عصر قم - خراسان – عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی تبدیل غدیر از یک مناسبت آیینی به راهبرد تمدنی وحدتساز را نیازمند عزم ملی و بینالمللی برای یک «پروژه ۱۰ ساله» دانست و با توجه به بیانات امامین انقلاب به بیان راهکارهای علمی و عملی و اقدامات در این مسیر پرداخت.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسینی زیدی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان به سوالاتی پیرامون غدیر محور وحدت پاسخ گفت.
متن این گفت و گو از قرار زیر است:
رسا - از نگاه مکتب تشیع، واقعه غدیر خم صرفاً یک مسئله صرفاً تاریخی یا معنوی نیست، بلکه امتداد مسیر نبوت و جریان هدایت الهی است. چگونه میتوان در عین پایبندی کامل به اعتقاد شیعه درباره امامت و ولایت امام علی بن ابیطالب، غدیر را به عنوان محور وحدت امت اسلامی و نه عامل اختلاف میان مذاهب معرفی کرد؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: پاسخ این سوال در چهار محور خلاصه میشود:
۱. تفکیک «اصل نص» از «فهم مشترک»: در غدیر خم، پیامبر اکرم (ص) بر اساس دستور صریح قرآن (سوره مائده، آیه ۶۷) فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ». واژه «مولا» در فرهنگ عربیِ آن عصر، معانی متعددی دارد از جمله: سرپرست، اولی به تصرف، دوست، یاور و محبوب. اهل سنت غالباً «مولا» را به معنای «دوست و یار و یاور» گرفتهاند؛ شیعه با توجه به قرائن (از جمله حدیث منزلت، حدیث ثقلین، و خطبهای که پیامبر در آن علی را به عنوان «خلیفه من بعدی» معرفی کردند) «مولا» را به معنای «اولی به تصرف و امام» میداند.
نقطه وحدت: هر دو گروه قبول دارند که در غدیر، پیامبر اکرم (ص) فضیلت و مقام والای علی بن ابیطالب (ع) را به عنوان برترین صحابی و اعلم و اشجع مردم پس از خود، به تمام حاضران ابلاغ فرمودند. هیچ مسلمانی در بزرگی و حقانیت علی (ع) تردید ندارد. بنابراین میتوان گفت: غدیر، محل اجماع بر عظمت علی (ع) است، هرچند در حدود ولایت او اختلاف نظر وجود دارد.
۲. غدیر به مثابه «مصادیق ولایت» نه «انحصار قدرت»: از منظر راهبردی، واقعه غدیر یک اصل کلی را تثبیت میکند: امت اسلامی همیشه نیازمند یک «مرجع علمی، معنوی و سیاسی» پس از پیامبر است. این اصل، مورد قبول فریقین است. اختلاف در این است که آن مرجع چه کسی است.
شیعه میگوید: آن مرجع، با نص الهی، علی (ع) و سپس یازده فرزند او هستند؛ اهل سنت میگویند: آن مرجع، با انتخاب و شورا، ابوبکر، عمر، عثمان و سپس علی (ع) هستند.
اما محور وحدت این است که هر دو مذهب قبول دارند: «الحق مع علی و علی مع الحق». پس میتوان عید غدیر را به عنوان روز «بازشناسی الگوی حاکمیت عدل» جشن گرفت، نه لزوماً به عنوان روز نفی دیگر صحابه. اگر شیعه محور سخن خود را «نصب الهی» قرار دهد و اهل سنت را به تعظیم شعائر الهی دعوت کند، نه به سبّ مقدسات دیگران، غدیر تبدیل به کانون وحدت میشود.
۳. شواهد عینی از رویکرد وحدتگرایانه علوی: خود امیرالمؤمنین (ع) پس از رحلت پیامبر، هرگز برای تحقق بخشیدن به غدیر، شمشیر نکشیدند و دست به جنگ داخلی نزدند، بلکه صبر پیشه کردند و مصلحت امت را بر حق شخصی خود مقدم داشتند. این رفتار، بزرگترین الگوی عملی برای «وحدت در سایه پذیرش غدیر» است. ایشان در دوران خلفا، مشاور امین بودند و قضاوت میکردند و علم خود را در اختیار جامعه اسلامی قرار میدادند. این یعنی غدیر به معنای پایان دادن به رقابت نیست، بلکه به معنای تثبیت جایگاه امام به عنوان «قطب هدایت» است، چه مردم از او پیروی کنند چه نکنند.
۴. غدیر در منابع فریقین؛ مشترکات فراوان: برخی از نکاتی که در منابع معتبر اهل سنت (مانند صحیح ترمذی، مسند احمد بن حنبل، سنن ابن ماجه، مستدرک حاکم) درباره غدیر آمده و میتواند مبنای وحدت باشد:
- حدیث غدیر با سندهای متعدد.
- حدیث منزلت (اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی).
- حدیث ثقلین (کتاب الله و عترتی).
- آیه تبلیغ (سوره مائده، آیه ۶۷) که به اتفاق مفسران، در غدیر نازل شد.
- آیه اکمال (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ) که در همان روز نازل گشت.
پس ما منابع مشترکی داریم که میتوان بر اساس آنها، غدیر را نماد «تمسک به عترت» و «تأکید بر رهبری علمی و معنوی اهل بیت» معرفی کرد، بدون آنکه مسلمانانِ غیرشیعه را از دایره اسلام خارج کنیم.
رسا – خلاصه و نتیجه این 4 محور بفرمایید.
