بسیاری از آنان معتقدند مسئله اصلی، تنها کمبود کود نیست، بلکه طولانی شدن فرآیند توزیع و از دست رفتن زمان طلایی مصرف است.
بازار آزاد؛ پناهگاه اجباری کشاورزان

وقتی سهمیه دولتی بهموقع نمیرسد، بسیاری از کشاورزان ناچار میشوند به بازار آزاد مراجعه کنند؛ بازاری که قیمتها در آن فاصلهای قابلتوجه با نرخهای یارانهای دارد.
حسین جعفری، یکی از شالیکاران میاندرود، میگوید: وقتی چند روز دنبال کود میگردی و پیدا نمیشود، دیگر چارهای جز خرید آزاد نداری؛ حتی اگر چند برابر قیمت باشد. کشاورز میان دو انتخاب سخت قرار میگیرد؛ یا کود را گران بخرد و هزینه تولیدش چند برابر شود، یا اصلاً نخرد و محصولش آسیب ببیند. در هر دو حالت، بازنده اصلی کشاورز است.
کارشناسان اقتصادی نیز معتقدند هرگونه اختلال در شبکه رسمی توزیع نهادههای کشاورزی، معمولاً زمینه رونق بازار غیررسمی را فراهم میکند؛ بازاری که نه قیمت مشخصی دارد و نه نظارت مؤثری بر آن اعمال میشود.به باور آنان، هرچه فاصله میان عرضه و تقاضا بیشتر شود، احتمال شکلگیری واسطهگری، دلالی و افزایش قیمت نیز بیشتر خواهد شد.
کود؛ نهادهای که جایگزین ندارد
میان نهادههای کشاورزی، برخی اقلام را میتوان با مدیریت مزرعه یا تغییر شیوه کشت تا حدی جبران کرد، اما درباره کودهای اصلی چنین امکانی وجود ندارد.کارشناسان تغذیه گیاه میگویند مرحله کنونی رشد برنج، حساسترین دوره تغذیهای این محصول است.در این مرحله، گیاه برای تشکیل پنجه، افزایش سطح برگ، تقویت ریشه و آماده شدن برای خوشهدهی، بیشترین نیاز را به عناصر غذایی دارد. اگر این نیاز تأمین نشود، آثار آن تا پایان فصل برداشت باقی خواهد ماند.
یک کارشناس ارشد زراعت در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید: برنج برخلاف بسیاری از محصولات زراعی، فرصت جبران محدودی دارد. اگر کوددهی مرحلهای به تعویق بیفتد، عملکرد نهایی مزرعه کاهش پیدا میکند؛ حتی اگر بعداً کود بیشتری مصرف شود. بسیاری تصور میکنند کود را میتوان هر زمان مصرف کرد، در حالی که در زراعت برنج، زمان مصرف به اندازه میزان مصرف اهمیت دارد.
زنجیرهای که با یک حلقه دچار اختلال میشود

کمبود کود فقط یک مشکل در مزرعه نیست. هر کاهش عملکرد در شالیزار، مستقیماً بر کارخانههای شالیکوبی، شرکتهای بستهبندی، شبکه حملونقل، فروشندگان برنج، بازار مصرف و حتی صنایع وابسته اثر میگذارد.برآورد کارشناسان نشان میدهد اگر عملکرد مزارع تنها 10 تا 15 درصد کاهش یابد، هزاران تن از تولید سالانه برنج مازندران کاسته خواهد شد؛ موضوعی که میتواند تعادل بازار را برهم بزند.
این در حالی است که طی سالهای اخیر، سیاستهای کلان کشور بر خودکفایی نسبی در تولید برنج، کاهش واردات و حمایت از کشاورزان داخلی استوار بوده است.تأمین بهموقع نهادههای تولید، نه یک اقدام حمایتی، بلکه بخشی از راهبرد حفظ امنیت غذایی کشور به شمار میرود.
کشاورزان؛ آخرین حلقهای که نباید قربانی شود
شالیکاران مازندران میگویند آنان در سالهای اخیر با مشکلات متعددی از جمله افزایش هزینههای کارگری، رشد قیمت ماشینآلات، گرانی سوخت، افزایش هزینه سموم، تغییرات اقلیمی، خسارت آفات و نوسانات بازار دستوپنجه نرم کردهاند.اکنون انتظار دارند دستکم نهادهای که با یارانه دولتی برای حمایت از تولید پیشبینی شده، بدون تأخیر در اختیارشان قرار گیرد.
یکی از کشاورزان گهرباران جملهای میگوید که شاید خلاصه همه دغدغههای امروز شالیکاران باشد: ما از دولت پول نمیخواهیم؛ فقط بگذارید تولید کنیم.
زنگ خطری برای امنیت غذایی کشور

