عصر قم - با تحلیل محتوای رسانههای خارجی حمایت قطعی آنها از بنیصدر و گروههای ائتلافی آشکار میگردد. آمادگی آنها برای ایفای نقشی تأثیرگذار در سقوط جمهوری اسلامی، نشاندهندهی همکاری آنها با بنیصدر است. در همین راستا، فعالیت برخی سفارت خانهها در تهران قابل توجه بود.
عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط امام خمینی، مقدمه اعلام عدم کفایت سیاسی اولین رئیسجمهور پس از انقلاب بود. روند کشمکشها و بحرانهای فزاینده داخلی آن هم در هنگامه جنگ خارجی، تحلیلگران را به فکر سقوط جمهوری اسلامی میانداخت.
حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ خود نوشته است: «برای مشورت در امری فوری، به منزل آقای بهشتی دعوت شدم. احمد آقا هم حضور داشت. امام از ما خواسته بودند که دربارهی فرماندهی کل قوا، نظر بدهیم. امام تصمیم به عزل بنیصدر از این سمت را گرفتهاند. نظر این شد که فعلاً خود امام، فرماندهی را به عهده داشته باشند، تا در آینده با فرصت، فکری بشود و عزل ایشان با عبارتی موهن اعلام شد. آقای بنیصدر در کرمانشاه است و گویا به دستور امام تحت نظرند که از کشور فرار نکنند. ستاد ارتش هم قبل از عزل، ضمن اعلامیه ۵۳۰ تقریباً ایشان را بیسمت اعلام کرده بود. بیشتر اعتماد آقای بنیصدر به ستاد ارتش بود. گویا ایشان این اعلان را غیر قانونی اعلام داشتهاند؛ لابد عزل امام را هم قانونی نمیدانند!» [۱]
هفتهنامه «اکونومیست»، در مطلبی با عنوان «ایران - جنگی دیگر» نوشت: «پس از سکوت دو ماههای که آیتالله خمینی بر پیروان در حال نزاعش یعنی رئیسجمهور و هوادارانش از یک سو و حزب مکتبی جمهوری اسلامی از سوی دیگر تحمیل کرده بود، اکنون درگیری برای کسب قدرت بار دیگر آشکارا در ایران شکل گرفته است.» [۲]
روزنامهی «لوموند» در این باره نوشت: «به نظر نمیرسد حداقل در حال حاضر این کشمکش به مرحلهی عمل برسد. برکناری احتمالی بنیصدر به اعتقاد خیلیها، خطر ایجاد یک جو نامساعد را در جنگ ایران و عراق که اینک در اولویت برنامههای دولت قرار دارد، بهدنبال خواهد داشت. واقعیت این است که بنیصدر همهی جناحهای مخالف نظام را از سلطنتطلبان گرفته تا چپیها به دور خود جمع نموده است. این همان چیزی است که بیش از همه از آن ایراد میگیرند. بنیصدر ضمن تأکید بر عقیدهاش اعلام مینماید که تا وقتی که بر سر قدرت باشد، مانعی خواهد بود برای اینکه اکثریت خاموش مردم مخالفت خود را با سیاست دولت به مرحلهی اجرا درآورند و اقدامی عملی بر ضد جمهوری اسلامی نمایند.» [۳]
به عبارت دیگر، بنیصدر، برکناری خود را مقدمهای برای شکل گیری شورش مردمی میدانست.
با تحلیل محتوای رسانههای بزرگ غربی و عربی، حمایت قطعی آنها از بنیصدر و گروههای ائتلافی آشکار میگردد. آمادگی آنها برای ایفای نقشی تأثیرگذار در سقوط جمهوری اسلامی، نشاندهندهی همکاری آنها با بنیصدر و در سر داشتن آرزوی پیروزی وی میباشد. در همین راستا، فعالیت برخی سفارت خانهها در تهران قابل توجه میباشد. از نظر آنها، برکناری بنیصدر، تعقیب قانونی وی و شکست جریان ضد انقلاب کاملاً منتفی بود. به همین جهت هر گونه حمایت از این جریان را، به امید بهره برداری در حکومت آینده، قابل توجیه میدانستند.
لیکن امام، در اقدامی مهم و غیر منتظره در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰، طی حکمی خطاب به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، بنیصدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح برکنار نمودند:
«بسم اللَّه الرحمن الرحیم
ستاد مشترک نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران. آقاى ابو الحسن بنىصدر از فرماندهى نیروهاى مسلح برکنار شدهاند. روح اللَّه الموسوی الخمینی» [۴]
حکم امام که بنیصدر را بیارزش دانسته و خوار کرده بود، به زمینه سازی اختفای بنیصدر و موضع گیری شدید و گستردهی سازمان مجاهدین خلق منجر شد. این سازمان با صدور اطلاعیهای در ۲۱ خرداد ۱۳۶۰، اعلام کرد:
«مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوء نیت به جان رئیسجمهور، از تمامی خلق قهرمان ایران، روشنگری، هوشیاری، آمادگی و حضور دایمی در صحنهها و مقاومت پیگیر را طلب نموده؛ و در این شرایط، حمایت از شخص رئیسجمهور و حفاظت از جان او را یک وظیفهی مبرم انقلابی در سراسر کشور تلقی میکنند.»