حجت الاسلام دکتر حسینی زیادی: نتیجه اینکه غدیر، نقطه عزیمت مشترک همه مسلمانان برای احیای «ولایت مداری»، «عدالتمحوری» و «تمسک به سنت نبوی» است. شیعه بر نصب الهی تأکید دارد و اهل سنت بر شایستگی برتر. اما برای حفظ وحدت، میتوان روز غدیر را به عنوان «روز تجلیل از مقام امام علی (ع) و اهل بیت (ع)» و «روز پیمان مجدد با معیارهای علوی: علم، عدالت، شجاعت، زهد و خدمت به محرومان» جشن گرفت. این نگاه، نه از اعتقادات شیعه میکاهد و نه به مقدسات اهل سنت توهین میکند. بلکه آنچه امت اسلام را متحد میکند، دشمنی با دشمنان اهل بیت (ع) و پیروی از سیره آن بزرگواران در مدارا، حکمت و حفظ اصل «لا اکراه فی الدین» است.
به قول معروف: «ما بر سر چه کسی جانشین است اختلاف داریم، اما بر سر چه چیزهایی باید جانشین داشته باشد (عدالت، علم، تقوا و شجاعت) اختلافی نداریم.» و غدیر، بزرگترین سند برای تثبیت آن ارزشهاست.
رسا - برخی نگراناند که تأکید بر «غدیرِ وحدتآفرین» موجب کمرنگ شدن ابعاد اعتقادی و سیاسی مسئله ولایت و امامت شود. به نظر شما چگونه میتوان میان «حفظ صریح مبانی اعتقادی تشیع» و «تقویت وحدت اسلامی» جمع کرد تا هیچیک فدای دیگری نشود؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: نسبت به این سوال باید گفت: برای جمع بین «حفظ صریح مبانی تشیع» و «تقویت وحدت اسلامی» بدون اینکه یکی فدای دیگری شود، چهار راهکار علمی و عملی ارائه میکنم:
۱. تفکیک میان «اصولِ اعتقادیِ اختصاصی» و «ارزشهای مشترک اسلامی»: هر مذهبی دارای دو لایه است:
لایه اول: باورهای انحصاری و خاص (در تشیع: امامت بلافصل علی(ع) و جانشینی یازده امام دیگر به نص الهی). این لایه، هویت تشیع را میسازد و هرگز نمیتوان و نباید برای وحدت قربانی کرد.
لایه دوم: ارزشها و اصول مشترک (توحید، نبوت، معاد، عدالت، امر به معروف، دفاع از مظلوم، تمسک به قرآن و سنت).
راهکار جمع آنکه در گفتگوهای وحدتآفرین، محور اصلی را بر لایه دوم (ارزشهای مشترک) قرار دهید و در عین حال، لایه اول را به عنوان یک «نظر معتبر و محترم در درون اسلام» معرفی کنید، نه به عنوان «تنها راه حق». یعنی بگوییم: «ما شیعیان بر اساس ادله خود، امامت علی(ع) را به نص الهی باور داریم، اما در عین حال، مسلمانان غیرشیعه را نیز برادران دینی خود میدانیم و احترام متقابل را اصل قرار میدهیم.»
۲. بازتعریف «ولایت» در دو سطح: کلامی (خصوصی) و تمدنی (عمومی): یکی از اشتباهات رایج این است که «امامت» را فقط در معنای «حکومت و خلافت سیاسی» خلاصه میکنیم. در حالی که از منظر عمیق شیعی، امامت دارای سه رکن است:
- ولایت تکوینی و معنوی (امام، قطب هدایت و واسطه فیض الهی).
- ولایت تشریعی و علمی (امام، مفسر حقیقی قرآن و سنت).
- ولایت سیاسی و اجتماعی (امام، رهبر جامعه اسلامی).
برای وحدت اسلامی، میتوان بر دو رکن اول (معنوی و علمی) تأکید کرد زیرا اهل سنت نیز امام علی(ع) و اهل بیت(ع) را از نظر علمی و معنوی برترین چهرههای پس از پیامبر میدانند. مثلاً میتوان گفت: «غدیر، روز نصب علی(ع) به عنوان مرجع علمی و معنوی و قطب هدایت امت است. هر مسلمانی که در جستجوی علم ناب محمدی و عدالت علوی است، باید به این منبع نورانی مراجعه کند» بدین ترتیب، عقیده به امامت «کمرنگ» نمیشود، بلکه در قالبی عرضه میگردد که برای دیگر مذاهب نیز قابل احترام و پذیرش است، بدون اینکه آنها را ملزم به پذیرش جانشینی سیاسیِ بلافصل کند.
۳. بهرهگیری از اصل «تولای اهل بیت» به جای «تبرای آشکار»: در منابع معروف شیعه (از جمله اصول کافی)، ایمان به دو رکن است: «تولی» (دوستی و پیروی از اهل بیت) و «تبری» (بیزاری از دشمنان اهل بیت). اما در عرصه وحدت اسلامی، میتوان: بُعد «تولی» را به حداکثر رساند: با برگزاری مراسم مشترک برای تکریم اهل بیت(ع)، حدیث ثقلین را برجسته کرد، از احادیث اهل بیت در منابع فریقین بهره برد و محبت آنان را به عنوان «اجر الرساله» (موده القربی) یادآور شد.