شاید در نگاه نخست، کمبود چند هزار تن کود شیمیایی در شالیزارهای مازندران تنها یک مشکل فصلی و محدود به جامعه کشاورزی به نظر برسد، اما کارشناسان معتقدند این مسئله بسیار فراتر از یک اختلال مقطعی در زنجیره تأمین نهادههای کشاورزی است.
وقتی سخن از مازندران به میان میآید، در واقع از استانی صحبت میشود که بار اصلی تولید برنج ایران را بر دوش میکشد؛ استانی که هرگونه کاهش تولید در آن، مستقیماً بر بازار برنج، قیمتها، واردات و حتی سفره میلیونها خانوار ایرانی اثر میگذارد.از همین منظر، کمبود کود دیگر صرفاً دغدغه چند هزار شالیکار نیست، بلکه به مسئلهای در حوزه امنیت غذایی کشور تبدیل شده است.
کارشناسان اقتصاد کشاورزی تأکید میکنند امنیت غذایی تنها به معنای وجود مواد غذایی در بازار نیست، بلکه به مجموعهای از سیاستهای حمایتی، تأمین نهاده، پایداری تولید، حفظ انگیزه تولیدکنندگان و مدیریت صحیح زنجیره تأمین وابسته است.هرگونه اختلال در یکی از این حلقهها، میتواند کل چرخه تولید را تحت تأثیر قرار دهد.
کود؛ ارزانترین نهاده، گرانترین خسارت

شاید قیمت چند کیسه کود در مقایسه با هزینههای دیگر تولید چندان چشمگیر نباشد، اما اثر آن بر عملکرد مزرعه بسیار فراتر از ارزش ریالی آن است. متخصصان زراعت معتقدند اگر کود در زمان مناسب به گیاه نرسد، حتی بهترین بذر، مناسبترین آبوهوا و دقیقترین مدیریت مزرعه نیز نمیتواند کاهش عملکرد را جبران کند،
بهبیان دیگر، خسارت ناشی از تأخیر در کوددهی، معمولاً چندین برابر ارزش خود کود است، به همین دلیل، کشاورزان میگویند امروز مسئله اصلی، قیمت کود نیست؛ بلکه زمان دسترسی به آن است.
چرا کمبود کود به وجود آمد؟

کارشناسان مجموعهای از عوامل را در شکلگیری وضعیت فعلی مؤثر میدانند؛ نخستین عامل، افزایش همزمان تقاضا در فصل اوج کشت است. در بازه زمانی کوتاهی، تقریباً تمام شالیکاران شمال کشور به کود نیاز پیدا میکنند و اگر ذخایر استراتژیک از قبل تکمیل نشده باشد، شبکه توزیع با فشار جدی مواجه میشود.
عامل دوم، مشکلات مالی و تأمین نقدینگی برای خرید و توزیع کودهای یارانهای است. در سالهای اخیر، افزایش هزینههای تولید، رشد قیمت مواد اولیه، نوسانات بازار جهانی کود، افزایش هزینه حملونقل و محدودیتهای مالی، روند تأمین نهادههای کشاورزی را دشوارتر کرده است.
عامل سوم، پیچیدگی فرآیند توزیع است. کود از کارخانه تولیدکننده تا رسیدن به دست کشاورز، مسیر نسبتاً طولانی را طی میکند؛ از شرکت خدمات حمایتی کشاورزی، انبارهای استانی، مراکز خدمات جهاد کشاورزی، تعاونیها و کارگزاریهای توزیع. کارشناسان معتقدند هرگونه تأخیر در هر یک از این حلقهها، زمان تحویل به کشاورزان را عقب میاندازد.
وقتی تقویم اداری با تقویم طبیعت همخوانی ندارد

یکی از مهمترین گلایههای کشاورزان این است که نظام اداری، زمانبندی طبیعت را درک نمیکند. برای بسیاری از دستگاههای اجرایی، تأخیر چندهفتهای شاید مسئله بزرگی نباشد، اما برای یک شالیکار، همین چند هفته میتواند سرنوشت یک سال زحمت را تغییر دهد، گیاه برنج منتظر پایان جلسات اداری، تخصیص اعتبار یا صدور بخشنامه نمیماند، هر مرحله رشد، زمان مشخصی دارد و اگر تغذیه در همان بازه انجام نشود، فرصت از دست میرود.
یکی از کارشناسان کشاورزی دراینباره میگوید: در کشاورزی، زمان مهمترین سرمایه است. بسیاری از خسارتهای تولید، نه بهدلیل کمبود امکانات، بلکه بهدلیل تأخیر در تصمیمگیری ایجاد میشود. هر زمان عرضه رسمی کاهش پیدا کند، بازار غیررسمی فعالتر میشود، این یک قاعده اقتصادی است. برخی کشاورزان میگویند در هفتههای اخیر، کود در بازار آزاد با قیمتهایی بسیار بالاتر از نرخ مصوب عرضه شده است.
هرچند خرید از بازار آزاد برای بسیاری از شالیکاران صرفه اقتصادی ندارد، اما زمانی که سلامت محصول در خطر باشد، برخی ناچار به این کار میشوند. کارشناسان هشدار میدهند اگر شبکه رسمی نتواند نیاز واقعی کشاورزان را پوشش دهد، زمینه برای واسطهگری، دلالی و افزایش قیمت فراهم خواهد شد. بیشترین زیان متوجه تولیدکنندهای است که نه قدرت قیمتگذاری دارد و نه امکان انتقال افزایش هزینهها به بازار.
اگر امروز کود نرسد، فردا برنج گران میشود