بُعد «تبری» را به حوزه خصوصی و نقدِ منطقی و بدون توهین محدود کرد: به جای لعن آشکار شخصیتهای محترم اهل سنت، به نقد عملکرد تاریخی برخی خلفا بر اساس اسناد معتبر (بدون فحش و توهین) پرداخت و حتی از نامبردن از افرادی که برای اهل سنت مقدس هستند، در مجالس عمومی وحدت پرهیز کرد.
این روش در سیره عملی امام صادق(ع) و امام باقر(ع) که در مدینه با خلفای وقت تعامل داشتند، به وضوح دیده میشود.
۴. ارائه «خوانش تمدنی از غدیر» به جای «خوانش فرقهای»: بسیاری از اختلافات بر سر غدیر، ناشی از نگاه «تاریخی و سیاسیِ صرف» است. اما میتوان «غدیر» را به عنوان یک رویداد تمدنی بازتعریف کرد که پیام آن فراتر از جانشینی یک شخص است. پیام تمدنی غدیر عبارت است از:
لزوم وجود «نظام مرجعیت دینی» در هر عصر (امامت).
تقدم «صلاحیت ذاتی» (علم، عدالت، عصمت) بر «مکانیسم انتخاب» (بیعت، شورا).
حرمت هتک حرمت مؤمن و لزوم حفظ وحدت (پیامبر در خطبه غدیر فرمودند: «فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ... وَ لا تُؤْذُوا عَلِیًّا»).
اگر غدیر را در این چارچوب تمدنی مطرح کنیم، دیگر نه تنها عامل اختلاف نیست، بلکه راهحلی برای بحران جانشینی در همه جوامع اسلامی ارائه میدهد: «ای مسلمانان! پیامبرتان به شما یادآوری کرد که همیشه باید بهترین، عالمترین، عادلترین و پرهیزکارترین فرد پس از او، زمام امور را به دست گیرد. حال شما مصداق این معیار را هر کس میخواهید بدانید، اما اصلِ نیاز به «ولایت شایستگان» را فراموش نکنید.»
رسا – جمع بندی و نتیجه راهکارهای علمی و عملی را به صورت خلاصه بفرمایید:
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: جمعبندی نهایی اینکه هیچ اجباری برای کتمان عقیده نیست. شیعه میتواند و باید با صراحت بگوید: «من به امامت بلافصل علی(ع) و یازده امام پس از او ایمان دارم و غدیر را سند الهی این امر میدانم.» اما در عین حال، برای حفظ وحدت اسلامی، همین عقیده را با سه شرط بیان میکند:
- با احترام به مقدسات دیگر مذاهب (بدون ناسزا و تکفیر).
- با تأکید بر مشترکات (محبت اهل بیت، تمسک به قرآن و سنت، دفاع از اسلام).
- با رویکرد «تبلیغی و اقناعی» نه «تهاجمی و تحکمی» (إدْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ).
در نتیجه: غدیرِ اعتقادی، در درون جامعه شیعه با قوت حفظ میشود و غدیرِ وحدتآفرین، در بیرون و در تعامل با دیگر مذاهب برجسته میگردد. هیچ فدای دیگری نمیشود، بلکه دو روی یک سکه هستند: «شیعهِ معتقد به غدیر» و «مسلمانِ وحدتگرایِ برادر با دیگر مذاهب» به عبارت روشنتر: ما برای حفظ وحدت، از عقیده خود دست نمیکشیم، بلکه روش بیان و اولویتبندی پیامها را تغییر میدهیم. این دقیقاً همان راهی است که ائمه اطهار(ع) در دوران تقیه و تعامل با خلفا پیمودند.
رسا - در اندیشه امامین انقلاب، هم بر تبیین حقیقت غدیر و ولایت تأکید شده و هم بر ضرورت وحدت شیعه و سنی و تشکیل امت واحده اسلامی. از منظر شما مهمترین مبانی فکری و راهبردی این جمع میان «ولایتمداری» و «وحدتگرایی اسلامی» چیست؟
حجت الاسم دکتر حسینی: نسبت به این سؤال باید گفت به یکی از ظریفترین و عمیقترین نقاط پیوند «کلام سیاسی شیعه» و «راهبرد تمدنی اسلام» اشاره دارد. امامین انقلاب نه تنها هیچ تضادی میان «ولایتمداری» و «وحدتگرایی» نمیبینند، بلکه این دو را دو رکن جداییناپذیر یک پروژه تمدنی واحد معرفی میکنند.
مهمترین مبانی فکری و راهبردی این جمع، بر اساس اندیشه امامین انقلاب، در هفت محور اساسی خلاصه میشود:
۱. اصل «ولایت مطلقه فقیه» به مثابه «ادامه غدیر» و «ضامن وحدت»: در اندیشه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، ولایت فقیه نه یک نظریه سیاسی صرف، که امتداد همان ولایت امیرالمؤمنین (ع) در غدیر است. اما نکته مهم این است که ولایت فقیه، برخلاف تصور برخی، عامل تفرقه نیست، بلکه عامل ایجاد «مرکز ثقل واحد» برای جهان اسلام است.
از منظر امامین، وحدت اسلامی بدون یک «قطب سیاسی و مرجعیت دینی» قابل تحقق نیست. غدیر، روز تعیین همین قطب است. بنابراین، تأکید بر ولایت (اعم از ولایت معصوم و ولایت فقیه) در واقع تأکید بر ضرورت «رهبری واحد و عادلانه» برای امت اسلامی است. این عین خواسته اهل سنت از خلافت است، با این تفاوت که شیوه نصب متفاوت است.
۲. تفکیک میان «دشمنی با دشمنان اهل بیت» و «دشمنی با برادران اهل سنت»: در اندیشه امامین، «تبری» در تشیع، متوجه نفاق و استکبار است، نه متوجه عموم مسلمانانی که با خلافت سه گانه موافقند. ایشان مصداق «اعداء الله» را مستکبران جهانی (آمریکا، اسرائیل و عوامل آنها) میدانند، نه مذاهب دیگر اسلامی. بنابراین، ولایتمداری به معنای پیروی از خط اهل بیت (ع) در مبارزه با ستمگران است، نه در نفی برادران سنی.
۳. بازخوانی «حدیث ثقلین» به عنوان منشور وحدت: امامین انقلاب همواره بر حدیث متواتر ثقلین (کتاب الله و عترتی) تأکید کردهاند. از منظر ایشان: «عترت» تنها اختصاص به شیعیان ندارد، بلکه تمام مسلمانان موظف به تمسک به آنها هستند.
تمسک به عترت، به معنای پذیرش امامت دوازده امامی نیست، بلکه به معنای ارجاع به علم، سیره، احادیث و معنویت اهل بیت (ع) است که در منابع فریقین به وفور یافت میشود.
جمع عملی این است که: میتوان همزمان معتقد به امامت بلافصل علی (ع) بود و در عین حال، اهل سنت را به «مطالعه سیره علوی» و «احترام به فاطمه زهرا (س) و امام حسن و حسین (ع)» دعوت کرد. این کار، نه از اعتقادات شیعه میکاهد و نه وحدت را خدشهدار میکند.
۴. اصل «نفی سبیل» و «استکبارستیزی» به عنوان وجه اشتراک: در اندیشه امامین، مهمترین عامل وحدت، دشمن مشترک است. آمریکا، رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی، نه تنها با شیعه، که با اصل اسلام و قرآن دشمنی دارند. در مقابل، ولایت فقیه در ایران، نماد ایستادگی در برابر این دشمن مشترک است.
وقتی شیعه و سنی در فلسطین، یمن، عراق، سوریه و افغانستان در کنار هم علیه تروریسم تکفیری و اشغالگری صهیونیستی میجنگند، غدیر به عنوان روز «ولایت مداری» تفسیر میشود؛ یعنی روز اعلام آمادگی برای اطاعت از رهبری عادل و شجاع در برابر دشمنان اسلام. اینجا، ولایتمداری عین وحدتگرایی است.
۵. اصل «تقریب به مثابه تعامل عقلانی، نه ادغام مذاهب»: امام خمینی (ره) تأکید داشتند که تقریب به معنای نابودی مرزهای مذهبی نیست، بلکه به معنای «احترام متقابل و همکاری در امت واحده» است.
شما میتوانید کاملاً شیعه باشید و در نماز به امام اهل سنت اقتدا کنید (چنانکه امام خمینی فتوا دادند)، در عین حال در مجالس خصوصی خود، غدیر را با تمام ابعاد اعتقادی اش جشن بگیرید. تقریب به معنای کتمان عقیده نیست، بلکه به معنای خودداری از توهین و تحقیر مقدسات دیگران و همکاری در عرصههای سیاسی و اجتماعی است.
۶. «تمدنیسازی غدیر» به جای «فرقهای کردن غدیر»: مقام معظم رهبری شهید در بیانات خود، غدیر را نه فقط یک واقعه تاریخی، که یک «نظامواره فکری» برای اداره جامعه اسلامی معرفی میکنند. از منظر ایشان، پیامهای تمدنی غدیر عبارتند از:
- عدالت علوی (نفی اشرافیگری، دفاع از محرومان).
- علمگرایی (ارجاع به عالمترین فرد).
- مقاومت در برابر باطل (قیام علیه ستمگران).
- حکومت قانون الهی (نه هوای نفس).
این پیامها، مورد قبول همه مسلمانان است. بنابراین میتوان عید غدیر را به عنوان «روز تجدید میثاق با ارزشهای مشترک اسلامی» معرفی کرد، بدون آنکه وارد اختلاف بر سر «نصب الهی» یا «انتخاب» شد.
۷. اصل «وحدت وجودی اسلام» در برابر «تجزیه استعماری»: امامین انقلاب، به تبع قرآن کریم (إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً)، بر این باورند که اسلام ذاتاً واحد است و تعدد مذاهب، یک پدیده طبیعی و قابل احترام است، نه یک شکاف مذهبی. از این منظر:
- ولایتمداری (یعنی پیروی از اولی الامر) یک اصل قرآنی است (أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ).
- وحدتگرایی نیز یک اصل قرآنی دیگر است (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا).
این دو اصل در یک راستا قرار میگیرند اگر «اولی الامر» را رهبری بدانیم که به جای تفرقه، به دنبال رفع فقر، جهل، عقبماندگی و استعمار از جهان اسلام است. نمونه آن، حمایت جمهوری اسلامی از جنبشهای مقاومت سنیمذهب (مانند حماس و جهاد اسلامی) است.
رسا – باتوجه به گستردگی پاسخ این سوال، جمع بندی و خلاصه آن را بیان بفرمایید.
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: جمعبندی نهایی اینکه در اندیشه امامین انقلاب، «ولایتمداری» ستون فقرات «وحدتگرایی» است، نه مانع آن. یعنی:
- وحدت حقیقی بدون یک رهبری عادل و قاطع (ولایت) امکانپذیر نیست (همانگونه که کاروان بدون رهبر راه را گم میکند).