رابطه میان نهادههای تولید و قیمت نهایی محصول، رابطهای مستقیم است. هر میزان که عملکرد مزارع کاهش یابد، عرضه برنج داخلی نیز کاهش پیدا میکند. کاهش عرضه، در نهایت خود را در بازار نشان خواهد داد.
اقتصاددانان حوزه کشاورزی معتقدند کاهش تولید داخلی، سه پیامد همزمان دارد: نخست، افزایش هزینه تمامشده برای کشاورزان. دوم، رشد قیمت برنج ایرانی در بازار. سوم، افزایش نیاز کشور به واردات، این همان چرخهای است که طی سالهای گذشته نیز در مقاطع مختلف تجربه شده است، به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند هزینه تأمین بهموقع کود، بسیار کمتر از هزینه جبران کاهش تولید خواهد بود.
شاید تصور شود مطالبه امروز کشاورزان، صرفاً دفاع از منافع شخصی است، اما واقعیت چیز دیگری است. شالیکار مازندرانی از محصولی مراقبت میکند که سهمی قابلتوجه در تأمین غذای کشور دارد. اگر تولید کاهش پیدا کند، تنها درآمد کشاورز آسیب نمیبیند؛ بلکه مصرفکننده شهری نیز باید هزینه آن را با افزایش قیمت پرداخت کند، حمایت از تولیدکننده، در نهایت حمایت از مصرفکننده نیز خواهد بود.
کارشناسان معتقدند هنوز برای جلوگیری از خسارت گسترده دیر نشده است.اگر روند تأمین و توزیع کود با سرعت بیشتری انجام شود، بخش مهمی از نگرانی کشاورزان قابل مدیریت خواهد بود.اما هر روز تأخیر، بخشی از ظرفیت تولید را از بین میبرد.به همین دلیل، مطالبه اصلی شالیکاران امروز بیش از هر چیز، سرعت در تصمیمگیری و اقدام عملی است.
نخستین سنگر امنیت غذایی کشور

شاید برای بسیاری از مردم، شالیزار تنها زمینی باشد که چند ماه در سال زیر آب میرود و در پایان تابستان محصولی سفیدرنگ به بازار عرضه میکند، اما برای کارشناسان امنیت غذایی، این مزارع یکی از مهمترین سنگرهای تولید داخلی محسوب میشوند؛ سنگری که اگر تضعیف شود، آثار آن تنها در روستاهای شمال کشور باقی نمیماند، بلکه سفره میلیونها خانواده ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
امروز در شرایطی که تغییرات اقلیمی، افزایش هزینههای تولید، محدودیت منابع آب، نوسانات بازار جهانی نهادهها و فشارهای اقتصادی، بخش کشاورزی را با چالشهای متعددی روبهرو کرده است، حمایت از تولیدکنندگان داخلی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است تأمین بهموقع نهادههای اساسی مانند کود شیمیایی، دیگر یک اقدام خدماتی یا اداری نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد حفظ تولید ملی و تقویت امنیت غذایی کشور بهشمار میرود.
کارشناسان معتقدند هر کیسه کودی که امروز بهموقع به دست کشاورز برسد، چند ماه بعد بهشکل هزاران کیلوگرم برنج ایرانی وارد بازار خواهد شد؛ محصولی که علاوه بر کاهش وابستگی به واردات، ثبات بازار و آرامش مصرفکنندگان را نیز تضمین میکند. کمبود کود، فقط به کاهش عملکرد مزرعه ختم نمیشود؛ این مسئله زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی را بهدنبال دارد.
کاهش تولید، نخست درآمد کشاورز را کاهش میدهد؛ سپس کارخانههای شالیکوبی با افت حجم محصول مواجه میشوند، شبکه حملونقل، صنایع بستهبندی و بازارهای محلی نیز تحتتأثیر قرار میگیرند و در نهایت، مصرفکننده با افزایش قیمت برنج روبهرو میشود، به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان بخش کشاورزی بر این باورند که هزینه پیشگیری از بحران، بهمراتب کمتر از هزینه جبران پیامدهای آن است.
اگر امروز نهادههای موردنیاز کشاورزان با سرعت و نظم بیشتری تأمین شود، کشور از بسیاری از هزینههای اقتصادی، اجتماعی و حتی ارزی در ماههای آینده مصون خواهد ماند.
کشاورز؛ حلقهای که نباید تنها بماند