- ولایت واقعی نیز به جای تفرقه، امت را گرد هم جمع میکند (همانگونه که علی (ع) در دوران خلافت خود، با دشمنان مدارا کرد و به دنبال وحدت بود)
رمز موفقیت این جمع در دو چیز است:
- نگاه تمدنی به غدیر (به جای نگاه فرقهای یا صرفاً تاریخی).
- شناخت دشمن اصلی (استکبار جهانی و صهیونیسم) و قرار دادن اختلافات مذهبی در درجه دوم اهمیت.
به عبارت روشنتر: «ما برای مقابله با آمریکا و اسرائیل، به وحدت نیاز داریم و این وحدت، بدون محوریت رهبری عادل (که مصداق امروزین آن ولایت فقیه است) ممکن نیست. پس ولایت فقیه، همان غدیر امروزین است، منتها در قامت وحدتبخش» این، نهایتِ عمق اندیشه سیاسی امامین انقلاب است.

رسا - به نظر شما کدام بخش از پیام غدیر ـ مانند عدالت، معنویت، مردمداری، مبارزه با تفرقه، دفاع از امت اسلامی و تبعیت از رهبری الهی ـ ظرفیت بیشتری برای تبدیل شدن به گفتمان مشترک میان مذاهب اسلامی و ایجاد همگرایی در جهان اسلام دارد؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: در پاسخ باید عرض کنم که غدیر به مثابه یک «کلانروایت»، لایههای متعددی دارد؛ اما برای پاسخ دقیق به پرسش شما، لازم است ظرفیتهای هر یک از پیامهای غدیر را در چهار سطح «پذیرش عقلانی»، «قابلیت همگانیسازی»، «تأثیرگذاری تمدنی» و «خلافآفرینی حداقلی» ارزیابی کنیم.
بر اساس این معیارها، به ترتیب اولویت، سه پیام غدیر بیشترین ظرفیت را برای تبدیل شدن به گفتمان مشترک و ایجاد همگرایی اسلامی دارند:
اولویت اول: عدالت (بالاترین ظرفیت برای اجماع): عدالت نه تنها یک ارزش، که یک ضرورت قرآنی و فطری است. همه مذاهب اسلامی، بدون استثنا، عدالت را به عنوان مهمترین هدف نبوت و امامت میشناسند (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ). خود خطبه غدیر نیز مملو از تأکید بر عدالت علوی است.
چرا ظرفیت بالا؟ عدالت، اختصاص به مذهب خاصی ندارد. اشعری، ماتریدی، معتزلی، زیدی، امامی و حتی اباضی، همه عدالت را اصل میدانند.
فقر، تبعیض و فساد، دشمن مشترک جهان اسلام است. غدیر میتواند به عنوان «روز اعلام جنگ با بیعدالتی» معرفی شود.
امام علی (ع) در نهجالبلاغه، چنان الگوی عملی از عدالت ارائه داده که هیچ مسلمانی نمیتواند آن را انکار کند (از تقسیم بیت المال تا برخورد با خویشان)
نحوه همگراسازی: برگزاری همایشهای مشترک با عنوان «عدالت علوی، راهکار نجات جهان اسلام». تأسیس صندوقهای عدالت محور به نام غدیر. نامگذاری «هفته عدالت جهانی» در ایام غدیر.
دوم: مردمداری و کرامت انسانی: یکی از شگفتانگیزترین بخشهای خطبه غدیر، تأکید بر احترام به مؤمنان و نفی تحقیر و توهین است.
همه مذاهب، «اخوت ایمانی» و «حرمت مؤمن» را پذیرفتهاند. غدیر میتواند نماد «نه به تکفیر» و «نه به خشونت فرقهای» باشد. امام علی (ع) در دوران حکومت خود، با پیروان سایر مذاهب و حتی خوارج با کرامت رفتار میکرد.
نحوه همگراسازی: نامگذاری «روز اخلاق و مدارای اسلامی» در عید غدیر. تدوین منشور «کرامت مؤمن» با الهام از خطبه غدیر. تأکید بر اینکه ولایت مداری، یعنی حفاظت از حقوق همه مسلمانان، حتی مخالفان سیاسی.
سوم: مبارزه با تفرقه و حفظ وحدت امت (ظرفیت بالا اما نیازمند تفسیر مشترک): در خطبه غدیر، پیامبر (ص) بارها بر «لزوم اطاعت از امیرالمؤمنین علی (ع)» تأکید میکند، اما تفسیر شیعی این است که اطاعت از علی (ع) خود عامل وحدت است، نه تفرقه. از منظر گفتمان مشترک، میتوان این گونه گفت: غدیر روز اعلام «حرمت تفرقه» و «وجوب اطاعت از رهبری جامع الشرایط» است.
قرآن به صراحت تفرقه را حرام میداند (وَ لا تَفَرَّقُوا) همه مسلمانان قبول دارند که امت اسلامی در طول تاریخ به دلیل تفرقه ضربه خورده است. غدیر میتواند نماد «بازگشت به مرکزیت مشترک» (کتاب و سنت نبوی) باشد.
نکته مهم: برای تبدیل این پیام به گفتمان مشترک، باید از جزئیات جانشینی شخصی عبور کرد و بر اصل «لزوم وجود رهبری وحدتبخش» تأکید نمود.