شالیکاران مازندران در سالهای اخیر، روزهای آسانی را پشت سر نگذاشتهاند.از یک سو با خشکسالی و تغییرات اقلیمی دستوپنجه نرم کردهاند، از سوی دیگر با افزایش قیمت بذر، سم، سوخت، ماشینآلات، دستمزد کارگران و هزینههای تولید مواجه بودهاند.
با وجود همه این مشکلات، آنان همچنان در زمین ماندهاند؛ نه به امید سودهای کلان، بلکه برای حفظ چرخه تولید، تأمین معیشت خانواده و ادامه راهی که نسلها در این سرزمین جریان داشته است.
آنچه امروز از زبان کشاورزان شنیده میشود، بیش از آنکه گلایه باشد، یک مطالبه منطقی است: «نهاده را بهموقع برسانید تا بتوانیم تولید کنیم.این مطالبه، درخواست کمک بلاعوض یا امتیاز ویژه نیست؛ بلکه خواستهای برای فراهم شدن حداقلهای لازم جهت استمرار تولید است.
ضرورت ورود فوری دستگاههای مسئول

با توجه به حساسیت زمانی مرحله رشد برنج، انتظار میرود دستگاههای مسئول، از وزارت جهاد کشاورزی و شرکت خدمات حمایتی کشاورزی گرفته تا سازمان جهاد کشاورزی مازندران، استانداری، شبکه توزیع نهادهها و تعاونیهای کشاورزی، با هماهنگی و سرعت بیشتری برای رفع کمبود موجود اقدام کنند.
تسریع در حمل و توزیع کود، نظارت بر شبکه عرضه، جلوگیری از ایجاد بازارهای غیررسمی، مدیریت عادلانه سهمیهها و اطلاعرسانی شفاف به کشاورزان، از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از نگرانیهای موجود را کاهش دهد.
همچنین کارشناسان بر این باورند که این تجربه باید به فرصتی برای اصلاح ساختار تأمین نهادهها تبدیل شود؛ بهگونهای که در سالهای آینده، ذخایر راهبردی کود پیش از آغاز فصل کشت تکمیل شده و سامانه توزیع نیز با پیشبینی دقیق نیاز هر منطقه، از بروز چنین بحرانهایی جلوگیری کند.
در کشاورزی، فرصتها تکرار نمیشوند.اگر کارخانهای چند روز دیرتر تولید کند، شاید بتوان آن را با اضافهکاری جبران کرد؛ اگر پروژهای عمرانی چند هفته عقب بیفتد، شاید زمان از دسترفته بازگردد؛ اما در شالیزار، طبیعت منتظر تصمیمهای اداری نمیماند.
گیاه برنج، زمان خود را دارد؛ روزی که باید تغذیه شود، روزی که باید پنجه بزند، روزی که باید خوشه تشکیل دهد و روزی که باید به طلاییترین فصل زندگیاش برسد.اگر هر یک از این مراحل از دست برود، هیچ تصمیمی قادر به بازگرداندن زمان نخواهد بود.
مازندران چشمانتظار یک تصمیم بهموقع

امروز شالیزارهای میاندرود، ساری، بابل، قائمشهر، آمل، فریدونکنار، محمودآباد، جویبار و دیگر مناطق برنجخیز مازندران، بیش از هر چیز چشمانتظار تصمیمهایی هستند که باید در همین روزها گرفته شوند.کشاورزان هنوز امید خود را از دست ندادهاند. آنان هر صبح پیش از طلوع آفتاب پا به شالیزار میگذارند، آب را مدیریت میکنند، علفهای هرز را از میان بوتهها برمیدارند و با همه سختیها، به آینده محصولشان دل بستهاند.
اما امید، زمانی به ثمر مینشیند که با اقدام عملی همراه شود.اگر امروز کود مورد نیاز بهموقع به دست شالیکاران برسد، چند ماه دیگر خوشههای طلایی برنج، پاسخ این حمایت را خواهند داد.اما اگر این فرصت طلایی از دست برود، خسارتی که متوجه شالیزارها خواهد شد، تنها به کاهش عملکرد چند مزرعه محدود نمیشود؛ بلکه بر بازار برنج، معیشت هزاران خانواده، امنیت غذایی کشور و اقتصاد کشاورزی ایران سایه خواهد انداخت.زیرا حقیقتی انکارناپذیر وجود دارد؛ امنیت غذایی، از دل همین شالیزارهای سبز آغاز میشود و هر تصمیم امروز، سرنوشت سفره فردای مردم ایران را رقم خواهد زد.
منبع:
تسنیم