چهارم: تبعیت از رهبری الهی (ولایتمداری): این بخش، هسته مرکزی اعتقاد شیعه است. در گفتمان مشترک، اگر «ولایت» به معنای عام «حکومت قانون الهی و اطاعت از اولی الامر» تفسیر شود، پذیرش دارد. اما اگر بر «نصب الهی علی (ع)» تأکید شود، برای اهل سنت چالشبرانگیز است.
میتوان گفت: «غدیر، روز تثبیت این اصل قرآنی است که جامعه اسلامی همیشه نیازمند یک مرجع علمی، اخلاقی و سیاسی است که باید از او تبعیت کرد. شیعه این مصداق را در امامان معصوم و سپس فقیه عادل میبیند، اما برادران اهل سنت نیز قبول دارند که تبعیت از خلیفه عادل واجب است. پس ما در «اصل لزوم تبعیت از رهبری» اشتراک داریم، هرچند در مصداق اختلاف نظر داریم. »
پنجم: معنویت و اخلاق (ظرفیت بسیار بالا، اما نیازمند پیوند با مسائل روز): غدیر، سرشار از مضامین عرفانی و اخلاقی است: «ألا إِنَّ عَلِیّاً هُوَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ» و «هُوَ الْفَارُوقُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ». معنویت علوی، یعنی زهد، ایثار، تقوا، علم و حکمت.
در جهان امروز که تشنه معنویت است، الگوی علوی یک سرمایه مشترک است. همه مذاهب، علی (ع) را «اسدالله الغالب» و «باب مدینه العلم» میدانند. میتوان غدیر را «روز تجدید میثاق با اخلاق محمدی و علوی» معرفی کرد.
نحوه همگراسازی: تولید محتوای مشترک اخلاقی با محوریت خطبه غدیر. تشکیل حلقههای ذکر و معرفت علوی بدون ورود به اختلافات کلامی.
ششم: دفاع از امت اسلامی (ظرفیت بالا، اما وابسته به برداشت سیاسی): در خطبه غدیر، پیامبر (ص) مسلمانان را به دفاع از حریم اسلام فرامیخوانند. این بخش، امروزه به مقاومت در برابر استکبار و دفاع از مستضعفان تفسیر میشود.
فلسطین، قدس، یمن، سوریه، عراق و افغانستان، مشترکات دردناک جهان اسلام است. غدیر میتواند روز «اعلام برائت از صهیونیسم و تروریسم» باشد. امام علی (ع) الگوی جهاد و مقاومت در برابر ستمگران است.
نکته: برای همگرایی در این بخش، باید از ذکر مصادیق اختلافبرانگیز (مانند برخی جریانهای سیاسی داخلی) پرهیز کرد و بر دشمنان مشترک (آمریکا، اسرائیل، داعش) تمرکز نمود.
رسا – جمع بندی این بخش را هم بفرمایید:
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: جمعبندی نهایی اینکه با توجه به مبانی کلامی، فقهی و جامعهشناختی، قویترین گزینه برای تبدیل شدن به «گفتمان مشترک میان مذاهب» در عید غدیر، «عدالت علوی» است. دلیل آن نیز روشن است: عدالت هم در قرآن و سنت مورد تأکید همه مذاهب است، هم پاسخگوی نیاز مبرم جهان اسلام به مبارزه با فساد و فقر است، هم کمترین حساسیت فرقهای را دارد، هم به وضوح در سیره و کلام علی (ع) متجلی است.
پس از آن، «مردمداری و کرامت مؤمن» و «مبارزه با تفرقه» قرار دارند. اما توصیه راهبردی من این است: برای ایجاد همگرایی حداکثری، محور اول گفتمان را «عدالت» قرار دهید، عدالت را به نام علی (ع) و غدیر معرفی کنید، و سپس در بستر این عدالتخواهی مشترک، به تدریج سایر ابعاد غدیر (مانند ولایتمداری و معنویت) را با زبانی حکیمانه و اقناعی تبیین نمایید.
به عبارت روشنتر: «اول با عدالت علوی دلها را به دست آورید، سپس حقیقت ولایت علوی را برای مشتاقان بیان کنید» این همان روشی است که خود امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه به کار بردند: ابتدا عدالت را اجرا کردند تا مردم تشنه ولایت او شوند.
رسا: آخرین سوال اینکه اگر بخواهیم غدیر را از سطح یک مناسبت آیینی به یک «راهبرد تمدنی و وحدتساز» برای جهان اسلام تبدیل کنیم، حوزههای علمیه، رسانهها، دانشگاهها و فعالان فرهنگی چه اقدامات علمی، تبلیغی و عملیاتی باید انجام دهند تا هم حقیقت غدیر تبیین شود و هم از تبدیل آن به بستر اختلاف و تنش جلوگیری گردد؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: پرسش از «چگونگی تحقق عینیِ» همان گفتمانی است که در پاسخهای پیشین به مبانی نظری آن پرداختیم. به عنوان یک عضو هیئت علمی که در هر دو ساحت حوزه و دانشگاه تدریس داشتهام، معتقدم عبور غدیر از «آیین» به «راهبرد تمدنی»، نیازمند یک «نقشه راه عملیاتی» در چهار عرصه اصلی است: علمی (حوزه و دانشگاه)، تبلیغی (رسانه و منبر)، فرهنگی-اجتماعی و سیاسی-جهانی. در ادامه، به تفکیک هر نهاد، اقدامات مشخص را ارائه میدهم.
اصل کلیدی پیش از اقدامات: تبیین غدیر به عنوان «راهبرد وحدتساز» مستلزم پذیرش یک قاعده است: هرگز حقیقت غدیر را فدای وحدت نکنید، اما روش و اولویت بیان آن را بر اساس شرایط مخاطب تنظیم کنید. این همان «تقیه مداراتی» است که در سیره ائمه (ع) وجود داشت، نه «کتمان حقیقت».
۱. حوزههای علمیه (تولید گفتمان تمدنی و کلام تقریبی): حوزهها مهمترین نقش را در نظریهپردازی و تربیت نیروی انسانی دارند.
اقدامات علمی - پژوهشی: تدوین «کلام مقارن غدیر»: نگارش کتابهای درسی برای سطوح عالی حوزه که غدیر را در مقایسه با نظریههای خلافت در اهل سنت تبیین کند، اما با رویکرد احترام متقابل و اجتناب از تکفیر و توهین.
بازخوانی «اسناد وحدتآفرین غدیر»: استخراج ۵۰ حدیث از خطبه غدیر که بر ارزشهای مشترک (عدالت، علم، مدارا، دفاع از مظلوم) تأکید دارد و چاپ آن با عنوان «منشور غدیر» به دو زبان عربی و فارسی.
تأسیس «پژوهشکده تمدن علوی»: با محوریت بررسی نقش غدیر در تمدنسازی اسلامی و ارائه الگوی حکمرانی بر اساس خطبه غدیر.
برگزاری کرسیهای آزاداندیشی با حضور علمای شیعه و سنی: با موضوع «غدیر؛ میراث مشترک یا عامل اختلاف؟» و انتشار گزارشهای آن.
اقدامات تربیتی و تبلیغی
سرفصلسازی «منبر غدیرمحور»: آموزش طلاب برای منبرهایی که در ایام غدیر، به جای تمرکز بر «تبری از دشمنان فرضی»، بر «عدالت علوی، سادهزیستی، علمگرایی و وحدتطلبی» تأکید کنند.
تولید «بسته خطبه خوانی مشترک»: آماده کردن متن خطبه غدیر با ترجمه روان و تفسیر مختصر (بدون ورود به اختلافات کلامی) برای قرائت در مساجد اهل سنت و شیعه.
تأسیس «شبکه مبلغان غدیر تقریبی»: اعزام مبلغان شیعه به مناطق اهل سنت (و بالعکس) در ایام غدیر برای تبیین مشترکات.
۲. دانشگاهها (تحلیل عقلانی و تمدنی و تولید علوم انسانی): دانشگاهها وظیفه دارند غدیر را به مسئله «اجتماعی، سیاسی و تمدنی» تبدیل کنند، نه صرفاً یک باور کلامی.
اقدامات علمی - پژوهشی
طراحی «نظریه تمدنی غدیر» در قالب پایاننامههای دکتری: با موضوعاتی مانند «الگوی حکمرانی علوی در خطبه غدیر»، «نسبت غدیر و نظریه ولایت فقیه»، «غدیر و راهکارهای حل بحران خلافت در جهان اسلام».
برگزاری «همایش بینالمللی غدیر و همگرایی اسلامی» با حضور اندیشمندان شیعه و سنی از کشورهای مختلف (مصر، عربستان، اندونزی، ترکیه، پاکستان).
تأسیس «کرسی یونسکو در مطالعات غدیر و تقریب مذاهب» برای بینالمللی کردن این گفتمان.
پژوهش در «اثربخشی غدیر بر سرمایه اجتماعی جهان اسلام»: با روشهای کمی و کیفی نشان دهد که چگونه بزرگداشت مشترک غدیر میتواند اعتماد متقابل را افزایش دهد.
اقدامات فرهنگی و دانشجویی
طراحی «درسهایی از غدیر» به عنوان واحد اختیاری معارف اسلامی در دانشگاههای ایران و نیز دانشگاههای اسلامی کشورهای دیگر (با محتوای توافقی علمای شیعه و سنی).
برگزاری «مسابقات علمی دانشجویی غدیر» با محوریت عدالت، اخلاق و وحدت (نه اختلافات کلامی).
راهاندازی «کانونهای دانشجویی غدیر پژوهی» در دانشگاههای بزرگ جهان اسلام (تهران، قاهره، استانبول، لاهور، جاکارتا).
۳. رسانهها (تبلیغ حکیمانه و اقناع مخاطب عام و خاص): رسانهها شتابدهنده اصلی تبدیل غدیر به گفتمان عمومی هستند، اما بیشترین آسیب را نیز در صورت نادرست عمل کردن ایجاد میکنند.
اقدامات محتوایی و برنامهسازی
تولید «سریالها و مستندهای تاریخی با محوریت غدیر» که به جای تقابلهای فرقهای، بر پیامهای تمدنی (عدالت، علم، مدارا) تمرکز کند. نمونه موفق: بازنمایی سیره علوی در مواجهه با مخالفان.
طراحی «پویشهای مجازی غدیر» با شعارهایی مانند: «غدیر؛ روز پیمان برای عدالت»، «غدیر؛ روز برادری مسلمانان»، «من مولایم علی است، برادر سنی من نیز مولایش علی است».
راهاندازی «شبکه رادیویی و تلویزیونی غدیر» به ۱۰ زبان زنده جهان اسلام که ۲۴ ساعته به تبیین مشترکات بپردازد.
تولید «پادکستها و ویدئوهای کوتاه» با عنوان «۳ دقیقه با غدیر» برای فضای مجازی، با تمرکز بر احادیث مشترک و قصههای اخلاقی از سیره علوی.
اقدامات نظارتی و اخلاقی
تدوین «منشور رسانهای غدیر» توسط نهادهای نظارتی (صداوسیما، وزارت ارشاد) که در آن هرگونه توهین، ناسزا، تحقیر صحابه و مقدسات اهل سنت در برنامههای غدیر ممنوع اعلام شود.
رصد و نقد «جریانهای تفرقهافکن در غدیر» که با شعار دفاع از ولایت، به تکفیر اهل سنت یا تخریب خلفا میپردازند. این کار باید توسط رسانههای خود شیعی انجام شود تا مصداق «نقد از درون» باشد.
۴. فعالان فرهنگی و مردمی (اجرای میدانی و همگرایی عملی): این بخش، مهمترین نقش را در تبدیل غدیر به «فرهنگ عمومی وحدتساز» دارد.
اقدامات عملیاتی در ایام غدیر
برگزاری «جشنهای خیابانی مشترک شیعه و سنی» در مناطق مختلط (مانند تهران، اصفهان، مشهد، کرمانشاه) با برنامههای هنری، سرود، توزیع غذای حلال و بدون ورود به اختلافات.
طراحی «کاروانهای شادی غدیر» که از مساجد شیعه و سنی عبور میکنند و به علمای هر دو مذهب هدیه میدهند.
راهاندازی «بازارچههای خیریه غدیر» با عواید آن برای کمک به فقرا و نیازمندان (بدون توجه به مذهب).
توزیع «هدایای نمادین غدیر» مانند شاخه گل، کتابچه خطبه غدیر (با ترجمه ساده) و شیرینی با شعار «عید همه مسلمانان».
اقدامات ساختاری و مستمر
تأسیس «خانههای غدیر» در شهرهای مختلف جهان اسلام به عنوان مرکز فرهنگی، کتابخانه، جلسات گفتگوی شیعه و سنی و برنامههای مشترک.
تشکیل «انجمن دوستی علوی» میان جوانان شیعه و سنی در فضای مجازی با هدف گفتگو و همکاری در پروژههای اجتماعی و بشردوستانه.
طراحی «تقویم جهانی غدیر» که در آن از اندیشمندان، هنرمندان و ورزشکاران اهل سنت برای تبریک و مشارکت دعوت به عمل آید.
۵. نهادهای سیاسی و حاکمیتی (تسهیلگر و پشتیبان): بدون حمایت و تسهیلگری حکومتها (به ویژه جمهوری اسلامی ایران به عنوان پرچمدار غدیر)، این راهبرد به سرانجام نمیرسد.
اقدامات پیشنهادی
پیگیری «ثبت جهانی غدیر» در یونسکو به عنوان میراث مشترک بشریت، با محوریت پیامهای اخلاقی و انسانی آن.
تأسیس «صندوق وحدت غدیر» برای تأمین مالی پروژههای مشترک علمی، رسانهای و عمرانی در کشورهای اسلامی با همکاری شیعه و سنی.
نامگذاری «هفته وحدت غدیر» در تقویم رسمی ایران و دعوت از سفرای کشورهای اسلامی برای حضور در جشنهای مرکزی.
حمایت از «نشستهای سران مذاهب در نجف یا قم» با محوریت غدیر برای تدوین «اعلامیه مشترک همگرایی».
رسا - ضمن تقدیر از شما برای فرصتی که در اختیار رسا قرار دادین جمع بندی نهایی این بخش را هم بیان کنید.
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: ممنون از شما که این فرصت را فراهم کردین. جمعبندی و نتیجه نهایی تبدیل غدیر از یک مناسبت آیینی به راهبرد تمدنی وحدتساز، یک «پروژه ۱۰ ساله» نیازمند عزم ملی و بینالمللی است.
مهمترین گامها در این مسیرعبارتند از:
۱. در حوزه: تولید «کلام تقریبی غدیر» با حفظ مبانی شیعه و احترام به مقدسات اهل سنت.
۲. در دانشگاه: تبدیل غدیر به «نظریه حکمرانی و عدالت» برای جهان اسلام.
۳. در رسانه: جایگزینی «روایت تمدنی» به جای «روایت فرقهای» و حذف توهینها.
۴. در جامعه: برگزاری جشنهای مشترک، فعالیتهای خیریه و گفتگوهای دوستانه.
۵. در سیاست: حمایت مالی و دیپلماتیک از پروژههای وحدتآفرین مبتنی بر غدیر.
هشدار جدی: اگر غدیر به درستی تبیین نشود، یا به «عامل تفرقه» تبدیل میشود (با رویکرد تندروانه و توهینآمیز) یا به «مراسمی بیاثر» فروکاسته میشود (با حذف ابعاد ولایی آن). راه میانه، «غدیر ولاییِ وحدتآفرین» است که در آن:
عقیده به امامت علی (ع) به عنوان یک «حقیقت درونمذهبی» حفظ میشود.
اما در عرصه عمومی و بینمذاهب، بر «ارزشهای مشترک» و «تکریم متقابل» تأکید میگردد.
به قول امیرالمؤمنین (ع): «النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا» (مردم دشمن چیزی هستند که نمیشناسند) اگر غدیر را درست، حکیمانه، دوستانه و وحدتآمیز معرفی کنیم، دلها به سوی آن جذب میشود. اما اگر آن را اهرم نزاع قرار دهیم، حتی شیعیان نیز از آن دلزده خواهند شد. انتخاب با ماست./933/